مطابق آمارها نرخ رشد جمعيت كشور در فاصله سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵، ۹۱/۳ بوده است؛ متولديني كه امروز روزگار جواني خود را ميگذرانند و هر يك چرخي از چرخهاي اين مملكت را ميچرخانند. همين قشر مولد و سرمايههاي انساني اما به دليل اختصاص بخش عمدهاي از هرم جمعيتي كشور به خود، در چند ساله اخير براي تحصيل، اشتغال و ازدواج با چالشهايي مواجه شدند.
پيشبيني همين چالشها در سال ۷۲ دولت را بر آن داشت تا با تصويب لايحهاي، تحديد جمعيت را هدف قرار دهد اما بيبرنامگي و نداشتن مطالعات جمعيتشناسي دقيق در كنار اقدامات همهجانبه از فرهنگسازي گرفته تا تصويب قوانين تنبيهي براي كساني كه صاحب فرزند چهارم ميشوند، سبب شد تا سياستهاي كاهش جمعيت خيلي زودتر از برنامه تعيين شده به بار بنشيند. از اين رو در سال ۹۰ به جاي آنكه رشد جمعيت كشورمان ۳/۲ درصد باشد به عدد فاجعهآميز ۳/۱ رسيد.
اكنون اعلام آمار رشد ۳/۱ درصدي جمعيت كشور و تبعات ناشي از ادامه اين روند مسئولان را به فكر انداخته است. به خصوص اينكه مقام معظم رهبري نيز با تأكيد بر حساسيت موضوع، عزم ملي براي تغيير سياستهاي جمعيتي كشور را خواستار شدهاند چراكه اين وضعيت به معناي از دست رفتن نيروي انساني مولد در كشور است. ادامه اين روند ميتواند در دهههاي آينده ما را به سمت منفي شدن رشد جمعيت و به عبارت ديگر انقراضنسلي پيش ببرد.
پس شكي نيست كه بايد همه دستگاهها و نهادها اعم از اجرايي و قانونگذار وارد ميدان عمل شوند تا پيش از پير شدن و از كار افتادگي جامعه، براي داشتن نسلي پويا خانوادهها را به فرزندآوري تشويق كنند اما بدون شك تحقق صحيح اين مهم نقشه راه ميخواهد و لازم است تا دولت براي تدبير نيروي انساني كشورمان، كارگروهي جامع تشكيل دهد تا با رصد مسائل و مشكلات موجود، با قانونگذاري درست و واقعبينانه در كنار كار فرهنگي و فرهنگسازي مناسب، شعار «فرزند كمتر، زندگي بهتر» را از ذهن و قلب مردم كشورمان پاك كنند.
اصلاح قانون تنظيم خانواده نيز اگرچه اقدامي مفيد در راستاي رفع محدوديتها و محروميتهاي فرزندآوري محسوب ميشود اما اين شرط براي رسيدن به رشد مطلوب جمعيت كافي نيست. كاهش سن ازدواج، تأمين شغلي مادران شاغل، فراهم آمدن زيرساختهاي اقتصادي، تغيير فرهنگ تك فرزندي، كاهش زمان فرزندآوري بعد از ازدواج در كنار بازگشت به فرهنگ اصيل ديني و آموزههاي قرآني درباره داشتن فرزند، اساسيترين نكاتي است كه در كارگروه رشد متناسب جمعيت بايد مدنظر قرار گيرد. بيترديد تا زماني كه مردم جامعه ما باور دارند با داشتن فرزند كمتر به زندگي آرماني ميرسند نميتوان انتظار رشد منطقي جمعيت را داشت. اين در حالي است كه آموزههاي ديني به ما گوشزد ميكنند: «هرآنكس كه دندان دهد، نان دهد.»