
حكم اعدام چهار مرد متجاوز پس از تأييد ديوان عالي كشور هفته آينده در ملأ عام اجرا ميشود. سه نفر از اين مجرمان به اتهام تجاوز به زنان و دختران گناهكار شناخته شدند و آخرين نفر متهم است پسر نوجواني را مورد آزار جنسي قرار داده است.
تجاوز به دانشجوي دندانپزشكي به گزارش خبرنگار «جوان» يكي از اين متهمان سه سال قبل يك دانشجوي رشته دندانپزشكي را در ميدان آزادي مورد آزار قرار داده بود. رسيدگي به اين پرونده از سه سال قبل و همزمان با شكايت دختر جوان در پليس به جريان افتاد. سوگل در حالي كه وحشت وجودش را فراگرفته بود، به همراه پدر و مادرش خود را به مأموران رساند و گفت ساعتي قبل از سوي مرد جواني مورد آزار و اذيت قرار گرفته است. او توضيح داد: من دانشجوي رشته دندانپزشكي هستم و در دانشگاه اصفهان درس ميخوانم. خانهمان در كرج است و امشب با اتوبوس به ترمينال آزادي رسيدم. قرار بود پدر و مادرم از كرج به استقبالم بيايند.
از اتوبوس كه پياده شدم با تلفن همراهم به پدرم زنگ زدم. او گفت به همراه مادرم در ضلع غربي ميدان آزادي منتظر من است. بعد هم به طرف نشاني كه داده بود حركت كردم. در راه مسير را گم كردم. به مردي كه در حال عبور بود گفتم ميخواهم به ضلع غربي ميدان آزادي بروم. او راه باريكي كه از ميان شمشادها ميگذشت را به من نشان داد و گفت بايد از اين مسير بروم. بعد هم به راه خودش ادامه داد. من هم از مسيري كه او نشان داده بود، حركت كردم. لحظاتي بعد متوجه شدم كسي دارد مرا تعقيب ميكند. وقتي برگشتم همان مرد را ديدم.
ناگهان به من حمله كرد. وقتي جيغ كشيدم، جلوي دهانم را گرفت و مرا به ميان شمشادها كشاند و به زور به من تجاوز و لحظاتي بعد فرار كرد. همه لباسهايم پاره بود. وحشت كرده بودم و ترس وجودم را فراگرفته بود. وقتي از روي زمين بلند شدم، فهميدم تلفن همراهش از جيبش افتاده. آن را برداشتم و در حالي كه لباسهايم پاره شده بود، خودم را به خانوادهام رساندم و ماجرا را برايشان تعريف كردم.
بعد از طرح اين شكايت بود كه تيم زبدهاي از مأموران پليس رديابي براي به دام انداختن مرد جنايتكار را آغاز كردند. مأموران با رديابي شماره تماسهاي متهم موفق به شناسايي او شدند. در گام بعد سوگل از سوي مأموران تحت آموزشهاي پليسي قرار گرفت. او با شماره مرد جنايتكار تماس گرفت و گفت ميخواهد با او دوست شود. متهم نيز حرف سوگل را باور كرد و مأموران موفق شدند او را در قرار ساختگي دستگير كنند.
مرد جوان مورد بازجويي قرار گرفت و به تجاوز اعتراف كرد. او گفت: زماني كه دختر جوان از من راهنمايي خواست، وسوسه شدم به او تجاوز كنم. به خاطر همين او را به طرف محل خلوتي كه شمشادهاي بلندي داشت راهنمايي كردم. بعد هم به دنبالش رفتم و به زور به او تجاوز كردم.
پرونده به شعبه ۷۲ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و بعد از انجام تحقيقات قضايي متهم نزد قضات دادگاه نيز به آزار و اذيت دختر جوان اقرار كرد. او اما در جريان محاكمه اظهارات خودش را تغيير داد و گفت دختر دانشجو با رضايت خودش با من رابطه داشت، دفاعياتي كه مورد قبول هيئت قضات قرار نگرفت و او سرانجام مجرم شناخته و به اعدام محكوم شد.
سپس متهم به رأي دادگاه اعتراض كرد و ديوان عالي كشور نيز اعتراض او را قبول كرد و پرونده را براي رسيدگي دوباره به شعبه ۷۷ دادگاه كيفري استان تهران فرستاد. شاكي بار ديگر مقابل هيئت قضات ايستاد و در حالي كه دچار بيماريهاي روحي و رواني شده بود به تشريح حادثه سياه پرداخت اما زماني كه نوبت به دفاعيات متهم رسيد او دوباره اتهام تجاوز به عنف را انكار كرد؛ دفاعياتي كه بار ديگر مورد قبول هيئت قضايي قرار نگرفت و متهم دوباره به اعدام محكوم شد.
قضات ديوان عالي كشور دوباره رأي دادگاه را قبول نكردند و پرونده براي تعيين تكليف به هيئت عمومي ديوان عالي كشور رفت.
سرانجام ۵۰ قاضي ديوان تشكيل جلسه دادند و در نهايت با اكثريت آرا مرد جوان را مجرم شناختند. بنابراين رأي اعدام متهم مورد تأييد قرار گرفت و پرونده براي طي كردن مراحل قانوني براي اجراي حكم به دادسراي اجراي احكام فرستاده شد. در اين رأي پيشنهاد شد اين مجرم در ميدان آزادي اعدام شود.
جبارسينگ پرونده اين متهم كه بهزاد نام دارد و معروف به جبارسينگ است سال ۸۵ به جريان افتاد. وي متهم است صبح روز ۲۵ دي ماه سال ۸۵ پسر نوجواني را در يك دامداري در اطراف ورامين به زور مورد آزار و اذيت قرار داده بود. شاكي ۱۷ساله پرونده كه شاهين نام دارد صبح همان روز وحشتزده خودش را به پليس رساند و گفت: ساعتي پيش در خيابان قدم ميزدم كه بهزاد ۲۹ساله به بهانه دور زدن مرا سوار موتور خود كرد. او مرا به دامداري در اطراف شهر برد و آنجا با تهديد چاقو مرا آزار داد. بعد هم تهديد كرد اگر درباره اين ماجرا با كسي حرف بزنم مرا ميكشد.
بهزاد از افراد شرور محل است و همه از او ميترسند. او به جبار سينگ معروف است. بررسيهاي بعدي مأموران نشان داد بهزاد در دادگاههاي كهريزك، شهرري و ورامين داراي پروندهاي متعددي از جمله سرقت مسلحانه، آدم ربايي، خريد و فروش اسلحه، شرارت و تهديد با چاقو، فروش مواد مخدر و ضرب و جرح است. تحقيقات پليسي نشان داد پسران نوجوان ديگري از سوي متهم به همين شيوه مورد آزار و اذيت قرار گرفته اما او به خاطر ترس و حفظ آبرو شكايت نكردهاند . سرانجام مأموران بهزاد را دستگير كردند. او بعد از بازداشت به آزار و اذيت شاهين اقرار كرد. پس از انجام تحقيقات پرونده براي رسيدگي به شعبه ۷۲ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. دفاعيات متهم سرانجام از سوي هيئت قضات پذيرفته نشد و او به اعدام محكوم شد. رأي دادگاه در شعبه ۲۰ ديوان عالي كشور تأييد شد.
تجاوز به زنان شوهردار رسيدگي به جريان اين پرونده از صبح روز ۳۰ تيرماه سال ۸۷ همزمان با طرح شكايت زني در شعبه ۲۱ بازپرسي كرج در دستور كار كارآگاهان قرار گرفت. زن جوان كه به همراه شوهرش مقابل بازپرس ايستاده بود با گريه گفت: شوهر من به خاطر ارتكاب جرمي دوران محكوميت خودش را ميگذراند اما حالا براي شكايت از زندان مرخصي گرفته و همراه من به اينجا آمده است. اين زن ادامه داد: چند روز پيش در خانه بودم كه صداي زنگ تلفن به صدا در آمد.
وقتي گوشي را برداشتم صداي مردي را شنيدم كه مؤدبانه صحبت ميكرد. او گفت كه از هم سلوليهاي شوهرم در زندان است و به مرخصي زندان آمده است و از طرف شوهرم بستهاي آورده است. من هم آدرس خانهمان را به او دادم و ساعتي بعد به در خانهمان آمد. وقتي در را بازكردم ناگهان با تهديد چاقويي مرا به داخل خانه كشاند و به من تجاوز كرد.
بعد از طرح شكايت و همزمان با رديابي اين متهم پليس با دو شكايت مشابه از طرف دو زن جوان كه به همين شيوه مورد آزار قرار گرفته بودند، روبهرو شد. آنها گفتند: چند روز پيش مردي با خانه ما تماس گرفت و ادعا كرد كه از ارتباط پنهاني شوهرمان با زن ديگري اطلاع دارد. ابتدا ما حرفهاي او را جدي نگرفتيم اما او چندين بار تماس گرفت و دوباره ادعا كرد كه مداركي براي اثبات حرفش دارد كه ميخواهد به ما نشان دهد.
ما به او آدرس خانه را داديم. وقتي او براي نشان دادن مدارك به خانه آمد با تهديد چاقو به ما تجاوز كرد. در ادامه بررسيهاي پليسي مشخص شد تمام زناني كه به اين شيوه آزار ديدهاند شوهرهاي آنها به دليل ارتكاب جرمي در زندان بودهاند، به همين خاطر احتمال اينكه متهم از همسلوليهاي زندانيان بوده كه با دوستي با آنها توانسته اطلاعات خانوادگيشان را بهدست آورد براي پليس قوت گرفت.
سرانجام مأموران با داشتن همين سرنخ موفق به شناسايي متهم شدند و او را دستگير كردند. فرشيد ۳۰ ساله به جرم خودش اقرار كرد. سرانجام پرونده وي براي رسيدگي به شعبه ۸۰ دادگاه كيفري كرج فرستاده شد.
چند شاكي پرونده ابتدا به تشريح حادثه سياه پرداختند و سپس فرشيد اتهامهاي خودش را قبول كرد. متهم از سوي هيئت قضايي به مرگ محكوم شد و رأي دادگاه از سوي قضات شعبه ۱۱ ديوان عالي كشور تأييد شد.
تجاوز به زنان مسافر آخرين متهمي كه اعدام ميشود مردي است كه در پوشش مسافربر به زنان و دختران تجاوز ميكرد. شامگاه پنجشنبه ۲ آبان ماه سال ۸۷ زن جواني به نام رويا وحشتزده خودش را به مأموران كلانتري ۱۳۵ آزادي رساند و از مرد مسافركشنمايي شكايت كرد.
زن جوان كه پاره بودن لباسهايش نشان ميداد جدالي سخت با متهم داشته است، گفت: من دانشجو هستم. ساعتي پيش بعد از پايان كلاسم در ميدان آزادي براي رفتن به خانه عمهام در شهرك آپادانا سوار خودرو آردي سفيدي شدم.
راننده بعد از طي مسافتي ناگهان مسيرش را تغيير داد. وقتي به او اعتراض كردم با تهديد چاقو از من خواست تا حركتي نكنم من ميخواستم در ماشين را هنگام حركت باز كنم و جانم را نجات دهم كه متوجه شدم در از داخل باز نميشود.
مرد ابليسصفت در كوچه خلوتي ماشين را نگه داشت و به سراغ من آمد. من در مقابل خواسته شيطاني او مقاومت كردم و حتي تمام لباس و مانتوم پاره شد تا اينكه با چاقويي او زخمي شدم و او مرا به شدت آزار داد. در حالي كه او قصد نشستن پشت فرمان را داشت، من موبايل او را براي شناسايي از صندلي برداشتم و به سرعت فرار كردم.
در خيابان ماشين پرايدي كه زن جواني راننده آن بود مرا به خانهام رساند و بعد براي شكايت اينجا آمديم. با طرح اين شكايت و تأييد پزشكي قانوني درباره آزار و اذيت زن جوان، پليس خيلي زود از طريق عكسي كه در تلفن همراه متهم بود وي را شناسايي و دستگير كرد. متهم بعد از كامل شدن پروندهاش در شعبه ۷۹ دادگاه كيفري محاكمه و به اعدام محكوم شد. رأي اعدام متهم بعد از تأييد در شعبه ۲۰ ديوان عالي كشور براي انجام مقدمات اجراي حكم به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد.
قاضي جمشيدي سرپرست واحد اجراي احكام دادسراي جنايي روز گذشته به خبرنگار ما گفت بعد از تاييد حكم اعدام متهمان از سوي ديوان عالي كشور و انجام تشريفات قانوني اين حكم به زودي در ملأ عام اجرا ميشود.