
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز سه شنبه ۲۳ آبان ماه مرد سالخوردهاي به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي پايتخت آمد. وي در حالي كه اشك ميريخت به قاضي جمشيدي، رئيس شعبه اجراي احكام گفت: بهار دوسال قبل دختر ۲۷ سالهام به نام نازي به دست شوهرش كه صمد نام دارد، به قتل رسيد. دادگاه هم صمد را محاكمه و به مرگ محكوم كرده است. حالا كه دو سال از آن حادثه تلخ ميگذرد، به حرمت ماه محرم به اينجا آمدهام تا از قصاص او گذشت كنم. وي در ادامه رضايتنامه كتبي خود را به رئيس شعبه ارائه داد.
آغاز ماجرا ساعت ۵ و ۱۰ دقيقه صبح روز ۱۷ ارديبهشت ماه سال ۸۹ مأموران پليس پاكدشت از مرگ مشكوك زن جواني در بيمارستان زعيم باخبر شدند. يكي از مسئولان بيمارستان به پليس گفت: دو مرد و يك زن ساعت ۴ و ۳۰ دقيقه بامداد زن جواني را به بيمارستان آوردند. همراهان بيمار خودشان را شوهر، برادر شوهر و مادر شوهر وي معرفي كردند. اين زن كه آثار ضرب و شتم در بدنش مشهود بود، بلافاصله از سوي پزشك شيفت شب بيمارستان مورد معاينه قرار گرفت اما پزشك اعلام كرد وي پنج ساعت قبل بر اثر ضربه به سرش جان باخته است. وي ادامه داد: بعد از اين شوهر مقتول به بهانهاي از بيمارستان خارج شد اما برادر شوهر و مادر شوهر آن در بيمارستان ماندند. مأموران پليس بعد از حضور در بيمارستان، برادر شوهر مقتول را مورد بازجويي قرار دادند. وي گفت: من از اختلاف برادرم با همسرش با خبر هستم. اختلافات آنها بعد از اعتياد صمد شروع شد. ساعت دو بامداد شب حادثه برادرم با تلفن همراهم تماس گرفت و درخواست كمك كرد. او گفت كه نازي از پلههاي خانه زمين خورده و حالش بد شده و خواست تا به كمكش بروم. من به همراه مادرم راهي خانه آنها در روستاي چنگي شدم. وقتي به خانهشان رسيدم، نازي در حالي كه دستمالي به سرش بسته بود در اتاق خواب بيحركت افتاده بود. ما هم به سرعت با ماشينم او را به بيمارستان رسانديم. وقتي پزشك بيمارستان اعلام كرد كه نازي فوت شده است، شوهرش به بهانه اينكه پسر كوچكش را به خانه اقوام ببرد، از بيمارستان خارج شد و ديگر بازنگشت.
معرفي متهم فراري به پليس وي در نخستين بازجوييها با اظهار پشيماني و اعتراف به قتل همسرش گفت: من كارگر سادهاي بودم كه با تلاش فراوان توانستم خانه و مغازهاي بخرم. اما در زندگيام غفلت كردم و معتاد به شيشه شدم. بعد از مدتي براي تهيه پول مواد هر چه را كه با زحمت فراوان به دست آورده بودم، خرج تهيه مواد كردم. من خانه و شغلم را از دست دادم و بيكار شدم. وي درباره شب حادثه گفت: وقتي به خانه آمدم، همسرم از من خواست تا به زندگي برگردم و در كنار پسر پنج سالهمان زندگي خوبي داشته باشيم. آن شب من شيشه مصرف كرده بودم و حال خوبي نداشتم كه با چوب به جانش افتادم و ضربهاي محكم به سرش كوبيدم.
وقتي از سرش خون جاري شد، خواستم او را به بيمارستان برسانم اما او خواست تا با روسري سرش را ببندم و گفت كه نيازي به درمان ندارد. نازي در اين حال باز هم مرا نصيحت ميكرد تا اعتيادم را ترك كنم . بعد احساس سر درد كرد و گوشهاي خوابيد. پس از چند ساعت به سراغش رفتم كه متوجه شدم نفس نميكشد.
من خيلي ترسيدم و بلافاصله از برادرم كمك خواستم. متهم بعد از تحقيقات تكميلي در شعبه ۱۱۳ دادگاه كيفري محاكمه شد. در جلسه دادگاه، اولياي دم درخواست قصاص دادند و هيئت قضائي با بررسي پرونده وي را مجرم شناختند و به قصاص محكوم كردند. در ادامه، حكم دادگاه بعد از تأييد در شعبه۱۵ ديوان عالي كشور براي اجرا به شعبه اجراي احكام فرستاده شد.
جلسات صلح و سازش بنابراين همزمان با سير مراحل قانوني، حكم قاضي جمشيدي به همراه خليلي مدير دفتر شعبه با دعوت از اوليايدم مقتول جلسات متعددي را براي جلب رضايت در محل شعبه برگزار كردند. قاضي جمشيدي درباره اين پرونده به خبرنگار ما گفت: در حالي كه حكم اين پرونده براي گرفتن استيذان به دفتر رئيس قوه رفته بود، جلسات تيم صلح و سازش نتيجه داد تا اينكه صبح روز سهشنبه، پدر مقتول رضايتنامه كتبي خود را به شعبه ارائه داد. بدين ترتيب صمد كه همسرش را با چوب به قتل رسانده بود، با گرفتن رضايت به زندگي بازگشت.