
اصلاً چرا اينقدر دور ميرويم. آن زماني كه وقتي به منزل فاميلي ميرفتيم و خانه نبودند، روي در مينوشتيم «آمديم نبوديد...!»
يادتان هست؟
نميخواهيم از شهرفرنگهاي چرخي حرف بزنيم اما تلويزيونهاي سياه و سفيد براي خودشان عالمي داشتند.
به هر حال، علم در هر لحظه ره صد ساله پيمود و تكنولوژي چنان در تار و پود زندگيمان نفوذ كرد كه خودمان هم ندانستيم چطور به يكباره اينقدر تغيير كرديم. شايد فكر كنيم كه فناوريها زندگيمان را راحتتر كردهاند اما واقعاً گرفتار شدهايم و از يكديگر دورتر!
الان در يك خانواده چهار نفره در كنار دو خط تلفن ثابت، حداقل شش خط تلفن همراه وجود دارد. هنوز هيچكس نميداند كه چرا ما اول يك خط موبايل ميخريم و شمارهاش را بين همه پخش ميكنيم و تازه ميفهميم كه فرصت جواب دادن به آنها را نداريم، بعد يك خط ديگر ميخريم تا شمارهاش را فقط به آنهايي كه حال جواب دادنشان را داريم، بدهيم، البته همين مورد هم هزار اما و اگر دارد.
ما از تكنولوژي استفاده ميكنيم اما شايد بهتر باشد كه بگوييم اين تكنولوژي است كه ما را بنده خودش كرده و از ما استفاده ميكند و اجازه نميدهد با دوستاني كه هنوز دل به او نبستهاند رابطه خوبي داشته باشيم.
اگر دوست و آشنايي ايميل نداشته باشد يا بدتر از آن، هنوز خود را گرفتار موبايل نكرده باشد ارتباطمان را با او كم و كمتر ميكنيم تا به روزي ميرسيم كه ميفهميم به صفر رسيده و فراموشش كردهايم. اگر كسي اين ادعا را قبول ندارد ميتواند به لحظهاي فكر كند كه از خانه خارج شده و فراموش كرده موبايلش را بردارد...
وقتي موبايلمان كنارمان نباشد چنان استرسي سراپاي وجودمان را ميگيرد كه با عجله و آشفتگي خود را به آن ميرسانيم تا قلبمان آرام شود، چون ما انسانهاي عصر ارتباطات و تكنولوژي هستيم و يادمان رفته كه حداقل ۲۰ سال از عمرمان را بدون آن زندگي كرده و گذراندهايم.
حالا نه تنها جاي آن خروسهاي اول مطلب را صداي آلارم موبايلهايمان گرفتهاند، بلكه وقتي با اتومبيل به جلوي خانه ميرسيم، به جاي زنگ خانه، ترجيح ميدهيم با تلفن، همسرمان را مطلع كنيم تا به كمكمان بيايد.
بندههاي تكنولوژي
اگر از تمام فاصلههاي به وجود آمده توسط تكنولوژي بگذريم، انگار اين زاده دست بشر، عقل خالقش را هم مختل كرده. وقتي دور هم مينشينيم از عوارض غيرقابل جبران ماكروويو ميگوييم، از اينكه چايساز اصلاً خوب نيست و گوشت مرغها و گوسالهها تمام هورمون شده و امواج موبايل علاوه بر تأثيرات منفياش روي روح و روان، اين قدرت را دارد كه افراد را عقيم كند يا جنين را ناقص و...
امروزه پژوهشگران دريافتهاند كه ورود سامانههاي نوين فناوري به زندگي انسان، تأثيرات بيولوژيك نامطلوبي را به همراه داشته است. امواج الكترومغناطيسي توليد شده در آنتنهاي راديويي و تلفن همراه در تشكيل غدد سرطاني و رشد آن نقش بسزايي دارند. تشعشعات راديو اكتيويته حاصل از تلفن همراه موجب تغيير در فعل و انفعال بدن شده و ميتواند موجب بروز بيماريهاي جديد، به خصوص روي مغز انسان شود.
اثر امواج الكترومغناطيسي سيستمهاي نوين، روي بسياري از قسمتهاي بدن از جمله چشم، مانند سفيده تخممرغ در مقابل گرماست كه سفت ميشود و ناراحتي آب مرواريد را به دنبال دارد يا استفاده مداوم و طولاني مدت يا قرار دادن تلفن همراه در كنار قفسه سينه يا جيب پيراهن و در فاصله ۵ تا ۱۰ سانتيمتري قلب باعث تأثير امواج الكترومغناطيسي آن بر پالسهاي الكتريكي توليد شده توسط سلولهاي ضربان ساز شده و ضربان قلب را نامنظم ميكند.
با تمام اين علم و دانشها! هر صبح چشمهايمان را با صداي زنگ موبايل باز ميكنيم و با خواب آلودگي، اول به سراغ چايساز ميرويم. نانها را در توستر گرم كرده و سرپايي چيزي ميخوريم كه نامش صبحانه است.
كارمان هرچه باشد در كنارش بايد حتماً سري به ايميلمان بزنيم شايد خبر مهمي آمده باشد. تماسها را يكي درميان جواب ميدهيم و ترجيح بر اين است كه با اساماس حرفها رد و بدل شوند.
هميشه در عجله و تكاپو قرار داريم اما نميدانيم براي چه و براي رسيدن به كجا، چون خودمان حركت نميكنيم و اين تكنولوژيست كه مارا با خود ميكشد.
ميگويند كارها خيلي سريعتر و راحتتر از گذشته شده، اما باز نميدانيم چرا هميشه وقت كم ميآوريم. عصبي و تندخو شدهايم. گردش و مسافرت پيشكش، براي عزيزانمان هم وقت نداريم و جمله «ببخشيد اصلاً وقت نميشه» ورد زبان همه شده.
معنويت قرباني تكنولوژي
در چند دهه اخير و همزمان با رشد سريع تكنولوژي و انفجار اطلاعاتي، بسياري از مردم مخصوصاً در كشورهايي كه توليدكننده تكنولوژي هستند در خود نياز به تأمل و بازنگري در مباني زندگي را احساس كردند و بسياري از آنان بازگشت دوبارهاي به اديان و مذاهب مختلف داشتهاند.
بايد باور كنيم كه تكنولوژي نيز ابزاري براي وابستگي به دنياست و هماكنون اخلاق مدرن دستخوش تحولات تكنولوژيك در جهت فايده گرايي دنيايي، بسياري از مباني اخلاق سنتي را دستخوش تهديد قرار داده و اين تحولات و كشاكش بين معنويت و دنياگرايي اساس تحولات آينده بشر است؛ چالشي كه امروزه در درون كشورها و بين كشورهاي مختلف نيز احساس ميشود.
جاده بيانتها
ماشين، قطار و هواپيما، راهها را كوتاهتر كردهاند اما ديگر زماني براي اختصاصدادن به خودمان وجود ندارد...
تكنولوژي به ظاهر آسايش و راحتي را آورده اما آنچنان بر سلامت جسمي و رواني افراد تأثير منفي گذاشته كه به هيچ وجه قابل چشمپوشي نيست. راستي! فرق زندگي ما با پدران و اجدادمان در چيست؟ آنها از زندگي لذت ميبردند يا ما؟
شايد نسلها تغييراتي كرده باشند اما تفاوت اصلي را بايد در اطرافمان جستوجو كنيم. عامل تمام اين تغييرات، تكنولوژيهايي است كه طي دهههاي اخير به وجود آمدهاند و زندگي ما را دستخوش تغيير كردهاند. تغييري كه عوارض جبران ناپذيري به همراه دارد.
ما روحمان آسيبديده و نشان به آن نشان كه وقتي شهروندي، دوستي يا همنوعي دچار اتفاق و حادثه ميشود، به جاي كمك كردن به او، زود دستمان به طرف موبايلمان ميرود تا از صحنه فيلمبرداري كنيم و با بلوتوث براي ديگران بفرستيم تا همه باور كنند كه در محل حادثه حضور داشتيم، چون ديگران هم جز اين انتظاري از ما ندارند.
ما انسانهاي عصر تكنولوژي هستيم.