کد خبر: 496739
تاریخ انتشار: ۲۷ آبان ۱۳۹۱ - ۰۷:۱۱
نگاهي ‌به نقش مقام معظم رهبري در آزادسازي سوسنگرد ‌
مقام معظم رهبري در آزادسازي سوسنگرد به تاريخ ۲۶ آبان ۱۳۵۹ نقش ارزنده‌اي داشتند كه طي آن با كارشكني بني‌صدر و عدم دخالت واحدي از نيروهاي زرهي ارتش به دستور بني‌صدر، ‌ايشان با هماهنگي با حضرت امام(ره) طي نامه‌‌اي قاطع آن دسته از نيروهاي ارتش را مجاب به پيوستن به نيروهاي عمليات كننده مي‌كنند و به اين سان نقش ايشان در آزادسازي پايتخت غيرت جهان در دفتر تاريخ دفاع مقدس جاودانه مي‌شود. متن زير خاطراتي ‌ از زبان ايشان است در خصوص حماسه آزادسازي سوسنگرد. 

شب عمليات جزو شب‌هاي خاطره‌انگيز من است. شب عجيبي بود. من بودم با چمران و سرهنگ سليمي و جوان ديگري به نام اکبر که از محافظان شهيد چمران بود. يک پسر شجاع، خوش روحيه، متدين و جوان برازنده‌اي که فرداي همان روز کنار چمران شهيد شد. تا ساعت ۱۲ ـ ۱۱ صحبت‌ها را کرديم و بعد رفتيم بخوابيم و آماده شويم براي حرکت. تازه خوابم برده بود که چمران آمد پشت در اتاق و محکم در مي‌‌زد که فلاني بلند شو! 

گفتم: چه شده؟
گفت: طرح به هم خورد. از دزفول خبر دادند که تيپ ۲ لشکر ۹۲ را نياز داريم و نمي‌توانيم بدهيم.
يعني نيروي حمله‌ور اصلي! من خيلي برآشفته شدم که چرا اين کار را مي‌کنند. اين به جز اذيت‌کردن و ضربه‌زدن کار ديگري نيست. تلفن کردم به فرمانده نيروهاي دزفول. تيمسار ظهيرنژاد آنجا بود.
گفتم: چرا اين دستور را داديد؟ 

گفت: دستور آقاي بني‌صدر است و علت هم اين است که اين تيپ را براي کار ديگري به اهواز آورديم و اگر بيايد آنجا منهدم مي‌شود. اين تيپ خوبي است و ما از ترس انهدام آن نمي‌خواهيم آن را وارد عمليات کنيم. مگر به امر. مگر به امر يعني اينکه دستور ويژه‌اي از طرف فرماندهي بيايد که برو. من گفتم اين نمي‌شود. اول اينکه چرا منهدم شود، کما اينکه فردا لشکر آمد و منهدم نشد. بعد هم اينکه چه کاري مهم‌تر از سوسنگرد؟ و اگر اين تيپ نيايد يعني تعطيل شدن اين عمليات و بايد بيايد. قرص و محکم گفتم شما به آقاي بني‌صدر هم بگوييد که بايد بيايد و دستور را لغو کنيد. مرحوم چمران اصرار داشت با خود بني‌صدر صحبت شود. راستش من ابا داشتم از اينکه با بني‌صدر به مناقشه لفظي بيفتم. چون سرش نمي‌شد و بي‌خودي پشت سر هم چيزي مي‌گفت. گفتم شما خودت صحبت کن! چمران تماس گرفت و عين همين‌ صحبت‌ها که بايد تيپ ۲ لشکر ۹۲ بيايد را به بني صدر گفت. بني‌صدر هم قولکي داد. قول داد که دستور دهد تيپ بيايد. 

‌ امام دستور دادند تا فردا سوسنگرد آزاد شود
چيزي که خيلي به کمک ما آمد پيغام مرحوم اشراقي بود. سر شب مرحوم اشراقي داماد امام، از تهران با من تماس گرفت و خبرها را پرسيد. من گفتم قرار بر اين است که عمليات انجام شود و ظاهراً من اظهار ترديد کرده بودم که دغدغه دارم و ممکن است عمليات انجام نشود، مگر اينکه امام دستور دهد. ايشان رفت با امام تماس گرفت، پيغام داد امام دستور دادند تا فردا سوسنگرد بايد آزاد شود و تيمسار فلاحي هم بايد مباشر عمليات باشد. من اين را نگفته بودم چون ديروقت بود. شايد هم فکر مي‌کردم که صبح بگويم. وقتي که اين مسئله پيش آمد گفتم حالا وقتش است که اين پيغام را بدهم. نشستم دو نامه نوشتم. يکي ساعت يک و نيم بعد از نصف شب و يکي ساعت ۲. 

ساعت يک و نيم به سرهنگ قاسمي، فرمانده لشکر ۹۲ نوشتم که داماد حضرت امام، از قول امام، پيغام دادند که فردا بايد حصر سوسنگرد شکسته شود و اگر تيپ دو نباشد اين کار انجام نمي‌شود. به تيمسار ظهيرنژاد گفتم و ايشان هم قول داده که با بني صدر صحبت کند، تيپ بيايد و شما هم آماده باشيد که تيپ را به کار بگيريد. مبادا به خاطر پيغامي که سر شب آمده، تيپ را از دور خارج کنيد. نامه را دادم به دست يکي از برادرها و گفتم اين نامه را مي‌بري و اگر سرهنگ قاسمي خواب هم بود از خواب بيدارش مي‌کني و نامه را به دستش مي‌دهي. 

‌ نامه‌ام را قرص و محكم نوشتم!
يک نامه هم ساعت ۲ براي سرتيپ فلاحي با همين مضمون نوشتم با اين اضافه که امام گفتند سرتيپ فلاحي هم بايد در جريان عمليات باشند و نظارت کنند. اين ماجرا را هم نوشتم که مي‌خواستند تيپ را از ما بگيرند و گفتيم که بايد تيپ باشد و شما مسئول هستيد که اين را بگيريد و کار کنيد. هر دو نامه را به شهيد چمران دادم و گفتم شما هم بنويس که نظر هردويمان باشد. ايشان هم پاي هر کدام يک شرح دردمندانه‌اي نوشتند. ايشان هم که مي‌دانيد خيلي ذوقي و عارفانه مي‌نوشتند. من خيلي قرص و محکم نوشتم او خيلي دردمندانه. 

گفتم هر کس بخواند دلش مي‌سوزد. ساعت ۲ هم نامه دوم را براي سرتيپ فلاحي فرستادم. خيالم راحت بود که کار انجام مي‌شود اما باز هم دغدغه داشتيم. بارها شده بود که کار تا لحظات آخر رسيده بود و به دليلي تعطيل شده بود. صبح زود که از خواب براي نماز بلند شدم، ديدم اوضاع خوب است. ساعت ۵ صبح تيپ ۲ از خط عبور کرده بود. همان زمان که نامه را دريافت کردند، مشغول شدند و بعد از دريافت نامه حرکت کرده بودند. چنانچه بنا بر اين بود که «به امر» کار کنند، تا آن آقا از خواب بلند شود به او بگويند و «به امري» منتهي شود، دستور ساعت ۹ صادر مي‌شد و ساعت ۱۱ عمليات ناموفقي انجام مي‌شد که قطعاً شکست مي‌خورديم. 

چمران هم بلند شد و رفت. من هم چند ملاقات داشتم که انجام دادم و رفتم به طرف جبهه و عمليات. البته وقتي رفتم ديدم شهيد فلاحي هم رفته. صبح زود هم چمران و فلاحي رفته و هم آقاي غرضي رفته بودند و اينها در خطوط مقدم و صحنه درگيري حضور داشتد. ما که رفتيم، جنگ دور گرفته بود و نيروهاي ما پيش رفته بودند و حدود ساعت ۱۰:۳۰ بود که ظهيرنژاد هم آمدند و رفتند جلو. ما مي‌رفتيم و در واحدهاي عقبه و درگير پياده مي‌شديم و با آنها صحبت مي‌کرديم. احوالشان را مي‌پرسيديم، خبر مي‌گرفتيم. دائماً مي‌گفتند که خبرها خوب است و پيش‌بيني مي‌شد ساعت ۲:۳۰ ما وارد سوسنگرد شويم. حدود ساعت يک به اهواز برگشتم و مي‌خواستم بيايم تهران. اهواز که رسيدم خبردادند که چمران مجروح شده و خيلي نگران شدم. چمران را آوردند. 

قضيه از اين قرار بود که چمران و دو محافظش مشغول جنگيدن بودند که تنها مي‌مانند و عراقي‌ها آنها را به رگبار مي‌بندند. چمران بعداً گفت که من آن روز مثل ماهي مي‌غلتيدم که رگبارها به من نخورد. آدمي قوي بود، در جنگ انفرادي قوي بود. يکي از محافظان جاي امني پيدا کرده بود که رگبارها به او نخورد اما اکبر جايي پيدا نکرده بود و شهيد شده بود. پاي چمران هم زخمي شده بود. 

يک کاميون عراقي از آنجا رد مي‌شود و چمران هم مي‌بيند که چيز خوبي است و کاميون را به رگبار مي‌بندد. شوفر عراقي تير مي‌خورد و چمران به کمک محافظش وارد کاميون مي‌شود و مي‌افتد عقب کاميون. چمران مجروح را با يک کاميون عراقي از جنگ مي‌آورند اهواز. ساعت ۲ بود که رفتم بيمارستان. ديدم که حالش خوب است اما جراحت رانش نسبتاً کاري است و ۴۰ ـ ۳۰ روزي هم او را انداخت. او را از اتاق عمل بيرون آوردند و تمام سفارشش اين بود که نگذاريد حمله از دور بيفتد و هي به من و سرهنگ سليمي التماس مي‌کرد که نگذاريد حمله از دور بيفتد. همين‎طور هم بود و ساعت ۲:۳۰ بچه‌ها پيروز و مظفر وارد سوسنگرد شدند.
منبع: كتاب فرشته‌هاي سوسنگرد

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار