کد خبر: 495239
تاریخ انتشار: ۱۸ آبان ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
معصومه طاهري
تلويزيون بيشتر در توليد و پخش برنامه‌هاي تراژيك و غمبار تجربه دارد تا كمدي. درست است كه چند سالي مجموعه‌هاي طنزي مانند «خنده بازار» يا «خانه‌ اجاره‌اي» را كه اين روزها در تلويزيون در حال پخش است، داريم اما به واقع روزهاي اعياد در صدا و سيما تفاوت چنداني با روزهاي عادي ندارد به غير از آنكه به زماني براي حضور بازيگران مجموعه‌هاي تلويزيوني تبديل شده است. 

در اين روزها عبارات تكراري را زياد مي‌شنويم كه خانم يا آقاي فلاني امروز از خودتان بگوييد، ‌ديگر خسته‌كننده و تكراري شده براي‌مان از بس روزهاي عيد تن كمدين‌هاي دوران صامت را در گور لرزانديم. لورل و هاردي، باستر كيتون، جري لوئيس، سه كله پوك و... انگار اصلاً كمدين ديگري در دنيا وجود ندارد، البته بهانه‌اي كه هست مي‌گويند در كمدين‌هاي سال‌هاي اخير(ظاهراً ۴۰ سال اخير است چون كمدي‌هاي جديدي در تلويزيون ديده نمي‌شود) مشكلات اخلاق زيادي وجود دارد، اما مگر نه اين است كه اين مشكلات در فيلم‌هاي مشهور روز دنيا هم وجود دارد و دوبلورها و تدوينگران ايراني با مهارتي باورنكردني فيلم‌ها را بومي‌سازي و پاك مي‌كنند پس چرا در زمينه كمدي‌ها اين تبحر را نشان نمي‌دهند آن ‌هم در زماني كه خانواده‌ها به اصرار مي‌خواهند فرزندان‌شان را با آنچه هست پاك نگهدارند و نگذارند پاي ماهواره و فيلم‌هاي زيرنويس داري كه فله‌اي در بازار ريخته شده، به حريم خانه باز شود. 

يكي از دوستان تعريف مي‌كرد چند وقت پيش فيلم زيرنويس‌داري را ديدم و همان را عيناً در تلويزيون ايران ديده بودم، باورم نمي‌شد كه چگونه و با چه مهارت خارق‌العاده‌اي اين فيلم تدوين و بومي شده بود، بدون آنكه به اصل و محتواي آن ضربه‌اي وارد شود. حال سؤال اينجاست كه آيا اين همه هنر و هنرمندي آيا نمي‌تواند در عرصه طنز و خوشحال كردن مردم هم به‌كار رود تا روزهاي مناسبتي و اعياد مذهبي و ملي با روزهاي عادي تفاوت پيدا كند و بچه‌ها مثل قديم‌ها براي آمدن عيد لحظه ‌شماري كنند و ساعاتي مفرح و شاد را با خانواده بگذرانند، آن‌ هم در اين شرايط عجيب اقتصادي كه فشار برگردن مردم بيش از پيش سنگيني مي‌كند؛ الحق والانصاف ثوابي به اندازه خنداندن مردم در اين شرايط قابل تصور نيست و خدا بيامرزد چارلي چاپلين و لورل و هاردي و... را كه حداقل مردم را مي‌خندانند!يكي از مترجمين فيلم‌هاي ايراني در نشستي خاطره جالبي را تعريف مي‌كرد، او مي‌گفت: در يكي از جشنواره‌هاي هزار رنگ كشورمان كارگرداني هندي به ايران آمده بود، از قضا همان زمان يكي از فيلم‌هاي اين كارگردان در ايران درحال پخش بود خوشش آمد و به ديدن فيلم خودش در سينما رفت تا نوع برخورد ايراني‌ها را با فيلمش ببيند، بعد از فيلم هاج واج مانده بود، مي‌گفت فيلم، فيلم خودم بود، بازيگران بازيگرهاي خودم بودند، اسم‌ها همان بودند، اما داستان فيلم چيزي ديگري بود! وقتي براي او تعريف كردم فيلم بومي‌سازي و پاك متناسب با فضاي ايران شده است يك نسخه از فيلم اصلاح شده را براي خودش گرفت. 

اين ماجرا بين مردم در همان سال‌ها كه سريال اوشين را تلويزيون مي‌گذاشت هم به شكل ديگري نقل شده بود؛ اينكه آن روزها مي‌گفتند سريال اوشين را ژاپني‌ها بعد از سانسورهايش ديده بودند خوش‌شان آمده بود و از ايران خريده بودند، مي‌گفتند اصل سريال اوشين در اينجا چندان بيننده نداشته اما روايت ايراني‌اش، خيلي بيننده جذب كرده است، اينها حرف‌هايي بود كه بين مردم جا افتاده بوده اما غرض از گفتن اين خاطرات آن‌ است كه اگر حتي يك فيلم كمدي هم محتوا و مضمومنش با ملاك‌هاي ما نمي‌خورد، اصل همان خنداندن و شاد كردن مردم است، قرار نيست همان مشكلاتي را كه بعضي از تهراني‌هاي مرفه‌نشين دارند به نام معضلات اجتماعي مكرراً از تلويزيون براي همه جامعه تسري دهيم. گاهي وقت‌ها به‌خصوص در اعياد مذهبي بايد زمينه‌هاي نشاط جمعي از طريق تلويزيون فراهم شود، اين روزها با روزهاي ديگر فرق كند، يكي از آن‌ راه‌ها هم نمايش فيلم‌هاي كمدي است و در اين راستا مي‌توان همان بلايي را كه سر فيلم‌ها و مجموعه‌هاي غيركمدي مي‌آوريم سر كمدي هم بياوريم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار