ساختار اين فيلم آنقدر جذاب و متفاوت از روند فيلمسازي جهان بود كه خيليها را به فكر مشابهسازي از روي آن انداخت و حتي در داخل كشورمان نيز فيلمهايي با الگوگيري و كپي برداري ساختاري از نجات سرباز رايان ساخته شد. مسلماً هيچكدام از اين تقليدها به پاي آن فيلم نرسيد. زماني كه به ديدن فيلم نجات سرباز رايان مينشستيم اين فكر در ما به وجود ميآمد كه چرا نبايد از ميان تعداد بيشمار فيلمهاي ساخته شده درباره هشت سال دفاع مقدس، فيلمي در حد استانداردهاي نجات سرباز رايان داشته باشيم؟
چرا در سينماي ايران نمونهاي قابل ذكر از فيلمي با موضوع جنگ نداريم كه از نظر بازسازي صحنههاي جنگ موفق عمل كرده باشد؟ زماني كه شهيد مرتضي آويني دوربين به دست گرفت و صحنههاي نبرد را در قالب برنامه ماندگار روايت فتح، ثبت و ضبط نمود، كلاس جديدي در مستندسازي ايران باز كرد. اما حيف كه با رفتن وي هيچكس نتوانست راهش را آنطور كه خود آويني رفته بود، ادامه دهد. ما هميشه تشنه چيز نويي بوديم تا اينكه بالاخره آن چيزي را كه منتظرش بوديم در قاب تلويزيون ديديم. مستند«آخرين روزهاي زمستان» كاري از محمد حسين مهدويان، روايت ماههاي آخر زندگي شهيد غلامحسن افشردي (حسن باقري) بنيانگذار واحد اطلاعات سپاه و نابغه جنگ. درام مستند آخرين روزهاي زمستان اگر در به كار بردن الفاظ خساست به خرج ندهيم واقعاً شايسته لقب شاهكار است.
تصاويري كه در مستند آخرين روزهاي زمستان پخش ميشود، مرز مابين فيلمهاي مستند باقي مانده از دوران دفاع مقدس و فيلمهاي توليد شده توسط مهدويان را آنقدر باريك كرده است كه به سختي ميتوان تشخيص داد كدام صحنه واقعاً مستند و كدام يك بازسازي شده است. «آخرين روزهاي زمستان» نمونه بيهمتايي در فيلمهاي مستند ايراني است.
به نظر ميرسد اگر بخواهيم چيزي براي نشان دادن و افتخار كردن داشته باشيم و در برابر فيلمهاي پر هزينه هاليوودي، هم وزني را به نمايش بگذاريم، آخرين روزهاي زمستان نمونه جامع و خوبي است. چرا ما نبايد قدر اسپيلبرگهاي وطني خود را بدانيم و راه را براي كار كردن آنها باز نكنيم ؟ ديدن اين مستند زيبا نشان ميدهد كه اگر ارادهاي براي كار وجود داشته باشد، استعدادهاي ايراني وجود دارند كه بتوانند آن فكر و ايده را به بهترين شكل به سامان برسانند و فقط بايد به آنها ميدان عمل داد تا به نتيجه برسند.
موفقيت اين مستند جذاب وظيفه صدا و سيما را از يك سو و شخص مهدويان را از سوي ديگر مضاعف كرده است. صدا و سيما با نمايش اين مستند، سطح سليقه و توقع بينندگان را افزايش داده است و از اين به بعد مردم با مقايسه ميان «آخرين روزهاي زمستان» و ساير مستندهايي كه از تلويزيون پخش ميشود، درباره كيفيت آثار بعدي نظر خواهند. از طرف ديگر محمد حسين مهدويان با انجام كار ارزشمند «آخرين روزهاي زمستان» بايد به فكر توليد آثاري جديدتر و دستمايه قرار دادن زندگي ساير قهرمانان و فرماندهان شهيد هشت سال دفاع مقدس باشد.
ما هنوز از بسياري از سرداران شهيدمان جز نامي نشنيدهايم و به جز همان نام هيچ آگاهي از آنها نداريم، چه برسد به آنكه از جزئيات زندگي و رفتار آن بزرگواران مطلع باشيم. هشت سال دفاع مقدس سرشار از گنجهاي معنوي و اسطورههايي چون سردار شهيد حسن باقري است كه نيازمند عزمي جدي و استعدادي بالقوه است تا آنها را براي ثبت در تاريخ و معرفي به نسل حال و آينده به تصوير كشد.