یکی از پیرمردهای سیاسی که دکترین تهاجم روانی آمریکا را تئوریزه می کند طی نگارش یک توهم نامه برای سی ان ان رئوس کلی عملیات روانی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران را تئوریزه و پیشنهاد کرد.
اضلاع برنامه غربی ها علیه جمهوری اسلامی ایران مطابق آنچه وی نوشته است شامل :۱_انتشار شایعه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ۲_انتشار شایعاتی مبنی بر سلامت رهبر معظم انقلاب اسلامی که البته قبلا نیز نمونه هایی از آن در شرایط مختلف توسط سلطنت طلبها و سایر گروهها منفور آزموده شده است و۳_ادامه دادن فشار روانی در حوزه مسائل اقتصادی و تهدیدهای نظامی از سوی رژیم ناتوان و ذلیل اسرائیل علیه جمهوری اسلامی می باشد.
بخش هایی از برنامه وی را با توجه به عبارت هایی که سرویس بین الملل رویداد از متن بدلیل توهین آمیز بودن حذف کرده است را در ادامه می خوانید.
به گزارش سرویس بین الملل رویداد،سی ان ان نوشت، مارک کتز پروفسور دانشگاه جورج میسون آمریکا و مولف کتاب های مختلف در حوزه های سیاسی می باشد. وی در رابطه با ترور و جنگ افغانستان و عراق نیز تالیف هایی را داشته است. وی اخیرا مطلبی را با عنوان "ایران در سال ۲۰۱۳ با سه بحران بزرگ مواجه خواهد شد" نوشته است که قابل دسترسی در وب سایت سی ان ان است.
مطلب یاد شده اختصاص به معضلات احتمالی ایران را در سال ۲۰۱۳ از دیدگاه نویسنده اش دارد که بدین شرح می باشد: ایران علاوه بر بحران اقتصادی که با آن دست به گریبان است و به نظر بعید می رسد تا سال آینده بتواند بر آن فائق آید، با سه بحران بالقوه رو به روست. این سه بحران می تواند ایران را تا سال ۲۰۱۳ تحت تاثیر قرار دهد.
انتخابات ریاست جمهوری ایران برای تاریخ ۱۴ ژوئن ۲۰۱۳ برنامه ریزی شده است. رهبر جمهوری اسلامی نیز نمی خواهد آنچه که در انتخابات سال ۲۰۰۹ رخ داد و انتخاب محمود احمدی نژاد با رای مردمی تقلب دانسته شد(از سوی دشمن و به دروغ القا شد و هیچ گاه در هیچ محفل یا رسانه ای در طول تاریخ درگیری های سیاسی سندی محکم و قابل اعتنا در این خصوص ارائه نشد)؛ بار دیگر پیش آید. از طرف دیگر، قوانین جدید برای انتخابات که حضور را کنترل می کند، واکنش های شدیدی را درمیان اعضای داخلی دولت از جمله شخص محمود احمدی نژاد به وجود خواهد آورد.
مردم ایران می توانند با الگو گرفتن از قیام مردم کشورهای منطقه که منجر به سقوط حاکمان کشورهای تونس، مصر، لیبی، یمن و سوریه (احتمالا تا اواسط سال ۲۰۱۳)، شورش هایی را به راه انداخته و طی یک تلاش هماهنگ به نامشروع بودن نتایج انتخابات اعتراض کرده و کار ناتمام سال ۲۰۰۹ را در سال ۲۰۱۳ به پایان برسانند.
سال ۱۹۸۹ مصادف با فوت رهبر پیشین ایران بود که موجب ارتقاء سمت آیت الله خامنه ای شد و او از مرتبه ریاست جمهوری به رهبریت صعود کرد. اما مسئله جایگزینی رهبری پس از آیت الله خامنه ای هنوز مشخص نیست. زیراکه در ایران دیگر کسی باقی نمانده است که صلاحیت تصدی این موقعیت را داشته باشد و "مبارزه قدرت" امر بدیهی خواهد بود که فوران خشم مردمی را درپی خواهد داشت. به طور قطع هر گزینه ای که به جای رهبر بیاید "یک انتخاب منفور" خواهد بود.
سرانجام دشواری هایی که برای رهبری به وجود خواهد آمد، مسیر توافق ایران با گروه ۱+۵ را دشوار می کند. سال ۲۰۱۳، سال انتقال ریاست جمهوری و احتمالا انتقال رهبری در ایران خواهد بود که کار بر روی پروژه حل و فصل برنامه هسته ای جدال برانگیز ایران را کش خواهد داد. با این تفاصیل به این نقطه خواهیم رسید که وضعیت آتی ایران، آمریکا و اسرائیل را از امیدواری به توافق دیپلماتیک برنامه هسته ای ایران ناامید کرده و سرخوردگی برای سران دو کشور به وجود خواهد آورد که نهایتا اعتقاد راسخ آن دو را بر این امر استوار خواهد کرد که " دیگر فضایی برای توافق دیپلماتیک به وجود نخواهد آمد" لذا به ایران حمله خواهد شد تا تهران را از دستیابی به سلاح هسته ای بازدارند. چنین حرکتی عواقب سویی را برای سیاست داخلی ایران و روابط گسترده بین المللی این کشور خواهد داشت.
البته محتمل ترین بحران سال ۲۰۱۳ از بین این سه گزینه، " انتخابات ریاست جمهوری" می باشد زیرا که از همین حالا برای آن زمانبدی شده است. حمله نظامی به این کشور بر سر برنامه هسته ای آن بستگی به تصمیمات واشنگتن و تل آویو دارد. بروز هرگونه سوالی درباره این بحران ها، در استحکام و ثبات نظام جمهوری اسلامی ایران تاثیرگذار است.
ناآرامی های سیاسی داخلی ایران، عکس العمل منفی عمومی را نسبت به مشروعیت انتخابات ریاست جمهوری برانگیخته می کند و تضعیف موقعیت جمهوری اسلامی قطعی خواهد بود. بنابراین پیش بینی سقوط و قیامی مشابه بهارعربی کار ساده ای است. حمله نظامی به این کشور هم از طرف اسراییل و آمریکا بحرانی است که بعد از انتخابات بسیار تهدید کننده است.