«هدفگيري آحاد مردم ايران» توسط دشمنان انقلاب اسلامي را ميتوان مهمترين شاخصه دور جديد تقابل نظام سلطه با انقلاب اسلامي دانست چرا كه در گذشته به رغم بهرهگيري از همين روشها براي فشار و تهديد عليه ايران شعار دشمنان اين بود كه در اين فرآيند از «مردم ايران در قبال فشارهاي حكومت» حمايت ميكنند يا اينكه هدفشان از تحريمها «تضعيف قدرت حكومت در برابر مخالفان سياسي» يا «عبور آزاد نفت از منطقه» و دلايلي از اين دست بود، اما در شرايط كنوني دشمنان نظام اسلامي با كنار گذاشتن تمامي شعارهاي دروغين گذشته، ناچار شدهاند كه مستقيماً يكي از مؤلفههاي اساسي قدرت نظام اسلامي يعني «مردم» را هدف قرار دهند تا از اين طريق بتوانند با فشار و تشديد نارضايتيهاي اجتماعي، شكستهاي گذشته خود را جبران كنند.
در اينكه چرا دشمنان ناچار شدهاند كه پرده ريا و تزوير را كنار زده و مكنونات قلبي خود را آشكار كنند دلايل زيادي را ميتوان ذكر كرد ولي در ميان همه آنها شايد حضور آگاهانه و عاشقانه مردم در عرصههاي دفاع از نظام اسلامي و به ويژه حماسه ۹ دي را بتوان نقطه ثقلي در اين روند دانست؛ حضوري كه به اذعان دوست و دشمن سناريوي پيچيده دشمن در جنگ نرم عليه نظام اسلامي را نيز بر هم ريخت اما نكته مهمتر از چرايي اين هدفگيري، بيان آشكار و تأثير آن در شكست راهبرد كنوني دشمن يعني بهرهگيري از فشار و تحريم اقتصادي به عنوان يكي از ابزارها و مؤلفههاي اساسي براي شكست اراده ملي مردم ايران است و اين را نيز بايد يكي از حماقتهاي دشمنان انقلاب اسلامي دانست همانگونه كه امام راحل عظيمالشأن بارها بر آن تأكيد نمودهاند.
در تبيين اين نكته ترديدي نيست كه ريشه برخي از گرانيها به ضعف مديريت يا سياستهاي غلط اقتصادي باز ميگردد، اما وقتي كه دشمنان آشكارا بر تحريم خريد نفت، تحريم بانك مركزي و ديگر بانكهاي ايران و تحريم كشتيراني و... تأكيد ميكنند براي مردم ترديدي باقي نميماند كه اين عرصه نيز يكي از عرصههاي تقابل نظام سلطه با نظام اسلامي همچون دوران دفاع مقدس است كه دشمن تمامي ظرفيتها را براي شكست انقلاب اسلامي به كار گرفته است و لذا مردم با تحمل و مداراي خود، همچون دوران دفاع مقدس مسئولان را در اين مواجهه ياري ميرسانند.
اما به نظر ميآيد در اين عرصه تكليف دولتمردان متفاوت است و آنها فرصت صبر و تحمل مردم را نبايد صرف چالش آفريني و بگومگوهاي بيحاصل سياسي كنند و با ناديده گرفتن ضعفها و كاستيها، مشكلات را تنها معطوف به تحريمها كنند بلكه بايد براي مقابله با راهبردهاي دشمن به چارهجويي بنشينند كه خوشبختانه در اين عرصه نيز تلاشهاي مديران عملياتي پاسخ داده است؛ نكتهاي كه شبكه تلويزيوني بيبيسي نيز دو روز پيش به آن اذعان كرده و ميگويد كه ايرانيها راههاي مختلفي را براي دور زدن تحريمها پيدا كرده و به آساني قادر به حمل و فروش نفت و تهيه اجناس مورد نياز خود هستند و اين شبكه تلويزيوني در پايان بر اين نكته تأكيد ميكند كه ايران در شكست تحريمها تجربه دارد، اما آنچه بروكسل و واشنگتن ميخواهند اين است كه هزينههاي انجام چنين كاري را به سطحي افزايش دهند تا ادامه اين كار براي تهران در بلندمدت ممكن نباشد.
اذعان منفعلانه بيبيسي به شكست تحريمها، نشانه ضعف آنها در برنامهريزي تحريم نيست چرا كه به زعم خود همه ظرفيتها را براي تشديد تحريمها به كار گرفته و هر روز بر فهرست تحريميها ميافزايند، بلكه نشان از بهرهگيري مديران و تلاشگران ايراني از تجربيات و آموزههاي ۳۰ سال مبارزه با تحريم و هشت سال دفاع مقدس دارد و نشان ميدهد كه اگر تلاش بيشتري در اين عرصه صورت گيرد، پيامدهاي تحريم باز هم كاهش خواهد يافت.
هفته گذشته جان بولتون نماينده پيشين امريكا در سازمان ملل و از سياستمداران راستگرا و نو محافظهكار امريكا در گفتوگو با نشريه آلگماينه ضمن تلاش براي تهديدنمايي فعاليتهاي هستهاي ايران اذعان ميكند كه مشكل اساسي اين است كه امروز ديگر هيچ تحريم مؤثر و قابل اجرايي وجود ندارد كه حكومت ايران را از دنبال كردن آرمانهاي هستهاياش باز دارد.
ايران ساليان سال احتمال تحريمها را در نظر گرفته و براي آن پيشبيني دارد. تحريمها براي ايران داستان امروز و ديروز نيست، برخي تحريمها با برنامهريزي پيشرفته ايرانيها حتي پيش از آنكه به مرحله عمل برسند برايشان چارهجويي ميشود. ايران است كه به خط پايان نزديكتر است. تمام گزينهها به صورت پياپي شكست خوردهاند.