
كسي در اينكه دانشگاه محل توليد دانش است شك ندارد و همين خاصيت دانشگاه است كه باعث شده از اين مكان به عنوان «موتور محركه رشد جامعه» نام ببرند. استفاده از اينترنت و ابزارهاي تكنولوژي مختص دانشگاه و دانشجويان است اما آيا در حال حاضر، از اينترنت به عنوان بارزترين و در دسترسترين نماد تكنولوژي در دانشگاهها و خوابگاههاي دانشجويي درست و بهينه استفاده ميشود؟ چه چيز باعث شده كه اكثريت دانشجويان به جاي استفادههاي كاربردي و علمي از اينترنت، ساعتهاي زيادي از وقت عزيز خودشان را پاي اينترنت و گشت و گذار در آن قرباني كنند اما براي اهدافي ديگر غير از اهداف علمي؟!
دكتر الهه شفايي، كارشناس ارشد روانشناسي تربيتي در مورد جايگاه دانشگاه و توليد علم ميگويد: همه اين را ميدانيم كه دانشگاه به منظور توليد علم و دانش بنا شده است، ولي تنها به عنوان كلمه به آن نگاه ميشود و در موردش زياد حرف زدهايم و ميزنيم اما به طور عملياتي، علمي و كاربردي براي جوانان و حتي اساتيد تعريف نشده است. به عنوان مثال، در دانشگاه استاد تنها به نمرات دانشجو توجه دارد يعني غيرمستقيم سيستم بستهاي ايجاد كرده و ميگويد هر چه من ميگويم و هر راهي كه من ميگويم درست است، حالا فشارهاي درسي، عاطفي، خانوادگي و اقتصادي دانشجو را نيز بايد در نظر بگيريم، ما فضايي را ايجاد نميكنيم كه دانشجو راحت از نيازها و گرايشهاي خود حرف بزند تا بتوانيم آن را تحت كنترل خود بگيريم و از سوءرفتارها جلوگيري كنيم. البته مراجعه گروهي از دانشجويان به سايتهاي غيراخلاقي ناشي از علل رواني آنها در گذشته است، ربطي به دانشگاهها ندارد و به ريشههاي فرهنگي و تربيتي خانوادهها برميگردد، متأسفانه جامعه ما به رغم فرهنگ كهن، در بخشهايي دچار نقص بيفرهنگي است و با توجه به ورود تكنولوژي در كشور، فرهنگش جا مانده و واردكنندگان دستورالعمل غلط ميفرستند.
دكتر شفايي به نوع برخورد خانوادهها اشاره ميكند و ميگويد: ريشه اصلي چنين رفتارهايي در جامعه به برخورد خانواده با جوانان و نوجوانان مربوط ميشود چون يا بيش از حد ديكتاتورانه برخورد ميكنند و سختگيري دارند، يا ميخواهند فرزندانشان به روز باشند و شرايط راحت و آزادي را ايجاد ميكنند. اين جوانان با ورود به فضاي دانشگاه و فاصله گرفتن از خانواده به خودشان ميگويند تا به حال كه وقت خود را به درس و تحصيل گذرانديم اما حالا آزاديم و ميتوانيم راحت باشيم! بنابراين بهتر است يك گام به عقب برگرديم و ببينيم چه سيستمي بر تربيت نوجوانان حاكم است.
وي همچنين با توجه به نيازهاي جوانان ميافزايد: علاوه بر اين ما به يك سري از نيازهاي جوانان خود پاسخ ندادهايم و آنها مجبور ميشوند خودشان به دنبال آنها بروند، آنها ميخواهند در مورد اين نيازها بيشتر بدانند؛ به خاطر همين مجبور ميشوند براي كسب اطلاعات به منابع غيرعرف و رسانههاي نامناسب كه نظارتي هم برآن نيست مراجعه كنند. ما فكر ميكنيم با مدت زماني كمتر از دو ساعت كلاس قبل از عقد ميتوانيم به نيازشان پاسخ دهيم و اطلاعاتي در اختيارشان ميگذاريم كه تا آن زمان به طور كامل درست و غلط ازمنابع نامناسب به دست آوردهاند، گذشته از اينكه ذهنش در آن لحظه با كلي از دغدغههاي مختلف خانوادگي درگير است، بنابراين اين آموزشها كاربرد و نتيجه مؤثري ندارد، در كل ميتوان گفت اين كارفقط يك جور شانه خالي كردن است كه بگوييم اين آموزشها را انجام دادهايم.
شفايي در نهايت به منظور كاهش اين انحرافات اخلاقي در دانشگاه و جامعه ميگويد: اگر واحدي در دانشگاه به صورت اختياري نه اجباري به عنوان مهارتهاي زندگي وجود داشته باشد كه به صورت علمي و كامل، اطلاعات كاربردي و آموزنده در اختيار دانشجويان بگذارد، نتيجهبخش است و منجر به كاهش انحرافات و استفادههاي علمي از فضاي مجازي ميشود.