
كاغذ همچنان طلاي بازار نشر است و گراني قيمت آن آتش به خرمن نشر در كشور زده است. قيمت كاغذ اين روزها با روندي چيزي شبيه نوسانات بازار بورس و بازار ارز و حتي طلا در نوسان است تا جايي كه قيمت كاغذ تحرير در صبحگاهي كه اين گزارش در دست تهيه بود بندي ۹۰ هزار تومان اعلام ميشود و ظهركه ميخواهيم آخرين ويرايش را روي آن انجام دهيم پيامكي ميرسد كه فلاني قيمت به مرز بندي ۹۵ هزار تومان رسيده است و فردا صبح نيز ميرود روي ۱۰۰ هزار تومان!
اين همه اتفاق در حالي رخ ميدهد كه چيزي نزديك به سه ماه از اظهار نظر صريح مقام معظم رهبري در حاشيه بازديدشان از نمايشگاه كتاب درباره اهميت استراتژيك توليد داخلي كاغذ نميگذرد.
اين روزها بهمن دري كه روزگاري نه چندان دور و پيش از ورودش به دوران عزلت منتهي به بركناري از معاونت فرهنگي خبر از اجراي طرح مار پلهاي براي كاهش قيمت كاغذ با همكاري برخي نهادهاي غير دولتي داده بود، سكوت اختيار كرده و تنها محسن پرويز معاون اسبق فرهنگي است كه يكه تاز عرصه اظهار نظر درباره بازار كاغذ شده است و از قضا بيشترين انتقادها را متوجه وزارتخانهاي ميداند كه تا دو سال قبل خود معاون فرهنگي آن بود.
پرويز، مشكل بازار كاغذ را متوجه نگاه اشتباه و دوگانه دولتي به كاغذ دانسته و عنوان كرده است: نقش وزارت ارشاد در اين ماجرا به دو شكل است يا عنوان ميكند ما نقشي نداريم و به ما مربوط نيست و برعهده وزارت صنعت و بازرگاني است، يا اينكه عنوان ميكند ما هم نقش داريم، حدود كاري را كه وزارت ارشاد دارد بايد معين شود، وزير و معاون عنوان كنند كه ما تا اين ميزان نقش را ايفا ميكنيم.
وي همچنين به شيوع دوباره پديده دلالي در بازار كاغذ اشاره ميكند و ميگويد: دلالبازي كاغذ را دوباره مد كرديم، اين موضوع دو سه سالي بود پس از برداشته شدن يارانه كاغذ منتفي شده بود، اما دوباره شاهد اين موضوع هستيم.
اتفاقي كه در حال حاضر افتاده اين است كه ثبت سفارشات كاغذ با ارز مرجع بانك مركزي در مقاطع زماني طولاني صورت نگرفته و دلالان كاغذ اين موضوع را بهتر از هر كسي ميدانند، دلالان كاغذ ميدانند و دولت شايد دير به فكر افتاد و پيشبيني كرد كه فردا روزي در زمينه كاغذ هم ممكن است دچار دلالبازي شويم.
از سوي ديگر چون در اين ميان فردي خود را ملزم به پيگيري نميديد، اساساً تعزيرات حكومتي وارد ماجراي كاغذ نشد، يعني چراغ سبز به دلالان نشان داديم تا به هرگونه ميخواهند عمل كنند، يك بند از كاغذي كه در بازار ۸۰ تومان فروخته ميشود و پيشبيني ميشود تا صد تومان هم افزايش مييابد، با ارز آزاد وارد نشده است، اصلاً بر فرض كه با ارز آزاد هم وارد شود كه در آن صورت قيمتش ۵۱ هزار تومان ميشود، دليل افزايش قيمت ايجاد خلأيي است كه در اين ميان ايجاد شده و ثبت سفارش صورت نگرفته و واردكننده فكر ميكند اگر دولت با ارز دولتي امروز كاغذ وارد كند، روي دستش ميماند.
از اين رو، با ارز آزاد ثبت سفارش نميكند، از سوي ديگر ارز دولتي هم طي اين دوره به كسي پرداخت نشد و به نظرم «سوء مديريت» باعث افزايش قيمت كاغذ شد.
سيد محمد حسيني، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در يكي از تازهترين اظهار نظرهايش درباره بازار كاغذ اين موضوع را متوجه وزارت صنعت و معدن و تجارت دانسته بود اما سرپرست منصوب شده توسط وي اين روزها كارگروهي را براي بررسي مشكل كاغذ تشكيل داده كه قرار است با سرپرستي مشاور اجرايي وي و همكاري دفتر مجامع وزارت ارشاد، دفتر چاپ و از سوي ديگر نماينده وزارت بازرگاني، بانك مركزي و تشكلهاي حوزه همانند اتحاديه توزيعكنندگان كاغذ، اتحاديه چاپخانهداران و اتحاديه ليتوگرافها و اتحاديه كتابفروشان تصميماتي در جهت كاهش قيمت كاغذ اتخاذ كنند.
اين در حالي رخ ميدهد كه اين كارگروه و مسئول آن اعلام نكرده است كه چگونه وزارت صنعت، معدن و تجارت پذيرفته كه به تصميمات اين كارگروه براي رفع اين مسئله سرتعظيم فرود آورد و پس از شش ماه از آغاز گراني بيرويه كاغذ قدم در راه حل اين معضل و رونق دوباره بازار نشر بگذارد.
از سوي ديگر خبر ميرسد كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در نامهاي به رئيسجمهور از وي در خواست تامين ارز مرجع دولتي براي سهولت واردات كاغذ كرده است و اين در حالي رخ ميدهد كه امسال در حركتي قابل اعتنا وزارت آموزش و پرورش با اعتماد به توليد كننده داخلي نيمي از ۸۰ هزار تن كاغذ مصرفي خود را طي قراردادي از توليدكننده داخلي تأمين ميكند؛ توليد كنندهاي كه در شرايط مشابه و با حمايتهاي دولتي به همراه معدود كارخانههاي ديگر در هشت سال دفاع مقدس توانسته بودند ركورد توليد ۸۰ هزار تن كاغذ داخلي را نيز به نام خود ثبت كنند.
اما گوش بنگاهها و دلالان ظهير الاسلام اين روزها به هيچ كدام از اين حرفها بدهكار نيست. در ظهيرالاسلام اين روزها انگار كاغذ با طلا مبادله ميشود و هيچ چيزي نيز جلودار آن نيست؛ نه وزراي صنعت و ارشاد و نه كارگروهشان و...
بحران كاغذ در سال جاري و بنا بر الگوهاي از پيش آزموده شده در كشور با حمايت داخلي از توليد كنندگان و اعتماد به بخش خصوصي خيلي زودتر از اين قابل حل بود اما اصرار بخش دولتي به پيچيدن نسخه «كاغذ» در خارج از مرز و تأكيد بر واردات آن راه به جايي جز افزايش دلالي و خوابيدن بازار چاپ ندارد.
نبض ناشر با نشر ميتپد و نشانه آن درج اين ضربان بر صفحات سپيد كاغذ است. اين روزها ناشران براي ثبت نبض وجودشان بايد كاغذ را با چيزي گرانبهاتر از طلا مبادله كنند و در آن معامله بازنده از پيش و به خوبي مشخص است. گراني كاغذ چه با كارگروه و چه بدون آن در حال خاموش كردن آتش كوره تنور در ايران است و اين تنور جز با هيزم داخلي گرم نميماند.