
امريكاييها و انگليسيها بههمراه فرزند ناخلفشان اسرائيل و تمام كساني كه ايران و مكتب تشيع را مانع اصلي اهداف شيطاني خود ميدانند، سالهاست كه دريك طرح از پيشتعيينشدهاي براي حذف يكي از ستونها و اركان مهم تشيع، يعني مرجعيت اقدام اساسي برداشتهاند زيرا آنها به خوبي دريافتهاند كه مرجعيت درتشيع باعث شده اين مكتب تنها مكتبي در جهان باشد كه روحيه انقلابيگري و مبارزهخواهي در راستاي عدالت جهان داشته باشد، به همين خاطر اعلام كردند تا سال ۲۰۱۰ بايد اين ركن ركين تشيع را تضعيف و نابود كنند؛ نابودي كه با وجود كمكاريهاي شديد از سوي محافل فرهنگي و هجمههاي علني و آشكار دشمن، به لطف الهي توفيق نيافتند و اين ستون بزرگ ومهم اسلام همچنان پابرجاست، اما چيزيكه در اين ميان اهميت دارد آن است كه به طور قطع اين تداوم صرفاً به دليل فعاليتهاي فرهنگي ما نبوده است، بلكه وعده الهي بوده است؛ «يدالله فوقايديهم» و خداوند خود جلوي آنها را گرفت.
تجربه تاريخي نشان داده است اگر ميزان كمكاريها و سهلانگاريهاي ما زياد شود، آن موقع ديگر كار از كار گذشته و دشمن با موذيگري، تمام سنگرها و پايگاههاي دفاعي ما را فتح ميكند و آن موقع شايد شيعه بودن تنها درحد تقيه ممكن خواهد بود و ازاين نعمت محروم ميشويم، لذا بايد همواره از تاريخ درس عبرت گرفت و اجازه حضور و پيشروي به دشمنان خارجي و عاملان داخلي آنها نداد. همين امروز با وجودي كه مرجعيت از اركان اصلي و بنيادين تشيع است و دشمنان به انحاي گوناگون سعي درحذف آن دارند ولي متأسفانه نسل نوجوان و جوان ما كه بعد از سن بلوغ مكلف به داشتن مرجع تقليد هستند، نسبت به مرجعيت و لزوم وجود آن شناخت كمي دارد، بنابراين با جهل و كمكاريهاي ما واين فعاليتهاي دشمن نبايد انتظار ظهور و بروز مراجع خودخوانده و ساختگي در دوران كنوني دور از ذهن باشد، چنانچه درسالهاي اخير شاهد فعاليت افرادي بودهايم كه نه تنها نيابت امام زمان(عج) را به عهده داشتهاند، بلكه گاه حتي مدعي امامت هم بودهاند و صد افسوس كه عدهاي نيز از سرجهل و عدمشناخت ديني به خيل مريدان اين شيادان درآمدهاند تا آنجا كه درشهرستان كرج يكي ازاين مدعيان دروغين، كعبهاي ساختگي بنا نهاده و بسياري را همراه خود كرده بود؛ افرادي كه حتي با موي سفيد و داشتن سن و سالي دراين جمع حاضر شده بودند.
با كمال تأسف غفلت نهادها وسازمانهاي فرهنگي ديني در سالهاي پس ازانقلاب بهتدريج باعث شده تا چنين فضايي براي مدعياني دروغين ايجاد شود و ازناآگاهي و بياطلاعي مردم براي مطامع شوم خود سوءاستفاده كنند، البته تمام اين معضلات ريشهاش برميگردد به عدمشناخت جايگاه مرجعيت كه هنوز نتوانستهايم اين اصل مهم و بنيادين مكتب تشيع را به جامعه بشناسانيم. سال ۲۰۰۸ طرحي براي معرفي مرجعيت از سوي يك مجموعه غيردولتي در اصفهان ارائه شد تا مراجع عظام به دانشآموزان معرفي و شناسانده شوند، طرح با هزينه محدودي ميتوانست اين خلأ بزرگ ديني را تا حد لزوم پركند اما به دليل عدمحمايت مسئولان فرهنگي وجدي نگرفتن، طرح مانند ساير فعاليتهاي مثبت فرهنگي ابتر ماند وحالا هم كه بلافاصله ميگويند بودجه نداريم، انگار نه انگار كه اين اصول مهم بايد معرفي و شناسانده شوند، حتي اگر خزانه بيتالمال خالي باشد يا از برنامهها و همايشهاي سنگين بدون كارا كم كنيم و در اين بخش مهم هزينه داشته باشيم، مطمئناً ضرر نخواهيم كرد.
جاي بسي تأسف است كه درمساجد، اين پايگاههاي مهم و بنيادين اسلامي نبود رسالات مراجع به وضوح حس ميشود، در قفسههاي جديد و قديمي مساجد انواع ادعيه را جاسازي كردهاند اما دريغ از يك جلد رساله از مراجع ديني! آن هم در مكتبي متعالي كه انتخاب و داشتن يك مرجع ديني براي هر فرد مكلف از اوجب واجبات است و البته فرد اختيار دارد تا آزادانه و از سراختيار مرجع ديني خود را انتخاب كند، اما حداقل كتاب مراجع كشور درمساجد پيدا نميشود، چه برسد به معرفي و شناساندن مراجع عظام، حتي اين معضل به غير از مساجد در اماكن متبركه و بقعات هم به شدت ملموس است، چنانچه اگر به امامزادهها هم برويم كتابي يا رسالهاي از مراجع در آنجا نميبينيم، آن وقت با اين اوضاع و كمكاريهاي فرهنگي و ديني، مسلم است دشمن دست به كار ميشود تا اين خلأ را پر كند يا به هر طريقي كه ميتواند ذهن نوجوانان و جوانان ما را نسبت به اين اصل مهم در تشيع مسموم كند. وقتي هنوز نتوانستهايم قدم اول را دراجراي احكام شرعي كه انتخاب و شناخت مراجع است، براي مردم به خوبي برداريم تا حداقل حلال و حرام در كسب مال براي آنها مطرح شود، پس چگونه مدعي مقابله با جنگ نرم هستيم؟!
بنابه فرمايش ولي امرمسلمين دشمن براي تسخيراذهان و قلبهاي ما شيعيان برنامهريزي و سرمايهگذاري زيادي كرده است تا از پايه اسلام وبهخصوص مكتب تشيع را تخريب كند و ما اندرخم يك كوچه هنوز ماندهايم. سالها از انقلاب تاريخساز ۵۷ و برپايي نظام اسلامي ميگذرد ولي همچنان در معرفي و شناخت جايگاه مرجعيت عظام به نسل جوان خودمان درماندهايم، چه رسد مبارزه با نقشههاي آشكار و پنهان دشمنان براي حمله به اين پايه مهم تشيع. بهراستي در اين بحبوحه جنگ نرم كجايند سازمانهاي مدعي فعاليتهاي فرهنگي كه تنها به عرضه بيلانكاري خود ميانديشند نه اجراي عملي كاري براي خدا و دفاع از اسلام ناب محمدي(ص)؟!