چند روزي است كه ماجراي نيكي كريمي درموزه سينما به همراه عكسمنتشرشده او سوژه رسانهها شده است، در اين ميان عدهاي آن را عمل وقيح و شرمآور خواندند و عدهاي هم آن را جدي نگرفتند و مدعي شدند چيزي نيست و تنها بزرگنمايي شده. اما آنچه دراين مقال اهميت دارد مربوط به موزه سينماست كه اگر قرار است دراين موزه، آثار شاخص اهالي سينما و تلويزيون گردآوري شود، بايد حداقل كسي را ميپذيرفتند كه در اين عرصه به قول معروف خاك صحنه خورده كسي مانند علي نصيريان كه در آثارش براي كشور و نظام، كارهاي شاخص و برجستهاي دارد نه كسي كه تا به حال هيچ ثمره و نتيجه خاصي براي تعالي هنرسينماي كشور نداشته جز اينكه هر وقت خارج از كشوردر برنامه و جشنوارهاي بوده تصاوير نه چندان باحجابش درهمه جا منتشرشد! واقعاً اين بازيگرچه خدمت شايستهاي براي سينماي كشور انجام داده بود كه بايد تصاوير و آثارش در موزه سينماي ملي ثبت و ضبط شود؟
وقتي قرار است موزه سينما، براي آيندگان درفضاي هنر هفتم بهترينها را ارائه دهد كه درخاطره جمعي ماندگاري دارند، آيا بهتر نبود درگزينشها دقت بيشتري ميشد و ضابطه بر رابطه ميچربيد؟! يا حداقل اين خانم بازيگر وجه مطلوبتري درفضاي هنر داشت كه بتواند الگوي خوبي براي جامعه به حساب بيايد تا از سر هيجان و ذوقزدگي بدون توجه به حضور رسانهها سوتي بدهد و انتظامي را در آغوش بگيرد و بعد هم مجبور به انكار عكس منتشر شده شود؟!
به واقع چرا بايد چنين رفتارهايي صورت بگيرد آنهم درجامعهاسلامي كه قرار است هنرمندان متعهد و متديني براي صدور فرهنگ اسلامي به جهان ارائه دهد، بازيگران سينمايياش خود را اينگونه درجلوي دوربينها نشان دهند كه باعث بازار داغي حرف وحديثها شوند؟ اين مسئله نشان ميدهد متأسفانه بعد ازگذشت سالها از انقلاب و پاكسازي صوري فضاي هنري و سينمايي، همچنان سينما به لحاظ فرهنگ ديني و اخلاقي وضعيت بيمارگونه و ناجوري دارد كه شايد اين يكي از دستشان در رفته است.
هربار در بدنه سينمايي كشور شاهد برخي بياخلاقيها، رفتارها و گفتارهاي منافي با فرهنگ ديني و ملي هستيم كه در شأن سينماي ملي ما نيست. سينمايي كه بعد ازسي و اندي سال هنوز خودش اصلاح نشده چگونه ميتواند ادعاي اصلاحگري جهان را بكند؟! وهدايتگرسينماي اسلامي كشورهاي منطقه باشد؟! اين يك حقيقت است كه هاليوود و تفكر سينماي بيبندوبار گذشته اسطوره بيشتر اهالي سينماي امروز ما است، همانطوركه در سينما و تلويزيون به هربهانه از ديالوگ گرفته تا آهنگ يا نام بردن اسامي اين افراد ميتوان ردپايي از آن دوران را ديد. كارهايي كه بعضاً اهالي سينما خود ميگويند براي زنده نگهداشتن اين مشاهير فساد و ابتذال ميان مردم، هنرمندانه در تلويزيون و سينمايي جمهوري اسلامي به اجرا درميآوردند.
مطمئناً اين اتفاق اخير آخرين نوع از نيكي نمودنها و نكوكاريهاي اين قشر نخواهد بود، زيرا متأسفانه درچنين مواردي بيشتر شاهد حمايت و توجيه مسئولان سينمايي كشور در اين زمينهها هستيم اگر گلشيفته فراهاني ويدئوي آن تصوير مستهجن را منتشر نميكرد اينجا سينهچاكان زيادي داشت كه دردفاع از او و فتوشاپ بودن تصاويرش نطقها و مصاحبههاي جنجالي ميكردند اما آنچه مشهود است آن كه اين اولين بار ازنوع خود نبوده و با چنين اوضاع بيمارگونهاي كه درسينماي به اصطلاح ملي حاكم است، آخرين هم نخواهد بود. ترس ما آن است كه مديران فرهنگي كشورمان براي درمان سينما روزي سرشان به سنگ بخورد كه ديگر هيچ مسئوليتي درسينماي كشور نداشته باشند، آن موقع است كه آنها را بايد درچهره منتقدان تند و تيز ديد كه مسئوليتي براي اجرا ندارند، ولي بااين حال تأثير اين هنجارشكنيهاي تاريخي در سايه مديريت آنها ماندگار است.