کد خبر: 504065
تاریخ انتشار: ۱۱ دی ۱۳۹۱ - ۱۵:۵۰
نگارگري؛ هنر قدسي ايران‌زمين
مينا عبدي
هنوز هم در گوشه و كنار بازار قيصريه، قاب‌هاي خاتم به اعتبار نقاشي‌هاي محصور شده در ميانش به فروش مي‌رسد و هنوز هم هر عابري كه از ميانه اين بازار مي‌گذرد، در مقابل اين نقش‌هاي بي‌مانند، اندكي تأمل مي‌كند و بعد اندكي آرام‌تر از قبل، به راهش ادامه مي‌دهد. اين صحنه را بارها ديده‌ايم. اما در اين نقش رازي نهفته است كه بيننده‌اش را به تامل وادار مي‌كند و او را براي دمي از عالم خاكي جدا مي‌كند و روح او را صيقل مي‌دهد. اين همان رازي است كه مسافران سرزمين كهن ايران را به اين بازار‌ها مي‌كشاند و وادارشان مي‌كند كه تحفه‌اي رنگين و پرنقش و نگار، از اين سفر با خود به يادگار برند. 

حقيقتي را كه سبب مي‌شود تا نگارگري ايراني چنين پر‌بها و گرانمايه باشد مي‌توان از پس لايه‌هاي نازك رنگ و از عمق معاني بلند عرفان مردمان اين سرزمين جست‌وجو كرد.
بي گمان نگارگري يكي از هنرهاي اصيل و گرانسنگ ايراني است؛ هنري كه به‌رغم فراز و نشيب تاريخ و سلطه حاكمان گوناگون و به تبع آن، اعمال سلايق رنگارنگ، به حيات خود ادامه داد.
اگر در آنچه «مينياتور» يا به تعبير ديگر «نگارگري» مي‌خوانيم قدري تامل كنيم، لطافتي بي‌بديل را در جوهره آن درك خواهيم كرد؛ سنتي كه نياكان هنرورزمان به آن عشق مي‌ورزيدند و حاكمان هر زمان بدان مباهات مي‌كردند. شايد بتوان اين سخن را بحق راند كه نگارگري در تمامي طول تاريخ اين سرزمين از بهايي گران برخوردار بوده ‌است. نگارگري نه تنها به علت آنكه هنري رنگارنگ و زيباست كه به سبب معاني عميقش ارزشمند است كه در پس آن نهفته است. نقاشي ايراني، رقص رنگ و نقش در يكديگر است؛ براي بيان معاني بلند عرفاني. 

روح حاكم بر اين هنر ايراني را بي‌ترديد مي‌توان هنر قدسي دانست. هنر قدسي برگرفته از حقيقتي فراسوي روح بشري است؛ جايي كه جوهره حيات بر لوح سپيد نقاش، رنگ مي‌پذيرد و به تجسم مي‌نشيند. در واقع آنچه امروز آن را نگارگري مي‌خوانيم؛ برگرفته از جهان معقول است.
به ديگر سخن، آنچه سبب مي‌شود تا نگارگري ايراني به عمق جان بيننده‌اش نفوذ كند؛ بهره‌اي است كه از عالم بالا به امانت گرفته است. سيد حسين نصر در نوشتاري با عنوان مفهوم فضا و عالم خيال در نگارگري ايران مي‌نويسد: «مينياتور ايراني مبتني بر فضاي دوبعدي تصوير است زيرا تنها از اين طريق مي‌توان هر افق از فضاي تصوير را مرتبه‌اي از عقل دانست. » 

در نگارگري ايراني فرم‌ها از آن‌چه در جهان ماده مي‌بينيم متفاوتند و شايد بارها بدين واقعيت انديشيده باشيم كه چه سري در پس اين انتزاع نهفته است. در توصيف اين حقيقت بايد گفت؛ نگارگري ايراني تصويري از مراتب وجود و انعكاسي از عوالم پنجگانه هستي ا‌ست. مينياتور تصوير عالم خيال است و احتراز از نشاندن رنگ‌هاي زميني بر آن تأكيدي بر نمايش عالمي فراسوي جهان مادي است؛ عوالمي كه فلاسفه اسلامي مراتب آن را پنج مرتبت، يعني: جهان محسوس يا همان عالم ماده، عالم ملكوت يا برزخ، عالم جبروت يا همان عالم فرشتگان، عالم لاهوت كه عالم اسما و صفات الهي است و عالم هاهوت كه ذات خداوند را شامل مي‌شود، مي‌دانند. 

به هر روي آن‌چه حائز ارزش است، جايگاه معنا در هنر ايراني است. همين موضوع سبب مي‌شود كه نگارگري سرشار از رنگ‌هاي زلال و فرم‌هاي به غايت لطيف باشد. ظرافت نقش در آنچه غربيان را بر آن داشت تا آن را miniature يا نقش ظريف بنامند، نمايشي عظيم از تصور هنرمند ايراني نسبت به عالم خيال است. هنري كه بينندگانش را به حقيقت وجودي انسان، يادآور مي‌شود. همين حقيقت سبب مي‌شود كه اين هنر هر عابري را به ايستادن و غرق شدن در عالمي وادار كند كه روحش بدان متعلق است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار