به عبارتي شناسايي، جهتدهي، پرورش و به كارگيري و حفظ آنها از جمله وظايف فرآدورهاي و فراجناحي حكومتهاست. آن هم در معادلات كنوني جهان كه قدرت برتر در اختيار ملت دانشمندتر و فناورتر است تا ملت مسلحتر، زيرا دانش و فناوري، سلاح امروز و عامل برتري كشورها و جبهه علمي و فناورانه، عرصه نبرد و اثرگذاري و تعيين كنندگي آنها در معادلات و فرآيندهاي بينالمللي است. از طرفي حلقه ديگر زنجير توسعه ما را ميرساند به مؤلفه اصلي دستيابي به چنين دانش و فناوري كه نيروي انساني متعهد و متخصص است. سرمايهاي كه ۱۲ سال در اختيار آموزش و پرورش است.
قطعاً داشتن اين نگاه كلان انگيزه و عزم ما را براي ضرورتهاي بر زمين مانده بيشتر ميكند. سالهاست بحث استعداديابي و جهت دهي استعدادهاي برتر به سمت نيازهاي كشور جزو مطالبات جامعه از آموزش و پرورش بوده است. حاصل جدي نگرفتن اين نياز رشد بادكنكي آمار متخصصين در برخي رشتهها و مواجه كردن جامعه با چالش اشتغالزايي براي آنها بوده است. در سالهاي اخير و بعد از اينكه بالاخره تصميمگيران حوزههاي كلان آموزش و پرورش كشور و نهادهايي كه به لحاظ در اختيار داشتن پشتوانههاي قانوني و اعتبارات متولي استعداديابي و نخبه پروري هستند، به اهميت موضوع پيبردند، تك مضرابهايي در بحث شناسايي نخبگان و استعدادهاي برتر از سنين پايين و پرورش و حمايت از آنها در جهت رفع كمبودهاي جامعه به گوش ميرسد.
چنانچه معاون علمي و فناوري رئيسجمهوري از ابتداي امسال اجراي طرح «شهاب» يا همان شناسايي دانشآموزان نخبه را در دستور كار قرار داد. هر چند بعد از گذشت نزديك به ۱۰ ماه از اجراي طرح شهاب هنوز گزارشي در مورد آن منتشر نشده است، با اين طرح مذكور قرار بود دانشآموزان نخبه را شناسايي كرده و بستر و زمينه شكوفايي استعدادهاي آنان را فراهم كنند. طبق اساسنامه، طرح شهاب معلم محور بوده و دانشآموز را از محيط درس و زندگي جدا نميكند. علاوه بر اين دانشآموزان شناسايي شده به صورت فيزيكي و غيرفيزيكي حس نميكنند كه نسبت به ديگران ارجحيت يا امتيازهايي داشته و از ديگران جدا شدهاند، بلكه به صورت ساكت شناسايي شده و رشد آنها هم از نظر علمي، معنوي و زمينه استعدادشان مورد رصد و هدايت نامحسوس قرار ميگيرد. از سوي ديگر روز گذشته نيز معاون وزير آموزش و پرورش از اجراي طرح بورسيه تحصيلي دانشآموزان تيزهوش بيبضاعت از دهه فجر خبر داد.
اين طرح كه «صندوق سباي مهر» نام دارد، با مكانيزمي خاص و با حفظ حرمت و آبرو، دانشآموزان بيبضاعت را شناسايي ميكند. شايد تركيب اين دو طرح و ايجاد تغييراتي در هر دو، با ايجاد يك همافزايي، قدرت ظرفيتهاي دانشآموزان را در عرصههاي مختلف دو چندان كند. از طرفي بايد در انتخاب دانشآموزي كه عنوان نخبه را ميگيرد، دقت خاصي صورت گيرد تا پاي برخي رانتها و سفارشها به شناسايي جامعه هدف اين طرحها باز نشود و حق دانشآموزي در اين بين ضايع نشود. همچنين از جمله آسيبهايي كه ميتواند چنين طرحهايي را با خطر مواجه كند و ابتر بگذارد، برچسبدار كردن دانشآموزان به نخبه و غير نخبه است.
مسئلهاي كه دستهاي را در مقابل دستهاي ديگر قرار ميدهد و رشد شخصيتي، اجتماعي و علمي آنها را به چالش ميكشاند. علاوه بر اين اگرچه حمايت از رشد دانشآموزان بيبضاعت يكسان با دانشآموزان برخوردارتر امر مباركي است كه آموزش و پرورش به آن اهتمام نشان داده اما اگر موضوع در طرح مستتر ميماند، اجراي موفقتري به خود ميديد. همچنين در شناسايي استعدادها، اگرچه بايد آيندهنگري و ديد كلان لحاظ شود اما نبايد تعريف استعداد برتر به زمينههاي خاصي محدود شود و نخبگي محصور به رشتههايي نظير رشتههاي نظري صرف باشد. در نظر گرفتن اين نكات و دقت در حساسيتهاي موجود در اين رابطه مانع متهم شدن چنين طرحهايي به سوزاندن فرصتها و انگيزههاي جوان كشور ميشود.