کد خبر: 490957
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۳۹۱ - ۰۰:۴۵
گفت‌وگوي «جوان» با سيروس حسن‌پور و مسعود كرامتي به بهانه تقدير در جشنواره فيلم كودك و نوجوان
آقاي حسن‌پور! چه شد كه تصميم گرفتيد سينما را در ژانر كودك تجربه كنيد و اين روند را ساليان دراز ادامه دهيد؟
اين اتفاق باز به دوران كودكي من بر مي‌گردد. يكي از سعادت‌هاي زندگي من اين بود كه در كودكي توانستم در فيلم سينمايي «عمو سيبيلو» بازي كنم و پس از آن فيلم زنگ تفريح عباس كيارستمي و سپس فيلم سفر. آخرين فيلمي كه بازي كردم هم فيلم جايزه بود با آقاي داوودنژاد. پس از آن دو سه سالي را در مركز اسلامي فيلمسازي باغ فردوس گذراندم. پس از آن ۱۵ سال دستياري كردم كه در اين سال‌ها ژانرهاي مختلف جنگي، تاريخي و خانوادگي در كارنامه كاري‌ام بود. يكي از ژانرهايي كه تجربه دستياري آن را داشتم كودك بود. 

در تمام اين سال‌ها اما خودم را به عنوان فيلمساز تاريخي و خانوادگي نمي‌ديدم تا اينكه فيلم خدا مي‌آيد را با آقاي مجيدي كار كردم و آنجا نقطه عطفي براي ورود من به ژانر كودك شد. مجموعه اين عناصر باعث شد كه من به سينماي كودك روي بياورم و شروع فيلمسازي‌ام براي كودكان از ساخت فيلم كوتاه كلاس اول كه فيلمنامه‌اش را آقاي مجيدي نوشته بود، آغاز شد و با فيلم رضايتنامه نوشته آقاي مرادي‌كرماني ادامه پيدا كرد. پس از آن سه‌گانه تصميم كبري، دهقان فداكار و چوپان دروغگو را ساختم اما پس از اين فيلم‌ها چهار سالي فيلم نداشتم تا اينكه فيلم مرواريد را كه سال گذشته ساختم، در اين دوره از جشنواره به نمايش درآمد.

آقاي حسن‌پور! در دهه ۶۰ ما بدعت‌گذار موج نوي سينماي كودك در جهان بوديم اما در دهه ۷۰ و ۸۰ ما با ادامه اين روند روبه‌رو نبوديم و سينماي كودك ما در سراشيبي قرار گرفت. به نظر شما دليل اين اتفاق چه بود؟
اگر دهه ۶۰ را از لحاظ روانشناسي اجتماعي با اين دوره مقايسه كنيم، متوجه اين دلايل مي‌شويم. در آن دوره سينماهاي مخصوص كودكان وجود داشت و خانواده‌ها بيشتر كودكان را سينما مي‌بردند و حمايت‌ها هم بيشتر بود، اما اين روزها توجه‌ها به سمت بزرگسالان است و كودكان جايگاه خاصي در سياستگذاري‌هاي كلان ندارند. نداشتن دغدغه سينماي كودك در ميان مسئولان و كم‌كاري آموزش و پرورش همه و همه باعث شده كه سينماي كودك و نوجوان نتواند به جايگاه اصيل خود پيدا كند. از طرف ديگر در دهه ۶۰ با اين حجم از رسانه و شبكه ماهواره‌اي و نفوذ اينترنت روبه‌رو نبوديم.

با توجه به هجمه ماهواره و اينترنت، اما در سينماي جهان به عنوان مثال هاليوود، فيلم‌هاي كودك و نوجوان در صدر پرفروش‌هاي سينما قرار مي‌گيرند اما در كشور ما جز فيلم كلاه قرمزي كه آن هم يك نمونه نادر است با چنين اتفاقي روبه‌رو نيستيم. چرا؟
امروز مسئله جامعه ما كودك نيست و كودكان سهمي در جامعه امروز ندارند، به همين دليل بودجه‌ها به سمت پروژه‌هاي بزرگسال كشيده مي‌شود و به همين دليل توليدات خوبي براي كودك و نوجوان ايجاد نمي‌شود.

به نظر شما جشنواره فيلم كودك و نوجوان مي‌تواند تأثيري در بهبود سينماي كودك و نوجوان كشور داشته باشد؟
بله. من با برگزاري اين جشنواره موافقم چون جشنواره فرصتي ايجاد مي‌كند كه سينماگران كودك و نوجوان گرد هم بيايند و سالانه توليداتي در اين ژانر براي ارائه به اين جشنواره به وجود بيايد تا سينماي كودك از بين نرود. امسال زنگ سينما افتتاح شده است تا دانش‌آموزان را براي تماشاي فيلم به سينما ببرند. متأسفانه نمايش فيلم از سبد آموزشي دانش‌آموزان اين روزها خارج شده اما با اين كار راهي براي ورود دانش‌آموزان به سينما ايجاد مي‌شود. در دوره‌هاي گذشته دانش‌آموزان به صورت ماهانه براي تماشاي فيلم‌هاي ژانر كودك و نوجوان به سينما مي‌بردند اما اين روزها آموزش و پرورش مسئوليت سينما بردن دانش‌آموزان را به سختي تقبل مي‌كنند كه اما اين ‌وضعيت بايد برطرف شود.

فيلم جديدي در دست كار داريد؟
من در حال حاضر روي فيلم بعدي‌ام به نام «درناهاي كاغذي» كار مي‌كنم كه باز هم در ژانر كودك است و بخشي از آن در ايران و بخش ديگرش در هيروشيماي ژاپن ساخته مي‌شود.

ژانر كودك، مرا انتخاب كرد
مسعود كرامتي از ديگر سينماگران با سابقه كودك است كه در مراسم افتتاحيه بيست و ششمين دوره جشنواره فيلم كودك و نوجوان اصفهان مورد تقدير قرار گرفت. نخستين تجربه سينمايي كرامتي، عروسك‌گرداني در فيلم «شهر موش‌ها» ساخته مرضيه برومند و محمدعلي طالبي بود. او در ادامه فيلم‌هاي پاتال و آرزوهاي كوچك سال ۶۸، مرغابي وحشي سال ۷۰، كودكانه و روز كارنامه سال ۸۱ و ترانه كوچك من را در سال ۸۸ ساخت كه همه آنها در ژانر كودك و نوجوان بودند. حضور گسترده كرامتي در سينماي كودك باعث شد كه در مراسم افتتاحيه بيست و ششمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم فجر از او تقدير شود، به همين بهانه پاي صحبت مسعود كرامتي نشسته‌ايم تا از وضعيت حال حاضر سينماي كودك بپرسيم.

آقاي كرامتي! چه شد كه ژانر كودك را براي فعاليت فيلمسازي خود انتخاب كرديد و اين روند را ادامه داديد؟
من ژانر كودك را انتخاب نكردم، ژانر كودك مرا انتخاب كرد. من در سال‌هاي ابتدايي پيروزي انقلاب تئاتر كار مي‌كردم، فضاي تئاتر در آن سال‌ها خيلي خوب بود. پس از يك دوره ركودي كه در تئاتر ايجاد شد، من تئاتر را كنار گذاشتم و در همان روزها اردشير كشاورزي براي يك كار عروسكي به سراغ من آمد، در حالي كه من پيش از اين هيچ تجربه‌اي در زمينه كار عروسكي نداشتم. با دنياي كار عروسكي از طريق دو كار مشترك با اردشير كشاورزي آشنا شدم. پس از آن همكاري‌ام با مرضيه برومند آغاز شد و پس از آن مدرسه موش‌ها و در نهايت شهر موش‌ها و خونه مادربزرگه. اين شد كه از تئاتر جدا شدن و به تلويزيون آمدن و كارهاي عروسكي همه بخشي از شناسنامه من شدند. اولين فيلمي كه موفق شدم كار كنم از طريق وحيد نيكخواه‌آزاد بود به نام پاتال و آرزوهاي كوچك. پس از آن كار كودك من در سينما ادامه پيدا كرد؛ مسئله‌اي كه وجود دارد اين است كه زماني كه من براي كودكان كار مي‌كنم حالم خوب است چون موجودات روراست، بي‌شيله پيله‌، ساده و معصومي هستند كه همه اين ويژگي‌هاي كودكان‌‌ دنياي دوست‌داشتني‌اي را ترسيم مي‌كند.

آقاي كرامتي! ما در اوايل دهه ۷۰ اوجي در سينماي كودك داشتيم اما در سال‌هاي پاياني دهه ۷۰ و در ادامه دهه ۸۰ و همچنين حال حاضر با ادامه اين روند روبه‌رو نبوديم و سينماي كودك ما يك سير نزولي را تجربه كرد. به نظر شما دليل اين اتفاق چيست؟
هر پديده‌اي براي رشد فضاي باز و حمايت مي‌خواهد. در سال‌هاي دهه ۷۰ و در سال‌هاي پس از آن از سينماي كودك حمايت نشد و فضاي بازي برايش به وجود نيامد و طبيعتاً در انتها اتفاقي افتاد كه الان شاهدش هستيم. در دهه ۶۰، به دليل وجود مميزي‌هاي سينمايي بيشتر سينماگران براي ادامه كار به سمت توليدات سينماي كودك رفتند، چون فضايش بازتر از ساير ژانر‌ها بود. در دهه ۷۰ با باز شدن فضاي سينماي اجتماعي، سينماي كودك رها شد و همه به سمت توليدات سينماي اجتماعي و بزرگسال رفت. سينماي كودك مانند خود كودك نياز به حمايت داشت اما اين رهاشدگي و بي‌توجهي باعث شد كه به اين روز بيفتد.

يك اتفاق ديگري كه در دو دهه اخير به وقوع پيوسته اين است كه فيلمسازان بزرگي كه پيش از اين فيلم كودك مي‌ساختند، به سمت سينماي اجتماعي رفته‌اند و ديگر فيلم كودك نمي‌سازند. چرا؟
اين مسئله هم به دليل تغيير شرايط است. خود من سال ۶۸ فيلم پاتال و آرزوهاي كوچك را مي‌سازم اما سال ۸۰ روزكارنامه را مي‌سازم كه درباره دنياي خشن بزرگسالان است كه كودكان دچارش شده‌اند. وقتي انتظارات انسان از دنياي كنوني برآورده نمي‌شود به سمت نوستالژي كودكي مي‌رود تا رؤياهايش را در آن جست‌وجو كند.

به نظرتان جشنواره فيلم كودك چقدر در بهبود سينماي كودك و نوجوان كشور موثر مي‌باشد؟
به نظر من جشنواره كودك دلخوش‌كنكي است براي اينكه بدانيم سينماي كودك هنوز نمرده است، چون به خاطر جشنواره در طول سال چند فيلمي ساخته مي‌شود تا به جشنواره برسد و سپس در جشنواره نشان داده ‌‌شود، بعد در صندوقخانه باقي مي‌ماند تا سال ديگر و يكسري فيلم ديگر.

برخي معتقدند فيلم‌هاي ارائه شده در جشنواره فيلم كودك به دليل ناتواني جذب مخاطب قابليت اكران عمومي را ندارند. نظر شما چيست؟
بله واقعيت است. بسياري از سينماگران كودك از سينماگران بزرگسال هم بهتر هستند اما به دليل محدوديت نگاه و سوژه و وجود رويكرد تاجركارانه كيفيت برخي فيلم‌ها كاهش پيدا كرده و فيلمنامه‌ها ضيعف شده‌اند و توانايي جذب مخاطب را ندارند.

آقاي كرامتي فيلم جديدي در دست توليد نداريد؟
چون در بخش داوري چند فيلمنامه خوب كودك را مطالعه كرده‌ام، تصميم دارم به سراغ يكي از آنها بروم و اميدوارم كه بتوانم.

دوست داريد ادامه فعاليتتان كماكان در سينماي كودك باشد؟
اگر شرايط توليد فيلم اتفاق بيفتد، چراكه نه.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار