حلب كليد استراتژيك سوريه و دروازه ورود به تركيه و اروپاست و هر طرفي كه كنترل آن را به دست گيرد، ميتواند يك پيروزي راهبردي بزرگ به دست آورد؛ اگر مخالفان كنترل ان را به دست گيرند، پس از آن به راحتي ميتوانند به سوي دمشق پيشروي كنند و اگر نظام حاكم هم در اين جنگ پيروز شود؛ ممكن است بتواند كنترل كل سوريه را براي مدتزمان بيشتري در دست داشته باشد، البته در خصوص نقش و جايگاه نبرد حلب و چشمانداز آن دو ديدگاه مختلف مطرح است؛ يك ديدگاه بر اين فرض مبتني است كه نبرد حلب ادامه شكست و ناكامي است كه مخالفان دولت سوريه در دمشق متحمل شدند و در نهايت به حلب پناه آوردهاند و دولت و ارتش سوريه نيز در ادامه موفقيتهاي خود در دمشق و با استفاده از تجاربي كه از برخورد با گروههاي مسلح و به دام انداختن آنها در حماه و حمص به دست آورده، براي مقابله با نيروهاي مسلح در حلب بهره ميگيرد و لذا به پيروزي جديد در اين شهر دست خواهد يافت، اما درمقابل، ديدگاه ديگر بر اين فرض مبتني است كه از همان اول هدف اصلي گروههاي مسلح كشاندن نبرد نهايي به حلب بوده و درگيريهاي دمشق چيزي جز سرگرمي و گرم كردن فضا نبوده است.
از اين ديد هدف اين است كه نبرد حلب با توجه به نزديكي به تركيه به ايجاد منطقه امن منجر شود و بدين ترتيب طرح ليبيايي كردن سوريه را استارت بزند. از اين ديد تلاش بر اين است كه حلب به بنغازي سوريه تبديل شود، اما آيا چنين هدفي محقق ميشود؟
در پاسخ بايد گفت دلايل زيادي وجود دارد كه امكان تبديل حلب به بنغازي دوم را منتفي ميكند.
نخست اينكه اين موضوع تازگي ندارد و از همان ابتداي بحران سوريه در دستور كار قرار داشته است اما به دلايل مختلف طرح ليبيايي كردن سوريه به شكست انجاميد و در نتيجه طرحهاي ديگر از جمله پروژه عراقي كردن سوريه از طريق بازگذاشتن دست عربستان دردامن زدن به درگيريهاي فرقهاي و مذهبي به منظور ايجاد شكاف در بدنه نظام سياسي سوريه و تحليل بردن توان در دستور كار قرار گرفت كه اين هم براي غرب و به خصوص امريكا به مثابه تيغ دولبه است.
در اين راستا ناتو در ليبي مجوز دخالت نظامي را براي حمايت ازمنطقه پرواز ممنوع در بنغازي به دست آورده بود اما در سوريه، روسيه و چين با وتوي سه باره قطعنامههاي پيشنهادي كشورهاي غربي و اعزام ناوگان نظامي خود به سواحل سوريه نشان دادهاند كه اشتباه ليبي را در سوريه تكرار نخواهند كرد.
گذشته از اين مردم شهر حلب برخلاف بنغازي به جمع معترضان نپيوستهاند و با وجود گذشت ۱۸ ماه از آغاز ناآراميها حتي يك مورد تظاهرات ضددولتي در اين شهر برگزار نشده است و معمولاً درجنگ شهري شورشيان اگر از حمايت مردمي برخوردار نباشند، به سرعت جنگ را ميبازند، دوم اينكه از نظر تعداد نفرات و تجهيزات ارتش بر گروههاي مسلح برتري دارد و در حالي كه گروههاي مسلح حداكثر از ۲۰ هزار نفر فراتر نميرود اما ارتش سوريه بعد از مصر دومين ارتش بزرگ در جهان عرب و سيزدهمين نوع آن در جهان به شمار ميرود.
علاوه بر اين در موارد مشابه كه پيش از اين در حمص و حمايه روي داده بود، ارتش سوريه پيروز ميدان بوده و در واقع از همان تكنيك و تاكتيك در حلب بهره ميگيرد. گذشته از اين شهر حلب در محاصره دانشكدهها و پادگانهاي نظامي سوريه قرار دارد و دولت و ارتش بر اين شهر احاطه نظامي دارند.
در مجموع از آنچه گفته شد مشخص ميشود كه برخلاف تبليغات سنگيني كه در رسانههاي مخالف دولت سوريه درخصوص تبديل حلب به بنغازي سوريه به راه انداخته شده است، تفاوت زيادي بين اين دو مقوله وجود دارد و احتمال اينكه دولت و ارتش سوريه در حلب نيز همانند دمشق به يك پيروزي جديدي دست يابند، بيشتر است.