روز گذشته روزنامه دولتي ايران اقدام به انتشار ويژهنامهاي با عنوان «دولت معيار» نمود كه مثل هر ويژهنامه ديگر كه در روزنامههاي كثيرالانتشار منتشر ميگردد، حاوي نكات مثبت و منفي بود. از لحاظ محتوايي در مقام قضاوت اين ويژهنامه برنخواهيم آمد كه چه بسا در كنار بسياري از مصاحبههايي كه در اين ويژهنامه به چاپ رسيده است و به جهت تعيين جايگاه دولت احمدينژاد در طول دو دوره فعاليت در دولت نهم و دهم كه حقيقتاً در بخشهاي زيادي جاي تقدير دارد، مطالبي به رشته تحرير درآمده است كه جاي نقد جدي دارد كه از آن جمله ميتوان به سرمقاله آن اشاره كرد.
در سرمقاله، نويسنده تلاش داشته القا كند كه دولت نهم و دهم تنها دولتي بوده است كه نمونه كاملي از يك دولت معيار در نظام مقدس جمهوري اسلامي به حساب ميآيد و در ۲۷ سال از عمر انقلاب اسلامي، دولتهاي روي كار آمده به نوعي مشكل شكلي يا محتوايي داشته و نتوانستهاند در تراز انقلاب اسلامي ظهور و بروز يابند. اينكه دو دولت نهم و دهم در بسياري از زمينهها چارچوبي را پايهريزي كردند كه ميتواند الگوي مناسبي براي دولتهاي آينده باشد، ترديد وجود ندارد، ولي قطعاً اغراقآميز است اگر بگوييم اين دولت با بسياري از آموزههاي غلط فرهنگي، اقتصادي و سياسي، الگوي كامل و معيار شايستهاي براي حركت تمام عيار در اين مسير است و از اين پس ميتوانيم با چشم و گوش بسته مسيري را كه دولت دهم تا كنون طي كرده و بدون ارزيابي از ضعفها و كاستيهاي آن، صرفاً به اتكاي اينكه اين دولت، تنها معيار حركت صحيح به شمار ميآيد، ريل حركت نظام را با ريل دولت تنظيم كنيم. چيزي كه در اين ويژهنامه در همان نگاه اول به چشم ميآيد، صفحهآرايي جلد ويژهنامه با تصويري از رئيسجمهور محترم و عنوان «دولت معيار» و چند واژه در سمت چپ صفحه است كه تخته سياهي را به تصوير كشيده كه پيشتر واژههايي در آن نگاشته شده بود كه با روي كار آمدن دولت احمدينژاد پاك شده و سه واژه مقدس «عدالت»، «عشق» و «آزادي» بر آن حك شده است. با اين تفاوت كه در هر سه اين واژهها از صفت «مطلق» استفاده شده است.
به تعبير ديگر «عدالت مطلق»، «عشق مطلق» و «آزادي مطلق» آن چيزي است كه تهيهكنندگان اين ويژهنامه سعي داشتهاند به دولت احمدينژاد نسبت دهند. در چرايي بهرهگيري از اين واژهها، با دو نگاه سطحي و عميق ميتوان موضوع را مورد بررسي قرار داد.
۱- مفهوم «مطلق» براي دستاندركاران اين ويژهنامه چندان معناي خاصي نداشته و صرفاً به جهت عدم درك معنايي آن و برحسب علاقه اين واژهها را انتخاب كردهاند قطعاً اين يك تحليل ساده انگارانه است، چرا كه برخورداري از كمترين دانش ميتواند تركيب دو واژه عدالت و مطلق را درك كرده و فرد را به بار معنايي آن رهنمون نمايد، به ويژه آنكه به كارگيري آن در كنار عنوان ويژهنامه و با قلم و رنگي متفاوت، گوياي درك معنايي آن توسط دستاندركاران نشريه است.
۲- دستاندركاران ويژهنامه با علم و آگاهي و اهداف خاص چنين اقدامي را انجام دادهاند كه به نظر ميرسد اين نگاه، قريب به ذهنتر باشد. در اين صورت بايد به نقد چنين اقدامي به جهت خطرات اعتقادي آن پرداخت. در اين مقوله به ذكر چند نكته اشاره ميشود:
الف) واژه مطلق تنها اختصاص به ذات مقدس پروردگار دارد كه با ظهور حضرت حجت، زمينه آن فراهم ميشود و هيچ بشري قادر نخواهد بود عدالت را به طور مطلق در جامعهاي پياده و نهادينه نمايد. از اين روست كه بسياري از بزرگان دين، تخصيص عدالت به صورت مطلق را به يك شخص شرك تلقي كرده و رفتار افرادي را كه با اين عناوين خود را به جامعه معرفي ميكنند شديداً تقبيح ميكنند.
ب) اگر نگاهي هر چند گذرا به بخشهايي از فرمايش اميرالمؤمنين علي (ع) در مقولات مهم حق، عدالت و آزادي داشته باشيم، به يك نكته اساسي واقف ميشويم كه عدالت محقق نميشود مگر در سايه حق و آزادي به معناي واقعي كلمه و فارغ از هياهوهاي غوغاسالارانه و شعارهاي پرطمطراق دروغين حقوق بشر امروزي آن هم نه به شكل مطلق آن، جامه عمل نميپوشد، مگر به بركت عدالت، چرا كه هر كدام از اين مفاهيم بلند در فرهنگ مبين اسلام لازم و ملزوم يكديگرند. دستاندركاران اين ويژهنامه خود قضاوت كنند دولت آقاي احمدينژاد تا چه ميزان توانسته در مقابل مخالفين خود حامل واقعي حقوق آنها باشد كه اكنون دولت او معياري براي تشخيص عدالت و آزادي آن هم به شكل مطلق نه نسبي قلمداد گردد.
آزادي مطلق آنچنان بار معنايي گستردهاي دارد كه اگر از نگاه بيبند و باري به آن نگريسته شود، همان چيزي است كه در جوامع غربي در بخشهايي ديده ميشود و اگر لحاظ كردن حقوق مردم در آزادي بيان و ... باشد كه بارها ديده شده است دولت نسبت به آن تحمل نداشته و در مواجهه با انتقاد از فردي از حلقه نزديكان دولت، رگهاي گردن براي مخالفان كلفت شده و او را به باد ناسزا ميگيرند.
ج) به نظر ميرسد دست اندركاران اين ويژهنامه پيش از شروع تبليغات انتخاباتي،شعار انتخاباتي دولت يازدهم را براي گروه خود تعيين كردهاند و از اين پس چه بسا شاهد افاضاتي در اين حوزه با به كارگيري ادبيات مشابه باشيم، چرا كه آنها درصدند نشان دهند شعار دولت نهم و دهم عدالت و توسعه بود و اين شعار امروز شكل مدرنتري به خود گرفته و همه مرزها را در نورديده و دولت يازدهم را بايد با مطلقگرايي در عدالت، عشق و آزادي بشناسيم كه البته اين به مفهوم آن است كه همه آن شعارهاي اصولي و ارزشگراي دولت نهم و دهم را بايد به فراموشي بسپاريم و اين آغاز ناگواري است كه همه بايد خود را موظف به ايستادگي در مقابل اين انحراف بزرگ بدانند.