به گزارش امروزی ها اخیرا در جریان کنگره جامعه اسلامی مهندسین بار دیگر مبحث تحزب و لزوم رویکرد حزب گرایانه درعرصه سیاست کشور مطرح شد و البته برخی شخصیتهای سیاسی به انتقاد از رویکرد سلبی نسبت به تحزب پرداختند. در این کنگره حتی از تشکیل احزاب فراگیر اصولگرا سخن به میان آمده بود. البته در خصوص نگاه احزاب ایرانی به مسائل اساسی سیاست و جامعه نیز انتقادات جدی وجود دارد. از این لحاظ که نگاه تشکلهایی که تحت عنوان حزب فعالیت دارند، نگاهی صرفا سیاسی بوده و سو گیری اجتماعی و توجه به مسائل غیر سیاسی جامعه جایگاه چندانی در اولویتهای حزبی ندارد. همچنین کارکرد شخصی و کارویژه غالبا منفعتی احزاب ایرانی یکی دیگر از کانونهای انتقادات بیرونی بوده است. از این منظر نگاه سلیقهای و شخصی احزاب ایرانی به سیاست و جامعه، پاشنه آشیل فعالیتهای آنان به حساب میآید چرا که موریس دوورژه حزب را چرخ دنده ماشین دموکراسی مینامد اما در تاریخ ایران تشکلهایی که به نام حزب شناخته میشدند بیشتر چرخ دنده ماشین منافع شخصی بودهاند تا کمک کار ابزارها و اهرمهای دموکراسی! اینکه چه موانعی بر سر فعالیت موثر حزبی در ایران وجود دارد و همچنین چه انتقاداتی در خصوص رویکردهای سیاسی و غیر سیاسی احزاب ایرانی میشود، موضوعی است که در گزارش حاضر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
سیاست ایرانی و تحزب لنگان
برخی بر آن عقیدهاند که میتوان احزابی مانند توده را نمونه استثنایی فعالیتهای موفق تحزب در ایران به حساب آورد اما این نگاه خوش بینانه نیز چاره درد ما نیست! چرا که احزابی از این دست یا وابستگی خارجی داشتند و یا عقبه اجتماعی ضعیف! تحزب ریشه در فرهنگ سیاسی مدرنیته دارد اما نه تعریف محدود از مدرنیته در تقابل با آموزههای مذهبی ما قرار دارد و نه مدرنیته ایرانی تیشه به ریشه مذهب زده است! با وجود برخی سازگاریهای موجود بین مذهب و فرهنگ سیاسی مدرنیته که زائیده مناظرات فلسفی و کلامی روشنفکران و گاه سیاسیون ایرانی بوده است، هیچ گاه ترمیم مشکلات فراروی احزاب ایرانی به صورت جدی مورد توجه قرار نگرفت! نه خاتمی با گفتمان جامعه مدنی خود به بهبود اوضاع کمک کرد و نه احمدینژاد برای چارچوبهای فعالیت حداقلی احزاب رغبتی از خود نشان داد! نتیجه آن شد که وضعیت احزاب امروز ایرانی بهتر از پیشروان صدساله خود نبوده و گاهی گفتمانهای سطحی تغییر ساختارها و شخصیتهای حزبی به تنها دلخوشی فعالان حزبی ایران تبدیل شده است! آنچه که این روزها تحتعنوان پوست اندازی احزابی مانند موتلفه در جریان است نیز خارج از چارچوب کلی این گفتمانهای سطحی قابل تحلیل نیست و در نهایت تغییری در وضعیت فوق بهوجود نخواهد آورد!
احزاب سیاست زده و خلأ رویکرد همه جانبه
در این بین یک انتقاد جدی که به تشکلهای حزبی وجود دارد این است که نگاه احزاب ایرانی یک نگاه سیاست زده و فاقد رویکرد همه جانبه است. بسیاری بر این اعتقادند که احزاب ایرانی رویکرد اجتماعی و غیر سیاسی به مسائل ندارند و فقط به دنبال کسب قدرتند. این عدم جامع نگری احزاب ایرانی باعث شده است همواره یکی از نقاط ضعف و معضلات گریبانگیر تشکلهای حزبی،نگاه انحصاری و غیرجامع نگر باشد. در خصوص این انتقاد و همچنین موانع فعالیت حزبی در ایران و اینکه آیا نمونه موفق حزبی در مقطع بعد از انقلاب وجود داشته است یا نه، با چند نفر از کارشناسان سیاسی به بحث نشستیم.
قانون اساسی به احزاب بهایی نداده است
حمید رضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه در پاسخ به سوالات ما معتقد است که قانون اساسی برای احزاب جایگاه خاصی قائل نشده است. وی در این باره میگوید: فعالیتهای حزبی در کشور ما در چارچوب قانون اساسی وضعیت بسیار کمرنگ و بیرونقی را طی میکند زیرا نقش چندانی در ساختار قدرت برای احزاب پیشبینی نشده است و به طور طبیعی هیچ شوق سیاسی، فرهنگی و حزبی در قوانین به چشم نمیخورد. با این وجود طرفداران توسعه سیاسی در کشور مصرانه به دنبال توسعه احزاب در ایران هستند و مجموعه افرادی که به دنبال تحقق اصل 8 قانون اساسی هستند، توسعه فعالیتهای تشکیلاتی و حزبی را با وجود عدم پشتیبانی جدی قانونی دنبال میکنند. باید گفت که با وجود ساز و کارهای موجود فعالیت حزبی موثر و قوی نمیتواند محقق شود مگر اینکه اصلاحات لازم در قانون صورت گیرد و برای تحزب جایگاه درخوری ایجادشود.
ترقی در خصوص نمونههای موفق فعالیت حزبی هم میگوید: اولین حزب ایرانی بعد از انقلاب یعنی حزب جمهوری اسلامی توانست طی 5 سال بعد از انقلاب سازماندهی گستردهای از نیروها را در جهت تحقق آرمانهای انقلاب انجام دهد و نمونه موفق کار حزبی را در کشور ما جا بیندازد. میتوان گفت حزب جمهوری اسلامی تنها نمونه موفق فعالیت حزبی در ایران به شمار میرود. هماکنون نیز احزابی مانند موتلفه دارای شاکله گسترده حزبی هستند اما باقی احزاب و تشکلهای حزبی که وجود دارند یا جنبه صنفی دارندیا تشکیلات سیستمی حزبی ندارند. وی در پاسخ به این سوال که آیا انتقاد موجود به احزاب ایرانی در خصوص رویکرد صرفا سیاسی و فاقد نگاه جامع نگر انتقاد به جایی است یا نه،میگوید: این انتقاد به احزاب وارد است که بیشتر رویکرد سیاسی داشته و به مولفههای اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی توجه چندانی ندارند. علت اصلی چنین موضوعی هم این است که سیاستهای توسعه سیاسی دوران اصلاحات موجب شد که احزاب تنها به لحاظ سیاسی رشدیابند و فعالیت کنند. این روند موجب شد که احزاب و تشکلهای سیاسی از عرصههای فرهنگی و اجتماعی بازبمانند و نهایتا به ایجاد یک سیستم تحزب غربی منجر شد. همانگونه که مقام معظم رهبری در سخنان خود احزاب را به فعالیت همه جانبه دعوت کردهاند، میبایست این مسئله نصبالعین تشکلها و احزاب ایرانی باشد و به جنبههای اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی هم بپردازند.
احزاب نباید به فعالیتهای غیر سیاسی بپردازند
صادق زیبا کلام نگاه دیگری دارد. وی در خصوص موانع فعالیت حزبی میگوید: من معتقدم که فعالیتهای حزبی در ایران موانع تاریخی و ریشه داری پیش روی خود دارند. در مقطع بعد از انقلاب هم این موانع ریشهای و تاریخ ادامه پیدا کردند و عملا احزاب و تشکلهای حزبی که در مقطع بعد از انقلاب به وجود آمدند نتوانستند به صورت مثبت و موثری فعالیت داشته باشند. در این بین یکسری تشکلهایی که به اسم حزب نامیده میشوند مانند جمهوری اسلامی، کارگزاران، موتلفه و... جملگی فاقد شرایط و کارویژههای واقعی یک حزب بودند.
زیباکلام انتقاد به رویکرد صرفا سیاسی احزاب را انتقاد به جایی نمیداند. وی در این خصوص میگوید: انتقادی که در زمینه سیاسی بودن احزاب میشود و میگویند احزاب به فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نمیپردازند، انتقاد ناروایی است. درست است که احزاب به دنبال قدرت هستند و به مسائل غیر سیاسی نمیپردازند ولی این طبیعت احزاب است و کسب قدرت کارویژه اساسی و ضروری تشکلهای حزبی به شمار میرود. احزاب که موسسه عام المنفعه نیستند که به امور غیر سیاسی بپردازند اینکه احزاب به مسائل غیر سیاسی و اجتماعی و فرهنگی وارد نمیشوند به خاطر ساخت سیستم سیاسی است بعد از انقلاب اسلامی احزاب از یک خاستگاه منطقی برنیامدند و شانه به شانه قدرت سیاسی بودند.
قانون احزاب باید اصلاح شود
عبدالحسین روح الامینی هم در پاسخ به سوالات ما از حزب جمهوری اسلامی به عنوان نمونه موفق حزبی نام برده و میگوید: از حزب جمهوری اسلامی به عنوان یک نمونه حزبی موفق میتوان نام برد که تاثیر تعیین کنندهای در جامعه و فضای سیاسی کشور داشت. سایر تشکلها و احزاب نه سابقه موثر حزبی دارند و نه تشکیلات گسترده و سراسری. در اواخر دهه 60 فتیله فعالیت حزبی پایین آمد و معدود احزابی هم که وجود داشتند منحل شدند. دوره اصلاحات فضای دیگری برای رونق فعالیت حزبی به وجود آمد که البته چندان مثمر ثمر واقع نشد و به علت فضای کاملا سیاست زده و همچنین انحراف در فعالیتهای سیاسی، تشکلهای حزبی نتوانستند رشد پیدا کنند. در دوران اخیر هم این وضعیت ادامه پیدا کرد و ما احزاب موفق و قدرتمندی در سطح جامعه و فضای سیاسی ندیدیم.