آن ۱۴ سينما در هنگامه انقلاب دچار چالشهاي زيادي شدند، مردم مسلمان كه سينماهاي آنروز را يكي از مظاهر فساد رژيم گذشته ميدانستند، دست به تخريب آنها زدند و بسياري از سينماها به تعطيلي كشيده شدند. اين وقايع و در پي آن جنگ تحميلي كه كرمانشاه را به يكي از خطوط اصلي مقاومت تبديل كرده بود، باعث شد پرداختن به مسئله فرهنگ و اماكن فرهنگي مانند سينما به حاشيه سپرده شود. كرمانشاه جنگ زده به دليل موقعيت خوبي كه از لحاظ جغرافياي طبيعي و انساني داشت، در سالهاي بعد از جنگ تحميلي با افزايش جمعيت روبهرو شد؛ افزايش جمعيتي كه ناشي از مهاجرت روستاييان و ساكنان مناطق دور و نزديك بود. اين هجوم جمعيتي و توسعه فيزيكي شهر اما همراه با توسعه زير ساختهاي فرهنگي نبود، به همين دليل هر ساله به رغم كرمانشاه، امكانات فرهنگي شهر در يك سكوت و سكون كشندهاي باقي مانده بودند. اكنون و در سال ۹۱ در كرمانشاه سه سينما باقي مانده كه به گفته شهروندان تنها يكي از آنها مشغول فعاليت است و تنها مجتمع قابل اعتناي فرهنگي در سطح شهر «مجتمع فرهنگي انتظار» است كه به تازگي شروع به كار كرده اما به دليل دور بودن و عدم مركزيت در كرمانشاه، امكان استفاده همگاني از آن بسيار كاهش يافته است.
تنها سينماي فعال و مدرن كرمانشاه، سينماي بازسازي شده «آزادي» است كه به عنوان يكي از قديميترين سينماهاي اين شهر ازشانس بازسازي برخوردار شده است و براي افتتاح مجدد آن فيلم سينمايي «يه حبه قند» رضا مير كريمي به نمايش گذاشته شد. در مراسم افتتاحيه سينما آزادي، تعدادي از شهروندان كرمانشاهي نيز حضور داشتند و فرصت خوبي بود كه از نزديك با دغدغههاي فرهنگي و مشكلات آنها آشنا شويم. يكي از شهرونداني كه با ما همصحبت شد، مرد ميانسالي بود، از وي درباره امكانات فرهنگي شهر پرسيدم، وي در پاسخ به ما گفت: در اين چند ساله با افتتاح مجتمع انتظار و سينماي آزادي ميتوان گفت شرايط در حال بهبودي است، اما پيش از اين ما داراي هيچ امكاناتي نبود. وي ادامه داد: به دليل دور بودن مجتمع انتظار، ترجيح ميدهم فرزندانم را براي گذران اوقات فراغت به پارك ببرم و اگر هم خواستند هنر خاصي را ياد بگيرند از كلاسهاي خصوصي كه نزديكمان است استفاده ميكنيم زيرا نميتوانم هر روز اين مسافت طولاني را بيايم و برگردم.
مرد جواني كه به عنوان راننده مدعوين مراسم افتتاحيه در سالن سينما آزادي حاضر شده بود، در پاسخ به سؤال ما كه چرا كرمانشاه از نظر توسعه فرهنگي و زيرساختهايي مانند فرهنگسرا و سينما ضعيف است، گفت: دليل اصلي اين كار نبود پول است. چند سالي بود كه به دليل بيكاري به مشهد مهاجرت كرده بودم. شهر مشهد به دليل صنايعي كه دارد و مسافراني كه هر روز به آن وارد ميشوند، «پولدار» است؛ مسافراني كه به مشهد سفر ميكنند در آنجا پول خرج ميكنند، اما مسافراني كه به كرمانشاه ميآيند بيشتر روستاياني هستند كه به دليل بيكاري ميآيند تا كاري پيدا كنند. خود اهالي كرمانشاه نيز براي كار به شهر هايي مانند تهران ميروند، من تا چند روز ديگر براي پيدا كردن كار به تهران ميروم. تا وقتي كار نباشد، پول هم نيست و وقتي پول نباشد چيزي به نام تفريح يا رفتن به سمت فرهنگ و هنر بيمعني ميشود. از مرد جوان درباره آخرين فيلمي كه در سينماهاي كرمانشاه ديده، سؤال ميكنيم اما وي هرچقدر تلاش كرد به خاطرش نيامد كه آخرين بار در چه سالي در كرمانشاه به سينما رفته است. يكي ديگر از دوستاني كه به عنوان راننده در مراسم حاضر شده، با خوشرويي در مورد امكانات فرهنگي شهرشان صحبت ميكند، وي هم معتقد است تا پيش از مجتمع انتظار فقط كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان به عنوان مكاني فرهنگي در كرمانشاه شناخته ميشده است. وي با اشاره به فرهنگ موسيقايي مردم اين خطه از كشورمان ميگويد: اگر به مشكلات تنها اساتيد باقي مانده از اين هنرها رسيدگي نكنند، بسياري از گوشههاي آوازي و نواهاي سنتيمان از بين ميرود. وي همچنين معتقد است، كرمانشاه جاي بسيار خوبي براي مسافران و توريستهاست، به شرط اينكه آثار باستاني آن معرفي شود. به اعتقاد مرد راننده، وقتي توريست به شهر بيايد با خودش پول ميآورد و ميتوان آن را صرف توسعه شهر كرد.
كرمانشاه در اين روزها زير غباري از گرد و خاكي كه از عراق ميآيد به سختي نفس ميكشد و هنوز هم آثار خرابي دوران جنگ بر بدن اين شهر زيبا سنگيني ميكند. بجاست كه حداقل مسئولان فرهنگي كشور براي دلگرمي مردم اين شهر به ماندن در شهرشان و عدم مهاجرت، ابتدا فكري براي اشتغال كنند و در ثاني ترتيبي بدهند تا امكانات و زيرساختهاي فرهنگي شهر با سرعت بيشتري توسعه يابند. كرمانشاه يكي از ذخاير فرهنگي كشور به شمار ميرود. آثار باستاني آن به مانند بيستون داراي شهرت جهاني است، اما خود شهر از نظر امكانات فرهنگي در فقر شديدي به سر ميبرد؛ وضعيتي كه شايسته جايگاه آن شهر در تاريخ و فرهنگ ايران زمين نيست.