قدس انلاین: در اوایل دهه ۱۳۴۰، لزوم بازنگری و تجدید نظر در سیاست خارجی امریکا، مورد توجه جان. اف. کندی رئیس جمهور جدید امریکا قرار گرفت. بخشی از این سیاست ها، با عنوان اصلاحاتی در کشورهای وابسته همانند ایران، برزیل و آرژانتین به منظور پیشگیری از جنبش های آزادیخواهانه مطرح شد.
علاوه بر این، تقویت موقعیت اسرائیل در منطقه خاورمیانه از دیگر مسائل مورد نظر امریکا به شمار می رفت. از این رو، سیاست مداران امریکا به منظور تحقق اهداف خود همواره مقامات ایران را تحت فشار قرار می دادند.
بنابراین، شاه می بایست از نظر داخلی به اصلاحات مورد نظر امریکا می پرداخت و از جهت خارجی نیز روابط خود را با اسرائیل گسترش بخشیده مشروعیت و رسمیت آن را مجدداً مورد تأیید قرار می داد. با رحلت آیت الله بروجردی در فروردین ۱۳۴۰، شاه احساس کرد زمان مناسب برای اجرای اصلاحات فراهم آمده است.
بنابراین، با انتخاب علی امینی به نخست وزیری درصدد اجرای اصلاحات برآمد. اما پس از مدتی، از افزایش قدرت امینی بویژه به دلیل اعتماد کامل امریکا به او نگران شد و در سفری به امریکا به مقامات آن کشور قول داد که حاضر است خودش اصلاحات را به انجام رساند. بدین ترتیب، امینی کنار رفت و اسدالله علم جای وی را گرفت.
طرح مسائلی هم چون مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی، به رفراندوم گذاشتن اصول هفت گانه با عنوان انقلاب سفید، و نفوذ صهیونیست ها در امور کشور و در واقع، به خطر افتادن استقلال کشور، سبب شد تا امام خمینی از اواسط سال ۱۳۴۱ رهبری نهضت اسلامی را در مقابله با سیاست های تحمیلی امریکا به عهده گرفته مبارزه را آغاز کند. ایشان با بهره گیری از موج احساسات ضداسرائیلی در ایران و با توجه به اطلاعات دقیق از روابط پنهانی شاه با اسرائیل، شدیدترین واکنش ها و حملات را به سمت روابط ایران و اسرائیل نشانه رفتند از جمله در سخن رانی تاریخی ۱۳ خرداد ۱۳۴۲ مقارن با عصر عاشورا در جمع روحانیون گفتند:
... روابط ما بین شاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت می گوید از اسرائیل حرف نزنید، از شاه هم حرف نزنید. این دو تا تناسبشان چیست؟ مگر شاه اسرائیلی است؟ به نظر سازمان امنیت، شاه یهودی است؟...
در واقع قیام پانزده خرداد نقطه عطف مبارزه امام (ره) با حکومت پهلوی به خاطر روابط شاه با اسرائیل به شمار می رود. ایشان پس از این رخداد، همواره در سخن رانی ها و اعلامیه های خود با افشاگری روابط پنهانی رژیم شاه و اسرائیل پرداخته، مقابله با خطر نفوذ اسرائیل در ایران و جهان اسلام را بسیار جدی و پی گیرانه دنبال می کرد.
پیامدهای ناشی از قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ سبب شد که با وجود اصرار مقامات اسرائیل، بویژه دیویدبن گوریون مبنی بر برقراری مناسبات رسمی سیاسی بین دو کشور، شاه ناتوانی خود را نسبت به رسمی شدن روابط به مقامات اسرائیل اعلام کند. با وجود این، سیاست توسعه روابط دو کشور و عادی سازی حضور اسرائیلی ها در ایران حاکم بود؛ اما نگرانی شاه از واکنش کشورهای تندرو عربی و مخالفان داخلی هم چنان ادامه یافت. از این رو، مقام های ایرانی همواره می کوشیدند تا همکاری آن ها با اسرائیل محرمانه بماند و هر گاه مطبوعات اسرائیلی، خبر ملاقات های مقامات دو کشور را منتشر می کردند، با واکنش شدید شاه و دیگر مقامات ایرانی مواجه می شدند.