
با طولاني شدن پروسه انتخاب سرمربي، خيلي مسائل را ميشد پيشبيني كرد و اولين مسئله هم مطرح شدن استارت ديرهنگام سرخپوشان و عدم هماهنگي آنها با سرمربي بعد از اولين ناكامي بود و همانطور كه پيشبيني ميشد، بعد از باخت سنگين پرسپوليس برابر فجر (آن هم در آزادي) مانوئل مدعي شد كه پرسپوليس بايد اول او را جذب ميكرد و سپس بازيكنان را: «در پرسپوليس همه چيز برعكس است. اول بازيكنان به تيم پيوستند بعد سرمربي آمد. من اگر از روز اول بودم پرسپوليس را اينطوري نميبستم. معلوم است كه اين بازيكنان را هنوز كامل نميشناسم. شناخت كامل از بازيكنان ماهها كار ميبرد.»
اين اولين بهانه سرمربي پرتغالي پرسپوليس، بعد از اولين باخت سنگين تيمش بود. باختي كه درست شبيه نتايج ناموفق پرسپوليس در فصل گذشته بود!
عدم هماهنگي بازيكنان به دليل استارت دير هنگام تمرينات پرسپوليس و مشخص شدن سرمربي در شرايطي كه تنها ۱۵ روز تا آغاز ليگ دوازدهم زمان باقي مانده بود، همه مسائلي است روشن كه از ابتدا مشخص بود و مانوئل بيخبر از آن نبود و شايد بتواند توجيهي براي خوب بازي نكردن سرخپوشان در بازي با نفت آبادان باشد اما بيشك توجيه خوبي براي شكست سنگين برابر ياران ياوري نيست. پرسپوليس در آبادان برد تا نقصهايش يك هفته ديرتر به چشم آيد. بعد از اولين برد پرسپوليس در آبادان، به اين مسئله تأكيد شد كه پرسپوليس به رغم كسب سه امتياز خوب بازي نكرد و عملاً تا قبل از ورود كريمي به ميدان، نه حرفي براي گفتن داشت و نه برنامه خاصي براي بازي كردن. شايد با علم به همين مسئله مانوئل در اين بازي كاپيتان كريمي را از ابتدا به ميدان فرستاد. اما كريمي درست مثل سال قبل، تنها بود و نتوانست به تنهايي راه به جايي ببرد.
يكي از مشكلات كريمي براي تمديد قرارداد اين بود كه پرسپوليس بازيكنان خوبي جذب كند تا در زمين مجبور نباشد به تنهايي بار مسئوليت را به دوش بكشد. در ظاهر هم سرخپوشان خوب بازيكن جذب كردند اما هنوز در برخي پستها با مشكل اساسي مواجه هستند و برخي بازيكنان هم كه از فصل قبل ماندهاند، در اندازههاي اين تيم نيستند و در زمين مشكل ساز هستند.
سوسا برزيلي كه با كلي تعريف و تمجيد آمد، خاطرات مازيار را در بازي خانگي با فجر به تصوير كشيد. مازياري كه اگر چه در زمين حرفي براي گفتن نداشت اما در خارج از زمين حرفهاي زيادي داشت. سيدجلال و بنگر، اولين ميليارديهاي پرسپوليس نيز دست كمي از زوج شيث و نصرتي نداشتند و خصوصاً با آن پنالتي كه بنگر تقديم مهمان كرد، به همان راهي رفت كه شيث و نصرتي در پرسپوليس ميرفتند. با اين تفاوت كه فاصله اين دو با آن دو، ميلياردها تومان است.
گردان بعد از آن گلهايي كه در بازي دوستانه دريافت كرده بود، مدعي شد روي بازي دوستانه نبايد حساب كرد اما روي بازيهاي ليگ بايد حساب كرد. آن هم يك بازي خانگي وقتي سه گل در پي داشته باشد، بايد روي آن حسابي ويژه باز كرد. حسابي كه پيشتر روي معمارزاده و هوشيار باز شده بود و نتيجهاش نيز سر در آوردن از ردههاي آخر جدول بود. سامان آقا زماني، يكي از بازيكنان ضعيف پرسپوليس بود كه قراردادش تمديد شد و در دو بازي ابتدايي ليگ دوازدهم ثابت كرد كه رويانيان در تمديد قرارداد او اشتباه كرده است.
پرسپوليس نيمه اول بد كار نكرد، اما گل مساوي را كه دريافت كرد، ديگر هيچ برنامهاي براي جبران نداشت.
پروين ميگويد كميته فني بايد تشكليل جلسه بدهد. حق هم دارد. پرسپوليس دو بازي كرده يكي از يكي بدتر و تنها شانسي كه آورده، در بازي اول شاگردان كاستا موفق به گل كردن حملات پرتعدادشان نشدهاند تا يك برد و يك باخت نتيجه دو بازي پرسپوليس باشد. اما جدا از نتيجه، پرسپوليس در هر دو بازي، خصوصاً بازي با فجر بسيار پر اشتباه حاضر شد.
البته تيم هنوز هماهنگ نشده و سرمربي از آن شناخت درستي ندارد و نياز به زمان دارد. اما چطور اين مربي در دو بازي متوالي، بدون شناخت از آقازماني با عملكردي منفي استفاده ميكند و از ميدان دادن به محمد نوري كه يكي از بازيكنان دونده تيم است و كنار كريمي ميتواند عملكرد خوبي داشته باشد خودداري ميكند؟!
مانوئل معتقد است شناخت اين تيم و هماهنگ شدن آن چند ماه زمان ميخواهد. اين حرف را پرسپوليس فصل قبل نيز بارها و بارها شنيد. حرفي كه نتيجه آن بدترين رتبه تاريخ اين تيم بود.
علي عسگر مثل هميشه بازيكن يك نيمه است و اگر در آن نيمه عالي باشد نه معمولي، نيمه دوم بايد كه تعويض شود وگرنه تيم بايد به اشتباهات پرتعدادش كه با اشتباهات آقازماني رقابت ميكند گردن نهد.
مانوئل از پرسپوليس شناخت ندارد و تصور ميشود با تغييراتي كه اين تيم داشته، بازيهاي فصل قبل را هم نديده كه اگر اينطور باشد اشتباه بزرگي را مرتكب شده است!اما در بازي اول هم بازي انصاريفرد را نديده؟!
انصاريفردي كه اگر آقاي گل شد، تنها به واسطه پاسهاي طلايي هم تيمياش بود كه از بين هر ۱۵،۱۰ پاس ايده آل منوچهري، او اگر يكي را هم به تور دروازه ميچسباند، آقاي گل شدنش خيلي هم عجيب و خارق العاده نبود و شايد اگر بازيهاي سايپا هم مثل پرسپوليس و استقلال پخش ميشد، مشخص ميشد اين بازيكن جوان چگونه عنوان آقاي گلي را كسب كرده است. مانوئل از تيمش شناخت ندارد و بازيهاي اين تيم را گذرا هم رصد نكرده كه نميداند پاسكاريهاي ريز و تكضرب خوب است اما نه براي انصاريفردي كه بايد توپ روي پا و سرش سانتر شود تا بتواند براي تيمش گلزني كند. مانوئل قبل از بازي با فجر در مقابل اينكه از اين بازي با عنوان نبرد پيرمردها ياد ميشد، مدعي شد پيرمردها نبرد نميكنند، بلكه تفكر ميكنند. اما سهشنبه شب آزادي تفكري از مانوئل نديد و هر چه كه ديد تفكرات سرهنگ بود و بس.
و البته يك بار ديگر پرسپوليسي را ديد كه فصل قبل به كرات ديده بود. پرسپوليسي شبيه پارسال و پرسپوليسي كه البته حالا حالاها كار دارد.