
به گزارش خبرنگار ما، اين پرونده از شامگاه ۱۱ فروردين ماه سال ۸۸ و همزمان با مرگ زن ميانسالي در بيمارستان امام سجاد شهريار به جريان افتاد. پزشكان لحظاتي بعد از مرگ زن ۴۲ ساله كه سپيده نام داشت به پليس گفتند دو مرد كه خودشان را از بستگان سپيده معرفي كردند، او را در حالي كه به شدت دچار سوختگي شده بود به بيمارستان آوردند.
ما هم اقدامات اوليه را براي نجات او انجام داديم و سعي كرديم او را به ادامه زندگي اميدوار كنيم. هنگام مداوا علت حادثه را هم از او سؤال كرديم. سپيده گفت شوهرش به دليل حاضر نبودن غذا او را دعوا كرده و بعد هم مقداري بنزين به رويش ريخته و سرانجام با روشن كردن فندك او را آتشزده است.
پزشكي قانوني بعد از معاينه جسد اعلام كرد، مقتول از ناحيه سينه و صورت دچار سوختگي درجه سه شده بود و علت مرگ را نيز سوختگي شديد اعلام كرد.
دختر مقتول هم در جريان تحقيقات به پليس گفت: شب حادثه من در اتاق خودم بودم كه صداي مشاجره پدر و مادرم بلند شد. آنها گاهي با هم دعوا ميكردند كه ناگهان با شنيدن صداي جيغ مادرم خودم را به اتاق پذيرايي رساندم. مادرم ميان شعلههاي آتش در حال سوختن بود و مدام به پدرم التماس ميكرد آتش را خاموش كند. او به پدرم ميگفت براي چه من را آتش زدي؟
مأموران سرانجام متهم را بازداشت كردند. غلام اما در تحقيقات اتهام قتل را انكار كرد و گفت من مدتي بود با همسرم اختلاف داشتم اما او را به قتل نرساندم، بلكه او خودكشي كرد. غلام توضيح داد: شب حادثه از همسرم خواستم به خانه پدرش برود و به آنها سركشي كند اما همسرم قبول نكرد و گفت دوست دارد در خانه باشد. بر سر همين موضوع دعوايمان شد. من داخل پذيرايي نشسته بودم كه همسرم به آشپزخانه رفت و لحظاتي بعد او را ديدم كه خودش را آتش زده بود.
بعد از انجام تحقيقات، پرونده براي رسيدگي به شعبه ۷۹ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده و متهم پاي ميز محاكمه حاضر شد. اولياي دم در جلسه دادگاه خواستار قصاص متهم شدند. غلام در جلسه دادگاه هم اتهام قتل را انكار كرد اما دفاعيات او از سوي هيئت قضايي مورد قبول واقع نشد و او به قصاص محكوم شد. سپس متهم به راي دادگاه اعتراض كرد و پرونده به ديوان عالي كشور فرستاده شد. قضات ديوان عالي كشور بعد از بررسي پرونده اعلام كردند، دختر مقتول كه در صحنه جنايت حاضر بوده بايد در جلسه دادگاه حاضر شود و اظهارات خودش را براي دادگاه بازگو كند. همچنين دادگاه بايد از پرستاران بيمارستان هم تحقيق كند. بنابراين رأي دادگاه نقض و پرونده براي رسيدگي دوباره به شعبه ۷۹ به رياست قاضي محمدرضا محمدي كشكولي فرستاده شد.
روز گذشته سه نفر از پرستاران بيمارستان در جلسه دادگاه حاضر شدند. يكي از پرستاران گفت: من پرستار بخش اورژانس نيستم اما آن شب مسئولان بيمارستان از من خواستند به اورژانس بروم و در معاينه زني كه به شدت دچار سوختگي شده است به تيم پزشكي كمك كنم. وقتي در اورژانس حاضر شدم پزشكان در حال مداواي بيمار بودند. بيمار داشت با اطرافيان حرف ميزد. ميگفت به شدت دچار سوختگي شدهام. يك نفر از او علت حادثه را سؤال كرد. او گفت من غذا را براي شوهرم حاضر نكرده بودم، شوهرم عصباني شد و مقداري بنزين روي من ريخت و من را آتش زد. پرستار ديگري هم در دادگاه گفت: من آن زن را ديدم. البته مدت زيادي از زمان حادثه گذشته و حرفهايش را به ياد ندارم، من از اطرافيان شنيدم كه ميگفتند چون غذا را حاضر نكرده بود، شوهرش او را آتش زده است و خودم چيزي از زبان مقتول نشنيدم.
سومين پرستار هم گفت من اصلاً شب حادثه را به ياد ندارم.
از آنجا كه اولياي دم در جلسه دادگاه حاضر نشده بودند، قاضي كشكولي جلسه دادگاه را تجديد كرد.