
قاره آفريقا با حضور ۵۴ كشور در قرنهاي اخير تحولات بسياري را شاهد بوده است. قارهاي ثروتمند كه چشم جهانيان را به خود دوخته است. هرچند كه در محافل رسانهاي و سياسي غرب چنان اعلام ميشود كه آفريقا قاره سراسر فقر و نگونبختي است، اما بررسي ريشهاي اين قاره نشان ميدهد كه كشورهاي آفريقايي از ثروتمندترين كشورهاي جهان هستند. منابع نفتي و معدني فراواني كه ميتوانند شرايطي مطلوب را براي اين كشورها فراهم آورد، اما سياستهاي استعماري غرب تاكنون مانع از اجراي اين امر شده است.
به عبارتي ديگر ميتوان گفت كه آفريقا ثروتمندي است كه ثروتش موجب فقر آن شده است. به رغم آنكه غربيها همچنان تلاش دارند تا به استعمار اين قاره بپردازند در سالهاي اخير تحركات بسياري از كشورهاي اين قاره براي تقويت همگراييها و تقويت اتحاديه آفريقا صورت دادهاند. اين رويكرد چنان بوده كه حتي طرح ايالات متحده آفريقا نيز مطرح شد. در نقطه مقابل فضاي بحراني در خاورميانه و ناتواني غرب در تأمين مواد اوليه موجب شد تا غرب نگاه دوبارهاي به اين قاره داشته باشد. در اين چارچوب در كنار رويكردهاي ديپلماتيك، غربيها طرحهاي متعددي را براي ورود به اين قاره در پيش گرفتهاند.
اولاً محور اصلي تحركات غرب اقدامات تفرقهافكنانه بوده است. اين طرح در دو حوزه صورت گرفته است. بخشي از آن را تجهيز گروههاي شورش و جداييطلب تشكيل داده كه آن را در سودان، مالي، نيجريه و. . . ميتوان مشاهده كرد. بخش ديگر اين طرح اختلافافكني ميان كشورهاي همسايه است كه براساس اختلافات مرزي صورت گرفته است. غربيها با اين روند از يكسو دخالت در امور اين كشور را اجرايي ميكنند و از سوي ديگر به فروش سلاح در سراسر آفريقا ميپردازند.
ثانياً محور ديگر تحركات غرب را سوار شدن بر موج اعتراضهاي مردمي تشكيل ميدهد. نمود عيني اين امر را در ليبي، سودان، نيجريه و. . . ميتوان مشاهده كرد. غربيها براساس سناريوهاي طراحي شده در هر كدام از كشورها با ادعاي حمايت از مردم اهدافي را پيگيري كردهاند چنانكه در ليبي طرح سرنگوني قذافي يا در سودان طرح تجزيه اين كشور را در پيش گرفتهاند.
ثالثاً محور ديگر تحركات غرب در آفريقا را بهرهگيري از طرحهاي به اصطلاح بشردوستانه تشكيل ميدهد. غربيها كه خود عامل گرسنگي و بحران انساني در آفريقا ميباشند اكنون با ادعاي كمك به مردم و مبارزه با فقر به امور اين كشورها ميپردازند. نمود اين طرح را در سومالي، سودان جنوبي و. . . ميتوان مشاهده كرد. آنها در حالي با ادعاي بشردوستانه به اين كشورها وارد ميشوند كه به بهانه تأمين امنيت نيروهاي امدادرسان حضور نظاميها در اين كشورها را محقق ميكنند. نكته قابل توجه آنكه با پايان روند امدادرساني بازهم نظاميان در كشور هدف باقي ميمانند و اشغال آرام كشورها را اجرايي ميكنند.
چهارم، از ديگر طرحهاي غرب را لشكركشي نظامي به بهانه امنيتي و پيمانهاي نظامي تشكيل ميدهد. اين طرح را در اقدامات فرانسه در ساحل عاج و مالي يا تحركات امريكا در اوگاندا و آنگولا ميتوان مشاهده كرد.
پنجم از ديگر ابعاد طرح غرب جلوگيري از ورود ساير كشورها به حوزه آفريقاست چنانكه محافل رسانهاي و سياسي غرب با تبليغات گسترده به دنبال جلوگيري از ورود كشورهايي مانند چين، روسيه، برزيل، هند و. . . به حوزه آفريقا هستند. آنها با انحصاري كردن حضور خود برآنند تا زيادهخواهيهاي خود را به مردم اين سرزمين تحميل كنند. مجموع رفتارهايي كه ذكر شد بخشهاي كوچكي از طراحيهاي غرب عليه قاره آفريقا و اتحاد آن است. نتيجه اين تحركات را در نشست اخير سران اروپا ميتوان مشاهده كرد به گونهاي كه حاضران در نشست اتيوپي نتوانستند به توافقي براي رسيدن به اتحادي سراسري دست يابند و محور رايزنيهاي آنها به بحرانهاي امنيتي و فقر خلاصه شد تا قاره آفريقا همچنان در آرزوي وحدت و يكپارچگي باقي بماند.