
دشمنان نظام جمهوري اسلامي ايران علاوه بر مبارزه در حوزه نظامي و اقتصادي و فرهنگي، تلاش نمودند تا با تمركز در زمينههاي مشمئزكننده انساني و اخلاقي بين متدينين و نظام جمهوري اسلامي ايجاد فاصله نمايند. به تعبير بهتر، تلاش نمودند رذالتهاي غيرقابل تحمل اجتماعي را جزو خصايص نظام جمهوري اسلامي ايران بدانند و اينگونه باور اجتماعي نسبت به صلاحيتهاي ديني- اخلاقي حاكميت را دستكاري نمايند. آنچه ظلم محسوب ميشود و غمانگيز است اينكه، كساني از درون نظام و اكثراً از روي غفلت يا توجيه نبودن، به سوژهآفريني براي دشمنان همت گماشتند و زنجيرهاي از دستگيرههاي عيني را براي تمسك دشمنان آماده نمودند. قتلهاي زنجيرهاي، حمله به كوي دانشگاه، فوت زهرا كاظمي، ماجراي كهريزك و آخرين آن فوت ستار بهشتي در زندان است.
ماجراي ستار بهشتي زماني به باور تبديل ميشود كه رسانههاي دشمن آن را در يك زنجيره خبري به اتفاقات پيشين متصل ميكنند و افراد سادهلوحي چون كروبي نيز از درون نظام اين مستمسك را محكم نمودند كه در نظام جمهوري اسلامي قتل، تجاوز و شكنجه قابل انجام است. فضاهاي توليد شده قبلي (قتلهاي زنجيرهاي، كهريزك و...) باعث ارعاب و انفعال نيروهاي انقلاب حتي در دستگاههاي حكومتي شده است و اعتراف به انجام چنين رويهاي نوعي پرستيژ حقگويي و حقطلبي و ظلمستيزي پيدا كرده است و برخي نمايندگان مجلس براي حضور در رسانه و توضيح درباره اين مسئله شتاب بيشتري پيدا كردهاند. مقاممعظم رهبري در ماجراي قتل مرحوم فروهر فرمودند: اگر نظام جمهوري اسلامي مخالفان خود را ميكشد، چرا فروهر؟ فروهر كه دوست ما بود و بعد هم دشمن نجيب نظام بود. حال سؤال اين است كه آيا نظام جمهوري اسلامي آنقدر احساس خطر كرده كه يك وبلاگنويس را ميكشد؟ اگر نظام جمهوري اسلامي ايران به دنبال حذف فيزيكي مخالفان است، چرا بايد اين كار را در زندان انجام دهد كه راهي براي فرار از پاسخگويي هم نداشته باشد؟ اگر نظام جمهوري اسلامي به دنبال حذف فيزيكي ستار بهشتي بود، نميتوانست وي را در يك محيط باز و به صورت طبيعي حذف نمايد و هيچگونه پاسخگويي هم به مسئله نداشته باشد و خود نيز به خونخواهي وي به ميدان بيايد؟ بنابراين اقدامات اينگونه، ظلمي است كه بر نظام جمهوري اسلامي ميرود چرا كه بايد هزينههايي را پرداخت نمايد كه از نگاه معتقدين انقلاب اسلامي قابل قبول نيست و حربه جهانخواران در برخورد با نظام را تند و حربه دوستداران انقلاب اسلامي را كند ميكند. مظلوميت نظام جمهوري اسلامي از آن رو مضاعف ميشود كه دوستان نادان نيز همتراز با دشمنان دانا به آن ضربه ميزنند. هنوز افكار عمومي تصوير روشني از نتيجه دادگاههاي قتلهاي زنجيرهاي، كوي دانشگاه، ماجراي كهريزك و... ندارند.
اميد است تجربه گذشته در ماجراي ستار بهشتي به كار گرفته شود و اطلاعرساني به صورت شفاف اتفاق بيفتد. يكي از آسيبهاي اطلاعرساني در پرونده فوت ستار بهشتي تعدد مرجع اطلاعرساني است. مجلس، دادستاني، سخنگوي دستگاه قضا، نيروي انتظامي، پزشكي قانوني و... هر كدام به بعدي از مسئله پرداختهاند كه موجب سردرگمي در افكار عمومي ميشود. از طرفي رسانههاي دشمن كه در تلاش هستند از اين ماجرا گفتمان «قتل» و «شكنجه» را جايگزين چهره پاك نظام جمهوري اسلامي نمايند، از همين اطلاعات متعارض و متناقض استفاده مينمايند. در آخرين قدم مجلس شوراي اسلامي افكار عمومي را منتظر گذاشت تا نتيجه تحقيقات خود را به ملت ارائه كند. پس از چند هفته انتظار بالاخره گزارش آن قرائت شد؛ گزارشي كه با بيتدبيري تهيهكنندگان آن فاقد ارزش شد.
چه لزومي دارد كه اعلام شود «همه گزارش به جز يك پاراگراف آن قرائت شد»آيا كساني كه دچار شك و شبهه بودند نسبت به گزارش دچار ترديد بيشتر نشدند؟ لزوم حذف آن پاراگراف چيست؟ و اگر لزومي براي آن هست چرا بايد به عنوان يك جزء اصل گزارش را از حيز انتفاع ساقط نمايند؟ لذا افكار عمومي منتظر ختم رسانهاي مسئله توسط گزارش مجلس بودند كه مجلس نيز آن را پيچيده نمود و مستمسك دشمنان در القاي اعمال سانسور در گزارش مذكور شبهات موجود را دوچندان نمود. اما آنچه كه نبايد از نظر دور داشت، پيشگيري و حساسيت نسبت به موارد مشابه است.
به تعبير مقام معظم رهبري «نظام جمهوري اسلامي مورد اعتماد مردم است، اين اعتماد به راحتي به دست نيامده كه عدهاي بخواهند به راحتي آن را به حراج بگذارند» بنابراين تكرار موارد مشابه را اگر به خيانت به نظام ارجاع ندهيم (مسئله كهريزك در تعبير رهبر معظم انقلاب جنايت بود كه بالاتر از خيانت است) بايد به نبود توجيه سيستمي و عدم حساسيت مديريتي ارجاع داد. آنچه در عرف سياسي «اقدامات خودسرانه» خوانده ميشود بايد از چهره مردمي و پاك نظام جمهوري اسلامي زدوده شود تا آدمكشهاي تاريخ بشريت ما را به قتل و جنايت متهم نكنند و از اشتباه ما كلاهي براي سرپوشي براي جنايتهاي خود نبافند. مدافع خون ستار بهشتي بايد نظام جمهوري اسلامي باشد (كه هست) و نبايد دشمنان خود را خونخواه معرفي نمايد و دستان آلوده به خون خود را در پرتو كشته شدن ستار بهشتي خونمالي شده نشان دهند.