کد خبر: 489270
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۰۱
به بهانه روزجهاني سالمندان
سالمندي از آن دست واژه‌هاست كه آنقدر به آن دور نگاه مي‌كنيم كه آن را فقط براي ديگران مي‌بينيم. در حالي كه سالمندي يا همان پيري خودمان، همين جواني است، با اندكي چين و چروك پوست، اندامي تكيده و قدي كمي خميده، مويي سپيد و چشماني كه در نگاهشان برق هيچ هيجاني نيست. با اين وجود، ما هميشه از تصور چهره چين و چروك‌دار و موي سپيد خودمان فرار مي‌كنيم و تمام ذهنيتمان از سالمندي، تصوير پيرمرد و پيرزني است كه كنار خيابان دست‌فروشي مي‌كند يا روي نيمكت پارك به عصايش تكيه داده و نقطه دوري را در «خشت خام» مي‌بيند. غافل از اينكه پيري بر ما نيز گذري خواهد كرد و رد پايش موهايمان را برف‌پوش مي‌كند و هر قدمش نقشي بر پوستمان مي‌زند.
اين نوع نگاه حتي در مديريت كلان جامعه ما نيز نفوذ دارد. زيرا سال‌ها به پشتوانه نيروي انساني جوان و قرار داشتن كشورمان در زمره كشورهاي جوان دنيا، بر كشورهايي نظير ژاپن فخر مي‌فروختيم اما با تغيير الگوي زاد و ولد ناگزيريم نگاه جدي‌تري به سالمندي داشته باشيم و بهره‌وري زندگي اجتماعي را در اين مقطع از زندگي بالا ببريم و براي اين كار ابتدا بايد نگاه جامعه به مقوله سالمندي تغيير كند. وقتي اين دوران زندگي را بپذيريم و براي آن تعريفي در ساختار اجتماعي‌مان داشته باشيم، ديگر سالمندي را به چشم يك بيماري واگيردار نگاه نمي‌كنيم كه از آن بترسيم و فرار كنيم وآن را به بازنشستگي محدود و به آسايشگاه‌ها محصور كنيم.
محمدرضا صوفي‌نژاد، مدير آسايشگاه كهريزك راست مي‌گويد كه وقتي زوجي مي‌خواهند منزلي تهيه كنند، اتاقي هم براي كودك و مختص فرزندشان در نظر مي‌گيرند، اما هيچ وقت ديده نشده زوجي در تهيه منزل، اتاقي را براي پدر و مادر خود تدارك ببينند.
چقدر براي زندگي در يك جامعه سالمند آماده‌ايم؟
همان نگاهي كه شعار «فرزند كمتر؛ زندگي بهتر» را برايمان تكرار مي‌كرد، يادمان داد كساني را كه بنيان خانواده‌هاي امروزمان را گذاشته‌اند را به جرم پيري و بازنشستگي، تهديدكننده آرامش و حريم خانواده بخوانيم و تبعيدشان كنيم.
تبعيدشان كنيم به پشت خطوط تلفن، پشت درهاي بسته خانه‌شان، پشت تمام مشغله‌هاي روزمره‌مان يا حتي به آسايشگاه سالمندان؛ مي‌گويند در سال ۲۰۵۰ جمعيت سالمندان دنيا به بيش از ۲۱ درصد يعني حدود يك نفر از هر چهار نفر مي‌رسد و تا پنج سال آينده جمعيت بيش از ۶۵ ساله دنيا بيشتر از جمعيت كمتر از پنج سال مي‌شود اما در اين مورد آمارهاي كشورمان نيز خواندني هستند. براساس آمارهاي سال ۸۵ بيش از ۷ درصد جمعيت ايراني‌ها يعني بيش از ۵ ميليون نفر را سالمندان تشكيل مي‌دادند كه از اين جمعيت حدود ۲ ميليون و ۷۳۸ هزار نفر زن و
۲ ميليون ۷۶۰ هزار نفر مرد بودند. امروز اين رقم از مرز ۵/۵ ميليون نفر گذشته و طبق پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته، جمعيت سالمندان كشور تا سال ۲۰۵۰ به ۲۵ ميليون نفر افزايش يابد.
براساس شاخص‌هاي سازمان جهاني بهداشت، نسبت جمعيت بالاي ۶۰ سال به زير ۱۵ سال را سالمندي مي‌گويند. همچنين برمبناي اين شاخص‌ها اگر ميزان جمعيت گروه سني بالاي ۶۵ سال در كشوري، بين ۷ تا ۱۴ درصد باشد آن كشور رو به سالمندي است. اگر ميزان جمعيت گروه سني بالاي ۶۵ سال بين ۱۴ تا ۲۰ درصد باشد آن كشور سالمند است و اگر ميزان گروه سني بالاي ۶۵ سال بيش از ۲۰ درصد باشد آن كشور سالخورده است. به عبارتي اگر ۶۰ درصد ۶۰ ساله‌هاي يك جامعه بالاي ۱۲ درصد كل جمعيت آن جامعه باشد، آن جامعه را سالمند مي‌نامند. از طرفي در حال حاضر حدود ۳/۷ درصد جمعيت ايران را سالمندان تشكيل مي‌دهند؛ بنابراين كشور ما يك كشور رو به سالمندي است.
يعني جمعيت بزرگي كه جامعه در سال‌هاي نه چندان دور به فكر ايجاد ظرفيت‌هاي تحصيلي و شغلي آنها بود، در پي تغيير هرم سني رو به سالمندي مي‌رود.
مسئله‌اي كه برخي از كارشناسان آن را به دنبال افزايش اميد به زندگي، يك موفقيت بهداشتي مي‌دانند اما آمادگي جامعه براي حضور مؤثر نيروي انساني كه رو به سالمندي مي‌روند نكته مهمي است كه نياز به برنامه‌ريزي و حتي تصويب قوانين نوين اجتماعي و حقوقي دارد.
شايد يكي از دلايلي كه تا به حال سالمندان را از معادلات اجتماعي ما كنار نگه مي‌داشته، تصوري است كه سالمندي را مساوي با بيماري و ناتواني (اعم از جسمي و مالي) مي‌داند؛ كه اين نگاه از جمله اولين ضرورت‌هايي است كه بايد با اصلاح قانوني، مدني و فرهنگي شيوه زندگي اين بخش از جمعيت تغيير كند. روز جهاني سالمند بهترين فرصت است كه ببينيم به جاي اينكه جامعه را براي زندگي سالمندان آماده كنيم، چقدر براي زندگي در يك جامعه سالمند آماده‌ايم؟!
بهترين و بدترين
اگر از مطلوب‌ها و از زيرساخت‌هايي كه بايد و شايد فراهم شوند تا جامعه رو به سالمندي ما اين دوره گذار را نيز به سلامت طي كند، بگذريم، مي‌رسيم به اينكه امروز در جوامعي از جمله جامعه ايران زندگي‌هاي گسترده جاي خود را به زندگي‌هاي هسته‌اي داده‌اند كه در آن خانواده‌ها:
يا امكانات مالي نگهداري از سالمند را دارند، شرايط نگهداري را ندارند. يا امكانات مالي نگهداري از سالمند را ندارند، شرايط نگهداري را دارند. يا اختلال‌ها و بيماري‌هاي مختلف، سالمند را نيازمند مراقبت و درمان مداوم مي‌كند كه خود به دو دسته روزانه و شبانه‌روزي تقسيم مي‌شود.
اينجاست كه پاي جايي به نام آسايشگاه يا خانه سالمندان به ميان كشيده مي‌شود؛ جايي كه همه مي‌دانند بهترين آنها از بدترين خانه‌ها، بدتر است. البته بررسي‌هاي صورت گرفته نشان مي‌دهند كه ۹۰ درصد خانواده‌هاي ايراني توانايي نگهداري از سالمند و فراهم كردن شرايط زندگي در كنار خانواده براي او را دارند.
براساس اعلام حسين نحوي‌نژاد، دبير شوراي ملي سالمندان در كشور ما حدود ۱۲ هزار سالمند در مراكز نگهداري حضور دارند كه تمام اين مراكز اعم از دولتي يا غيردولتي زيرنظر سازمان بهزيستي هستند و براساس استانداردهاي تعريف شده اين سازمان اداره مي‌شوند. نحوي‌نژاد البته اعلام مي‌كند كه برخي از آسايشگاه‌هاي سالمندان مجوز بهزيستي ندارند و شرايط و استانداردهاي اين سازمان را رعايت نمي‌كنند. بهزيستي هم به دلايل مختلف از جمله پراكندگي اين مراكز قادر به شناسايي آنها نيست. از طرفي چون متقاضيان خود با تمايل اين هزينه را پرداخت مي‌كنند نمي‌توان جلوي فعاليت اين مراكز را گرفت و تنها در صورتي ما نظارت مي‌كنيم كه شكايتي انجام شود.
هفت خوان سلامت سالمندي
فريبرز بختياري، معاون توانبخشي و سلامت آسايشگاه خيريه كهريزك نيز به «جوان» مي‌گويد: معمولاً ۱۵ تا ۱۷ درصد افراد بالاي ۶۰ سال دچار اختلالات رفتاري مي‌شوند و از اين رقم يك درصد دچار دمانس مي‌شوند يعني ارتباط آنها با دنيا قطع مي‌شود. بر اين اساس در كشور ما ۵۰۰ هزار سالمند دچار دمانس هستند در حالي كه براي ارائه خدمات به آنها امكانات كافي نداريم و ظرفيت آسايشگاهي ما در كشور تنها ۱۲ هزار نفر است.
بختياري با تأكيد بر اينكه سالمندي يك عارضه و بيماري نيست، ادامه مي‌دهد: بايد به پيامدهاي اين دوران توجه داشت تا سالمندي را به دوراني سالم در زندگي انسان‌ها تبديل كرد. نبايد منتظر بمانيم كه جامعه مان در تعريف سالمندي قرار بگيرد و دچار عوارض و پيامدهاي آن شود تا بعد فكر چاره بيفتيم. براساس طرح كارشناسان هفت بعد اقتصادي، اجتماعي، شناختي، رواني، درماني، فرهنگي و محيطي بايد در دوران سالمندي مورد توجه قرار گيرند تا سلامت سالمندي در جامعه تضمين شود.
به گفته وي، آماده نبودن بيمه‌ها و نبود محيط‌هاي مناسب براي زندگي سالمند، زندگي در اين دوران را دچار مشكل مي‌كند.
معاون توان‌بخشي و سلامت آسايشگاه خيريه كهريزك با بيان اينكه كشورمان ايران، در دهه ۶۰ دچار مسائل مراقبت مادر و كودك و شيرمادر بود، مي‌افزايد: در حال حاضر در دهه ۸۰ و ۹۰ مسائلي همچون اشتغال و ازدواج جوانان مطرح است و طي ۱۰ تا ۱۲ سال آينده بايد به دنبال پيامدهاي سالمندي در كشورمان باشيم.
اگر در انتخابات سال‌هاي قبل، رأي جوانان ما تاثيرگذار بود تا ۱۵ سال آينده رأي سالمندان تعيين‌كننده است! افرادي كه برخي از آنها با مچاله كردن كاغذ و باز و بسته كردن گلوله‌هاي نخ روي نيمكت‌هاي آسايشگاه كهريزك به جنگ با تغيير شكل استخوان‌هاي انگشتان دستانشان مي‌روند و ته‌مانده نشاط جواني‌شان را در قالب خنده و شوخي سخاوتمندانه به بازديدكنندگان آسايشگاه كهريزك مي‌بخشند. نگاه اين بازديدكننده‌ها چقدر از دنياي آنها دور است. به اندازه تمام سال‌هايي كه راه است ميان جواني و پيري. تظاهر به درك مشكلات آنها هم فقط تظاهر است، از در آسايشگاه كه خارج شويم، دنيايمان رنگ مشغله‌هايمان را مي‌گيرد: «حالا كو تا پيري»! در حالي كه همين نزديكي‌هاست كه بگوييم: «امان از پيري»!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار