کد خبر: 496010
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۷
سيدنعمت‌الله عبدالرحيم‌زاده
انتخابات رياست جمهوري امريكا در روز سه‌شنبه ۶ نوامبر هزينه‌اي بيش از ۶ ميليارد دلار را به بار آورد و از اين جهت، به عنوان پرهزينه‌ترين انتخابات رياست جمهوري امريكا لقب گرفت. بخشي از اين هزينه‌ها به لطف رأي ديوان عالي امريكا بود كه رأي به برداشتن هر گونه محدوديت مالي براي كمك به نامزدهاي انتخاباتي داد و اين رأي به صاحبان سرمايه اجازه داد تا بدون دغدغه‌اي از محدوديت‌هاي گذشته، صدها ميليون دلار را براي حمايت از نامزدهاي انتخاباتي مورد نظر خود خرج كنند. وقتي كه ديوان عالي اين رأي را داد تصور مي‌شد كه شانس به ميت رامني رو كرده چون به عنوان نامزد انتخاباتي جمهوريخواهان از صاحبان سرمايه، صنايع و شركت‌هاي بزرگ امريكايي حمايت مي‌كرد و همين بخش بسيار كوچك اما بيش از حد ثروتمند در جامعه امريكا فرصت يافتند تا پول لازم را براي پيروزي رامني و شكست اوباما به ستاد رامني بدهند. در حقيقت، اين قشر بيش از پيروزي رامني براي حفظ منافع خود خرج كردند زيرا شعار اوباما افزايش ماليات بر ثروتمندان و شعار رامني در جهت مخالف بود. اين قشر براي فرار از هزينه‌هاي سنگين مالياتي حاضر شدند تا مقدار بسيار كمتري را براي رامني خرج كنند اما اين اوباما بود كه برد؛ چرا؟

اهداف كلان امريكا 

براي بررسي پيروزي اوباما و شكست رقيب او عوامل متعدد اقتصادي و اجتماعي وجود دارد كه از اهميت قابل توجهي برخوردار هستند و به طور معمول به آنها پرداخته مي‌شود اما دلايلي نيز وجود دارند كه كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرند و رسانه‌هاي غربي هم تمايلي ندارند تا آنها را مطرح كنند. اين دلايل اهميت راهبردي به مراتب مهم‌تري از آن عوامل دارند و در حقيقت، نقش رسانه‌ها در غرب بيشتر در انحراف افكار عمومي از آنها است چراكه به تعريف و تبيين نقش امريكا در روابط بين‌الملل و جايگاه جهاني آن مربوط مي‌شوند و بايد گفت كه كار اين رسانه‌ها به خصوص در امريكا در طرح موضوعات روزمره است تا آن كه مخاطب امريكايي آنها مجال توجه به موضوعات كلان نداشته باشد. با وجود تلاش اين رسانه‌ها اما اتفاقاتي در چهار سال از رياست جمهوري نخست اوباما پيش آمده كه با بررسي آنها مي‌توان دريافت امريكا پس از آن دوره ميليتاريستي جورج بوش به سوي تعريف و تبيين جديدي از خود در مناسبات بين‌الملل حركت كرده كه نه تنها با آن دوره بوش بلكه حتي با تعريف امريكا از زمان جنگ جهاني دوم به بعد تفاوت اساسي دارد. به عبارت ديگر، ‌امريكا در اين دوره به صورت بنيادين دست به بازتعريف خود زده و استراتژيست‌هاي امريكا نقش به طور كامل با گذشته تعريف كرده‌اند و اوباما در دوره نخست تنها مجري بخشي از طرح آنها بود. اوباما در اين مدت تنها توانست مراحل ابتدايي طرح آنها را اجرا كند و براي آن كه مأموريت خود را به فرجام قابل قبولي برساند احتياج داشت تا براي يك دوره چهار ساله ديگر نيز در كاخ سفيد بماند. 

تغييرات كلان راهبردي امريكا 

مهم‌ترين اتفاق در استراتژي نظامي امريكا رخ داد كه استراتژيست‌هاي امريكا هم تعريف و هم حوزه ميداني آن را تغيير دادند. امريكا از زمان جنگ جهاني دوم به اين سو تعريف پايه‌اي براي استراتژي نظامي خود داشت و آن اينكه توان نظامي امريكا بايد در حدي باشد كه بتواند همزمان در دو جنگ حاضر شود و در آن پيروز شود. اين تعريف بر مباني تجربه امريكا در جنگ جهاني دوم طراحي شد كه اين كشور همزمان در دو جبهه اروپا و شرق آسيا مي‌جنگيد و لشكركشي امريكا به افغانستان در ۲۰۰۱ و عراق در ۲۰۰۳ بر اساس اين تعريف انجام شد. امريكا در حالي كه مشغول نبرد در افغانستان بود نيروهاي خود را عازم عراق كرد اما پس از آن، استراتژيست‌هاي امريكايي دست از اين تعريف كشيدند و توان نظامي امريكا را بر اساس تنها حضور در يك جنگ آن هم در صورت ضرورت آن از جهت منافع ملي امريكا تعريف كردند. وجه ديگر اين تعريف به اصل توان نظامي امريكا مربوط مي‌شود كه استراتژيست‌هاي امريكا ديگر بر خلاف گذشته توان نظامي امريكا را بر مبناي كميت آن تعريف نمي‌كردند و كيفيت با توجه به تكنولوژي‌هاي نوين را مد نظر گرفتند. از اين جهت بود كه بايد يك تغيير و تحول اساسي در توان نظامي امريكا در دستور كار قرار بگيرد و اين همان چيزي بود كه رامني و ديگر جمهوريخواهان سنتي به آن معترض بودند. آنان معترض بودند چون يا خبري از تعريف جديد استراتژيست‌هاي امريكايي نداشتند يا خبر داشتند اما قرار نبود تا براي چهار سال ديگر در كاخ سفيد مستقر شوند بلكه بايد فقط نمايشي از دموكراسي امريكايي را به راه بيندازند. استراتژيست‌هاي امريكايي حوزه ميداني براي توان نظامي امريكا را از حوزه آتلانتيك به پاسفيك تغيير دادند. حوزه آتلانتيك حوزه‌اي بود كه از زمان جنگ جهاني دوم به عنوان منطقه محوري براي توان نظامي امريكا تعريف شده بود و به همين جهت بيشترين تعداد نيروي خود را در اين منطقه متمركز كرده بود. تغيير حوزه ميداني از آتلانتيك به پاسفيك به معناي يك تغيير مبنايي استراتژيك در پراكندگي نقشه نظامي امريكاست كه جدا از تغيير در هويت متحدين نظامي امريكا، تغيير در نقشه پايگاه‌هاي نظامي امريكا در خارج از خاكش را نيز دربر دارد. بر اساس اين تغيير است كه ديگر روسيه به عنوان هدف استراتژيك امريكا شناخته نمي‌شود بلكه جاي آن را چين گرفته است. انتقاد رامني از بي‌توجهي اوباما به روسيه بر مبناي تلقي گذشته از حوزه ميداني نيروي نظامي امريكا بود كه در دوره اوباما تغيير مبنايي يافته بود. 

عناصر داخلي امريكا 

موارد ديگري نيز وجود دارد كه به تغييرات كلان و راهبردي در دوره نخست رياست جمهوري اوباما مربوط مي‌شوند و نياز به مجال بيشتري براي توضيح آنهاست اما در داخل امريكا تغييراتي به وجود آمده كه در پيروزي ۶ نوامبر اوباما تأثير داشتند. بحران مالي بيش از چهار ساله امريكا و تغييرات اجتماعي در امريكا از عوامل اصلي اين تغييرات بودند كه رامني نمي‌توانست خود را با اين تغييرات هماهنگ كند اما اوباما حداقل‌هاي مورد نياز را در دست داشت. همان گونه كه جنبش اعتراضي وال‌استريت يا همان جنبش تسخير تا اندازه‌اي برخاسته از اين بحران است، بحران شهروندان امريكايي را متوجه برنامه‌هايي مي‌كرد كه نامزدهاي انتخاباتي براي مقابله با بحران ارائه مي‌دادند و اينكه آنان چيزي در چنته خود دارند. اوباما يا رامني چه چيزي براي جلب نظر شهروندان داشتند؟ اوباما از ماه‌ها قبل سرگرم چانه‌زني با اكثريت جمهوريخواه بر سر افزايش ماليات ثروتمندان براي مقابله با هزينه‌هاي سرسام‌‌‌آور عمومي بود اما رامني در مقابل نه تنها اعتقادي به افزايش اين ماليات نداشت بلكه اصرار به كمتر كردن ماليات آنان داشت اما براي كاستن هزينه‌هاي عمومي راه‌حلي نداشت. او جدا از اين امر جز كلي‌گويي چيزي ديگري براي مخاطبان خود بيان نمي‌كرد و روشن است كه اين كلي‌گويي راهي مناسب براي جلب نظر شهروندان امريكايي نبود. در زمينه اجتماعي امريكا مي‌توان به ميزان رأي اقليت‌ها توجه كرد كه طي بيش از يك دهه اخير افزايش قابل توجهي پيدا كرده است. اقليت‌ها در سال ۲۰۰۰ تنها ۱۹ درصد از رأي‌دهندگان را به خود اختصاص مي‌دادند اما در سال‌هاي ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲، اين ميزان به ترتيب ۲۶ و ۲۸ درصد افزايش يافته است.
 
در اين ميان بايد به ميزان مشاركت لاتينوها يا امريكاييان اسپانيايي‌تبار توجه كرد كه بخش قابل توجهي از اقليت ساكن در اين كشور را تشكيل مي‌دهند و اكثريت رأي آنها به اوباما بود. اصرار رامني بر بازگشت اختياري مهاجران غيرقانوني به كشور خود در برابر طرح اوباما براي دادن حق اقامت موقت به جواناني كه در امريكا به مدرسه، دانشگاه يا به خدمت ارتش مي‌روند، در جلب ۷۱ درصد رأي لاتينوها به نامزد دموكرات‌ها بي‌تأثير نبود. به هر حال، وضعيت اجتماعي امريكا با دهه‌هاي قبل تفاوت اساسي كرده و ديگر رأي مردان اروپايي‌تبار بالاي ۲۴ سال عنصر مؤثر در انتخابات نيست بلكه امروزه اين اقليت جامعه امريكاست كه هر نامزدي براي پيروزي به رأي آنها احتياج دارد. در مجموع، اوباما و تيم انتخاباتي وي به خوبي توانست با شرايط فعلي اقتصادي و اجتماعي امريكا هماهنگي داشته باشد و هر چند كه رامني به كمك‌هاي مالي صاحبان صنايع دلگرم بود اما اين هماهنگي بودكه توانست در عمل حرف آخر را بزند و رأي شهروندان را به نفع اوباما به صندوق‌هاي رأي بيندازد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار