در اين رزمايش ناوهاي وابسته به سه ناوگان دريايي روسيه يعني ناوگان درياي سياه، درياي بالتيك و درياي شمال در شرق مديترانه حضور دارند و اين بدين مفهوم است كه روسيه تمام توان دريايي خود را براي برگزاري موفقيتآميز اين رزمايش بسيج كرده است.
زماني كه ناوهاي روسي براي شركت در اين رزمايش عازم منطقه بودند، رسانههاي غربي با به راه انداختن جنگ رواني ديگر كوشيدند چنين وانمود كنند كه اين كشتيها براي خارج كردن اتباع روسي از سوريه عازم اين كشور هستند. آنها اين عمليات را به همراه يك عمليات رواني ديگر در خصوص تغيير موضع روسيه در قبال سوريه به مرحله اجرا درآوردند و از اين طريق كوشيدند ضريب باور آن را در ذهن مخاطبان افزايش دهند، اما برگزاري اين رزمايش بار ديگر نشان داد كه روسيه همچنان در مواضع خود در جلوگيري از مداخله نظامي غرب و ناتو در سوريه مصر و پايبند است وآن را براي خود خط قرمز ميداند، اما در عين حال از حل مسالمتآميز بحران بر اساس گفتوگوهاي داخلي حمايت ميكند.
به عبارت ديگر به نظر ميرسد روسيه سياست هويج و چماق را در قبال مخالفان دولت سوريه به مرحله اجرا گذاشته است كه بر اساس آن از يكسو به كشورهاي غربي و اعضاي ناتو كه اهداف براندازي را در سوريه دنبال ميكنند متقابلاً چنگ و دندان نشان ميدهد و در برابر اقدامات متنوع و مختلف آنها ازكمك تسليحاتي به گروههاي مسلح گرفته تا استقرار سامانه موشكي پاتريوت در تركيه يا اعزام ناوگان نظامي به درياي مديترانه؛ متقابلاً به اعزام ناوگان نظامي و برگزاري رزمايش نظامي دست زده است و از ديگر سو با توسل به تحركات سياسي براي برگزاري مذاكرات فراگير سوري – سوري بر اساس توافق ژنو تلاش ميكند و در اين راستا براي آنكه گروههاي مسلح و ائتلاف نيروهاي مخالف را به ورود به مذاكرات تشويق كند، به گونهاي وانمود ميكند كه انگار براي روسيه نه سرنوشت دولت سوريه بلكه خود سوريه مهم است.
به نظر ميرسد مسئولان روسيه براي پيشبرد اين سياست به نوعي تقسيم كار بين خود نيز دست زدهاند كه هر يك از سه مقام بلندپايه روسي يعني پوتين، لاوروف و باگدانف كار خاص خود را انجام ميدهند كه بعضاً غرب و رسانههاي غربي را به اشتباه مياندازد و آنها فكر ميكنند مواضع روسيه دستخوش تغيير و تحول شده است، حال آنكه حفظ نظام و دولت سوريه براي حفظ منافع روسيه در كل خاورميانه و درياي مديترانه امري حياتي است و پس از، از دست دادن عراق و ليبي؛ سوريه آخرين پايگاه و سنگر روسيه در خاورميانه است و در صورتي كه روسيه اين پايگاه را نيز از دست بدهد بيترديد روند بازي را در ديگر معادلات ژئوپوليتيك و ژئواستراتژيك به نفع غرب و ناتو تغيير خواهد داد و ناتو بار ديگر براي گسترش مرزهاي خود به سمت روسيه به وسوسه خواهد افتاد.