
در مرحله نهايي كه با حضور داستاننويسان جوان در گلزار شهداي گمنام در تپه نورالشهداي جنگل ناهارخوران گرگان شروع به كار كرد، دهها برگزيده داستان در ردههاي نوجوان، جوان و بزرگسال با حضور در كارگاهها و كلاسهاي آموزشي كه با حضور پيشكسوتان داستاننويسي حوزه انقلاب و دفاع مقدس مانند محمدرضا بايرامي، احمد شاكري، حسين فتاحي، راضيه تجار، زهره يزدانپناه و سميرا اصلانپور سعي كردند از فرصت كوتاه جشنواره براي بهرهگيري از تجارب مشترك استفاده كنند.
فرصتهاي برابر آموزشي و رقابتي در كشور جشنواره زده ما، وجود جشنوارههاي گوناگون فلسفه و دليل خاصي نميخواهد اما با اين حال، اكثر برندگان جشنوارههاي فرهنگي هنري، يك طيف خاص هستند، ولي در اين ميان مهمترين خصيصهاي كه ميتوان در جشنوارههاي بسيج و از جمله در جشنواره حدوداً ۲۰ ساله ادبيات داستاني سراغ گرفت، ايجاد فرصتهاي برابر آموزشي و رقابتي است.
وجود چهرههاي بسيار متفاوت و از سراسر كشور و سازماني كه در آن ضرورتاً برندگان در آن از سوي استانها و به طور مساوي معرفي شده باشند، وضعيت متفاوتي را رقم زده كه گرچه ممكن است در زمينه رقابتي تعديلكننده سطح رقابت به سمت توان همه كشور باشد اما به لحاظ عدالت رقابتي و همچنين آموزشهايي كه به فراگيران ادبيات داستاني در زمان اجراي بخشهاي مختلف و به خصوص در بين دو سالي كه بين دو جشنواره وجود دارد، جشنواره مانند امتحانات ثلث آخر يك دانشگاه هنري به نام بسيج هنرمندان برگزار ميشود.
جايي براي موفقيت شهرستانيها جشنوارههاي هنري بسيج جايي براي حضور جدي شهرستانيهاست. آمار نشان ميدهد، برخلاف بسياري از جشنوارههاي هنري كشور تعداد بسيار كمي از برگزيدگان جشنوارههاي هنري بسيج از تهران بزرگ هستند، مثل همين جشنواره ادبيات داستاني كه آمار نشان ميدهد از ميان ۳۶ برگزيده تهران بزرگ تنها يك جايزه سهم بسيار اندكي دارد و مابقي استانها و به خصوص استان همدان توانستهاند ساير جوايز را از آن خود نمايند، بنابر اين به نظر ميرسد همانطوري كه سميرا اصلانپور، نويسنده و يكي از داوران بخش نهايي جشنواره معتقد است، جشنواره زمينه مناسبي براي به هم پيوستن استعدادهاي شهرستاني و تمركزگريزي هنري باشد.
نكته بسيار مهم ديگري كه در اين جشنواره بر آن پاي فشرده ميشود، گردش جشنوارهها در شهرستانهاست كه بيشك براي خودش بركات مختلفي به همراه دارد، به طور مثال جشنواره قبلي ادبيات داستاني در خوزستان يعني جنوب غربي ايران برگزار شد و حالا در شمال شرقي ايران، گلستان يعني نگارستان ايران در اقليمي متفاوت اما مانند خوزستان گرم و شرجي ميزبان داستانگوهاي بسيجي است.
سردار سرتيپ دوم پاسدار بابايي فرمانده سپاه نينواي استان گلستان كه در حقيقت ميزبان اين هماورد ادبيات داستاني بود با اشاره به همين موضوع ميگويد: همين كه هنرمندها براي رقابت و آموزش به گرگان ميآيند و شهر از برگزاري چنين همايش معتبر و بزرگي تأثير ميپذيرد، بايد به تحرك بخشي اين اتفاق هنري به جامعه ادبي گرگان اميدوار بود و چه خوب است كه اين تحرك به نام و عقيده مبارك بسيجي صورت پذيرفته باشد.
بايد به فكر گام بعدي بود با اين همه نميتوان از طرحهاي توسعهاي كه به عنوان گام بعدي اجراي جشنواره بايد مورد برنامهريزي قرار گيرد، غافل بود. احمد شاكري كه سابقه داوري و دبيري چندين جايزه بزرگ ادبي كشور را در كارنامه خود دارد و به عنوان داور بخش نهايي به گرگان آمده است، با اشاره به فراز و نشيب سطح آثار در ادوار جشنواره ادبيات داستاني بسيج ميگويد: اينكه جشنوارههاي ادبيات داستاني بسيج در سطح ادبي يكسان نسبت به سالهاي پيش بوده و به خصوص در دوره اخير داراي سطح پيشرفت معنادار يكسان نيستند، نشان ميدهد بايد به فكر گام بعدي بود و نميتوان با تكرار جشنواره و آموزشهاي تئوريك، شاهد به وجود آمدن يك جريان ادبي شايسته و تأثيرگذار از سوي بسيج باشيم.
راضيه تجار نويسنده پيشكسوتي هم كه رنج سفر را به جان خريده و به گرگان آمده نيز با تأكيد بر همين معنا معتقد است: نويسندگان بسيجي به لحاظ آمادگي ذهني و فكريشان آموزشهاي مناسبي ديدهاند اما با اين حال نميتوان از چنين آموزشهايي، به وجود آمدن آثار سطح مطلوبي را از ايشان انتظار داشت، به همين دليل بايد بعد از مرحله آموزش و رقابت به فكر طرحهايي بود كه بتواند از نويسنده بسيجي كه به ابواب تئوري داستان هم مسلط است، تبحر داستاننويسي شايسته بدهد.
آيا همه جشنوارههاي رقابتي مفيدند؟ در هر حال به دلايل مختلف و به ويژه در وضعيتي كه بازار نشر به دلايل مختلف دچار ركود است و جهش روزانه و لحظهاي بازار كاغذ و نبود فرهنگ كتابخواني هنر نويسندگي را به امري تزئيني و ذوقي تقليل داده بايد فرصت جشنوارهها را مغتنم دانست تا نويسندههايي كه هيچ فرصتي براي ديده شدن ندارند، بتوانند احساس حيات نمايند.
واقعيت اين است كه جشنوارههاي ادبي و حتي جوايز آن در نقش مسكنهايي هستند كه جور نابساماني حوزه نشر را به دوش ميكشند و اين همان چيزي است كه به ويژه در مورد نويسندگان خارج از مركز اهميت آن صدچندان است.
دكتر غلامرضا منتظري مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان گلستان البته با ديدي انتقادي به اين قضيه نگاه ميكند و معتقد است بسيج در دورههاي آينده بايد مأموريتهاي تازهاي در راستاي جشنوارههاي هنري خود تعيين كند تا بودجه و امكانات مصرفي آن در هيچ رستهاي صرفموازي كاري نشود.
وي معتقد است تا شباهت و تفاوتهاي جشنوارههاي هنري و ادبي تبيين نشود، بيشتر امكانات همچنان صرف جشنواره روهاي حرفهاي ميشود و اين چيزي است كه در درازمدت موجب يك ركود است.
بسيج، حقيقتي هميشه جاري داستاننويسان بسيجي يكي پس از ديگري روي سن ميروند و جوايز خود را از مسئولاني مانند دكتر حسين قناديان، دكتر مجتبي رحماندوست و بسياري ديگر از مسئولان و هنرمندان پيشكسوت ميگيرند.
در بخشهاي مختلف موضوعات مختلف و متنوعي براي اين دوره حائز رتبههاي برتر شدند. از بيداري اسلامي كه اينك سكه رايج تفكر هنر متعهد است تا دفاع مقدس كه موضوع ثابت نويسندگان بسيجي در عرصههاي مختلف است. اما نكته بارزي كه ميتوان از همه داستانهاي بسيجيان در همه زمينهها برداشت كرد، اين است كه نوشتههاي بسيجي چامه و چكامههاي سوزناكند كه از عشق تا رزم و از زندگي تا مرگ، روايتي عارفانه از نگاهي متعهدانه به زندگي ريشه گرفته است.
تعهد شاهبيت هنر بسيجي است و آن چيزي ست كه ميتواند چون نخ تسبيح ايده آدمهاي متفاوت اما هممرام و همهدف را به يكديگر پيوند بزند؛ پيوندي كه در آستانه دفتر هشتم آن بايد كيفيتر و اثرگذارتر چشمه جوشان بسيج را به سمت جويبارهاي تشنه حقيقت بكشاند.