مدتهاست جنگ سرد تمام شده و بهرغم آنكه روسها هنوز بر آنند تا به عنوان يك مدعي در مناسبات جهاني عرض اندام كنند، ديپلماسي آنها چنين منشي را دنبال نميكند. غرب با پيمان ناتو تا زيرگوش آنها پيشروي كرده است. برخي جمهوريهاي نو استقلال يافته كه در زماني نه چندان دور جزو خاك شوروي بزرگ بودند، امروز به پايگاه اصلي و مسلم غرب در منطقه بدل شدهاند. امروز گرجستان، آذربايجان و حتي دورتر از اينها ازبكستان و قرقيزستان، اندك اندك به حياط خلوت غرب در قلب شوروي سابق و در همسايگي روسيه تبديل ميشوند. در صحنه جهاني، غرب هر آنچه ميخواهد را با اتكا به توان نظامي و ديپلماسي برتر خود محقق كرده و روسها روزبهروز بيشتر از صحنه تحولات جهاني كنار زده ميشوند.
در مقابل چشم مسكو، عاقبت غرب، سودان بزرگ را كه متحد قديمي روسها در غرب آفريقا بود دو تكه كردند. يوگسلاوي ديگر يار غار ديرين روسها در اروپا به شش كشور بدل شد. افغانستاني كه سربازان روس با خفت از آن گريخته بودند به مستعمره غيررسمي غرب در منطقه بدل شده و آخرين ردپاهاي روسها در خاورميانه، نظير سوريه و حكومت اسد نيز در آستانه فروپاشياند. در اين بين معلوم نيست كرملين چه استراتژي مشخصي در برابر اين عرض اندام غرب دارد؟
حوادث نشان دادهاند، حتي آنجا كه مسكو قادر به مقاومت در برابر زيادهخواهيهاي رقيب قديمي خود بوده، مقاومت چنداني از خود نشان نداده است. آنها در ايجاد جبههاي واحد برابر رويارويي با تماميت طلبي غرب تلاش چنداني نميكنند. حال آنكه اتحادي از روسيه، چين و قدرتهاي نو ظهوري چون برزيل، هند و آفريقاي جنوبي ميتواند ورق را در تمام معادلات موجود برگرداند.
با آنكه روسها ميدانند تهران قادر است يك دژ تسخير ناپذير و مقاوم در برابر تسلط غرب در منطقه خاورميانه باشد، هيچگونه تلاش مؤثري در حمايت از آن نميكنند. آنها حتي در مواردي نظير آمادهسازي نيروگاه هستهاي بوشهر و تحويل موشكهاي اس-۳۰۰ يا حتي صدور قطعنامههاي فلج كننده عليه كشورمان با غرب همراهي ميكنند در حالي كه غرب از تمام توانش براي سرنگوني اسد و محو آخرين شعلههاي مقاومت عليه رژيم صهيونيستي در منطقه استفاده ميكند.
روسها عملاً تماشاگرند و هيچ اقدام عملي و مؤثري نميكنند. حال آنكه فروپاشي حكومت اسد ميتواند مقدمه قطع دست روسها از آخرين مناطق نفوذشان در خاورميانه باشد. معلوم نيست چرا مسكو با آنكه ابزار و توان مقابله با غرب را در بسياري از زمينهها دارد، علاقهاي به اين رويارويي نداشته و ترجيح ميدهد به جاي يك ابرقدرت، كشوري معمولي و در صحنههاي حساس جهاني تنها تماشاگري منفعل باقي بماند؟!