محمدصادق زماني: در دهه سوم ماه مبارك رمضان، قلب همه ما به خاطر زلزله آذربايجان شرقي و جان باختن و مجروح شدن تعداد قابل توجهي از هموطنان، آكنده از درد و مصيبت شد. اما در حقيقت، آنچهكه دايره تلفات جاني و مالي اين حادثه را وسيعتر كرد، زلزله نبود بلكه چيز ديگري بود! اين عامل ديگر را در تصاوير دلخراشي كه از اين حادثه منتشر شده است، به وضوح ميتوان مشاهده كرد. در حقيقت، اين بافتهاي فرسوده اين مناطق بود كه آمار كشته شدهها و مجروحين را افزايش داده و خانوادههاي زيادي را داغدار كرده است.
يكي از وظايف اصلي دولتها، ترميم بافتهاي فرسوده مسكوني به ويژه در روستاهاست كه از اين نظر آسيبپذيرتر هستند و اصول فني و مهندسي ساختمانسازي در اين نقاط يا رعايت نميشود يا بسيار ناقص رعايت ميشود. در شهرهاي اهر، زرقان، هريس و روستاهاي اين شهرها نيز هنوز بيشتر خانهها گلي و خشتي است؛ اگر خانهاي هم گلي نباشد، به قدري غيراصولي ساخته شده كه خطر آن از خانههاي گلي هم بيشتر است!
اكنون زلزله دردناكي كه در شمال غرب كشورمان رخ داده، بهانه ايست تا از مديران اين سؤال پرسيده شود كه چرا در طول هفت سال گذشته اقدام اساسي براي نوسازي بافتهاي فرسوده اين منطقه و ساير مناطق روستايي صورت نگرفته است؟!
هرچند تا حدي، خود مردم هم مقصرند كه نوسازي خانههاي فرسوده خود را جدي نگرفتهاند، اما حتماً بايد يك حادثه دردآور رخ دهد تا يادمان بيفتد كه نوسازي بافتهاي فرسوده يكي از الزامات رشد و توسعه يافتگي كشورهاست؟! حتماً بايد زلزله بيايد و جان عدهاي ستانده شود تا تفهيم شويم كه نوسازي بافتهاي فرسوده در رده وظايف اولويتدار مسئولان است؟! آيا درك اين مسئله خيلي سخت است كه به هنگام زمينلرزه، بافتهاي فرسوده «شريك دزد هستند و رفيق قافله»؟!