
دالاس دارلينگ؛ مدرس تاريخ سياسي امريكا: در سال ۱۹۵۰ زماني که پرزيدنت هري ترومن اعلام کرد، «ما بايد بمب را ميساختيم، اگرچه هيچکس قصد استفاده از آن را ندارد، اما ما بايد آن را داشته باشيم حتي به دلايل چانهزني با روسها» بيانيهاش به هواپيماهاي هوابرد امريکايي رسيد که گرد و غبار اتمي را در نزديکي منطقه شوروي سابق يافت کرده بودند. در حالي که شوروي اولين سلاح اتمي خود را ساخته و آزمايش کرده بود، ترومن از ساخت و حفظ زرادخانه بسيار قدرتمندتر «سوپر بمب»ها صحبت ميکرد. اين سلاح برتر و توسعهيافته جديد، به جاي شکافتن ذرات بزرگ اتمي، اتمهاي کوچک هيدروژن را با هم ترکيب ميکرد. اين سلاح صد برابر از بمبهاي اتمي استفاده شده در هيروشيما و ناکازاکي در پنج سال گذشته آن قويتر و مخربتر بود.
«مايک» يا اولين سوپر بمب هيدروژني در جزيره مرجاني انوتاک اقيانوس آرام براي آزمايش منفجر شد. اين بمب به طور کامل جزيره را نابود کرد. بقاياي راديواکتيو تا حداقل فاصله صد مايلي انفجار پراکنده شده بود. دهها جزيره اطراف به همراه هزاران ساکن اين جزاير مسموم شدند. با تاريکي هوا، به دليل وجود ابر قارچي مايک در فضا، گلولههاي انفجاري، پوشش گياهي جزاير اطراف را نابود کردند. هزاران مرغ دريايي در همان لحظات اول به خاکستر تبديل شدند. ۸۰ ميليون تن خاک به صورت ذرات گرد و غبار راديواکتيويته وارد جو زمين شد.
درست در همين روز يعني دوازدهم آگوست سال ۱۹۵۳ بود که شوروي سابق به دنبال امريکا، بمب هيدروژني خود را آزمايش کرد. هفت ماه بعد، ايالات متحده بار ديگر بمب بزرگتري را در اقيانوس آرام منفجر کرد که يک بمب هستهاي حرارتي بود و ۷۵۰ برابر بيشتر از بمبهاي هيروشيما و ناکازاکي قدرت داشت. در حالي که رسانههاي تبليغاتي به خاطر جلوگيري از جنگ توضيح ميدادند که آزمايش اين بمبها جنبه انساني داشته، اما ماهيگيران ژاپني که تنها چند ساعت با انفجار فاصله داشتند ناگهان متوجه ابر تيره و شني از خاکستر شدند که شروع به باريدن بر موها، لبها، چشمها و لباسهاي آنها کرد. در راه بازگشت به ژاپن همه مريض شدند. پوستشان تيره شد، موهايشان ريخت و نميتوانستند جلوي استفراغ خود را بگيرند. برخي همان لحظه مردند و بسياري نيز به تومورهاي هولناکي مبتلا شدند.
اين سلاحهاي کشنده، جنبههاي ذهني و اجتماعي مردم امريکا و شوروي را اشباع و حتي مصرف کردند. تواناييهاي ذهني خلاق، علت و معلولي، حلال مسئله و اخلاقي به فراموشي سپرده شدند زيرا هر دو ابرقدرت فکر ميکردند که بمبهاي هيدروژني و هستهاي گرمايي از جنگ ممانعت کرده و صلح را به ارمغان خواهد آورد. همچنين، نوعي بلوف غيرمنطقي به وجود آمد. ايالات متحده و شوروي اعلام کردند که اين سلاحهاي قدرتمند تا اندازهاي وحشتناك هستند که حتي طرف مدافع را نيز به همراه دشمن نابود ميکنند و هيچ طرفي جرئت استفاده از آن را ندارد. اين ابرسلاحهاي غيرمنطقي و فرضيات وحشتناک تنها نوعي رقابت تسليحاتي جديد را به وجود آورد.
ادبيات صلحجويانه و تصورات اخلاقي با انواع خشن و غيراخلاقي آن عوض شدند. کلمات سانسور شدهاي مثل تصاوير وحشتناک و مرگبار بمباران اتمي عليه هيروشيما و ناکازاکي روي زبان دانشمندان روسي بود که ميگفتند بمبهاي هيدروژني نوعي سد رواني براي ممانعت از جنگ ايجاد ميکند. اخطارهاي گورگيو مالنکوو در مورد اينکه جنگ با سلاحهاي جديد به نابودي تمدن خواهد انجاميد و انتقادهاي وينستون چرچيل که امريکا و شوروي اکنون به قدرت نابودگر برابر رسيدهاند، به فراموشي سپرده شدند. ايدئولوژيهاي مخرب و کشنده و مبلغ هيستري و بيمنطقي به همراه تفکر ساخت، توسعه و حفظ سلاحهاي قدرتمندتر بر ذهن و زبان مردم حکمراني ميکرد.
ابرهاي قارچي که توسط بمبهاي اتمي، هيدروژني و هستهاي گرمايي ايجاد ميشوند، توهمزا و خطرناک نيز هستند. اين بمبها ضدحسي بوده و نماياننده ذهني مسموم هستند. واقعيتهاي زيستي، رواني، اجتماعي دروني و انساني واقعيتهاي بيروني را نشان نداده و در خود ندارند. امپراتوريهاي امريکا و شوروي از قدرت سلاحهاي قدرتمند خود براي انتقامجويي خصمانهاي استفاده کردهاند. دوباره و در هر دو کشور، اين سلاحها ذهن مردم را تسخير کرده و فرهنگي بمب زده و تصويري مخرب و آخرالزماني به وجود آورده است.
به ياد داشته باشيم که ترومن قبل از بمباران اتمي هيروشيما و ناکازاکي گفته بود که «ما بايد اين کار را ميکرديم- ساخت بمب- اگرچه هيچکس قصد استفاده از آن را ندارد، اما ما بايد آن را داشته باشيم...» حتي براي چانهزني با ژاپنيها، اما ترومن و ايالات متحده ناجوانمردانه بمبهاي اتم را روي هزاران انسان اين دو شهر فرود آوردند. بايد راه بهتري از توليد سوپر و هايپر بمبها براي بازدارندگي جنگ وجود داشته باشد که به نابودي تمدن نينجامد و برابري را با نابودي به ارمغان نياورد. تا جايي که به استفاده نکردن از بمبهاي هيدروژني مربوط است، هيئت منصفه هنوز بيرون است. (ماهيگيران و ژاپنيهاي ديگري که مردهاند ميتوانند در اين مورد تصميم بگيرند.) به ياد داشته باشيم که ترومن درباره انفجار بمب هيدروژني در دفتر خاطرات خود نوشته بود که: «جنگ جهاني سوم نزديک است. . . ».