
به گزارش «جوان»، سريال حيراني كه پس از پايان يافتن سريال چك برگشتي هر شب ساعت ۱۰ روي آنتن شبكه يك سيما ميرفت، با بدعتگذاريهاي بصري خود مخاطبان تلويزيوني را غافلگير كرد اما اين بدعت بصري با محتواي جديد همراه نبود.
حيراني ماجراي جواني به نام پولاد مرزبان با بازي حميدرضا پگاه را روايت ميكرد كه به همراه مادربزرگ بيمارش مهربانو با بازي مريم بوباني پس از سالها به ايران بازميگردد. ديدن دوباره آشنايان قديمي و مواجهه با جامعهاي كه سالها از آن دور بوده است، او را با ماجراهاي مختلفي روبهرو ميكند. مادربزرگ از ناگفتههايي از زندگي پولاد و وجود مادر و خواهراني كه پولاد در تمام طول زندگياش از آنها بياطلاع بوده خبر ميدهد و اينكه خود باعث جدايي مادر و فرزندانش شده است. اين اتفاقات جديد پولاد را به ورطه حيراني ميكشاند. در پايان ماجرا و پس از مرگ مادربزرگ، پولاد مادر و خواهران گمشدهاش را پيدا ميكند و همه چيز ختم به خير ميشود. اميد بنكدار و كيوان عليمحمدي پيش از حيراني كه اولين حضور تلويزيونيشان بود در سينما «شبانه» و «شبانه روز» را ساخته بودند؛ فيلمهايي كه به رغم بهرهگيري از ستارهها، در گيشه موفق نبودند. اين دو كارگردان سبك فيلمسازي خود را اين بار در مديوم تلويزيون تجربه كردند. تهيهكننده حيراني هم «رضاجودي» بود كه پيش از اين تهيهكنندگي كارهاي پرمخاطبي مانند صاحبدلان و اغما را هم برعهده داشت. بنكدار و علي محمدي با نوع تدوين و مونتاژ خاص به دنبال القاي حس معمايي ماجرا بودند. ساختار حيراني در بستر تدويني بصري و فرمگرايانه شكل يافته بود به گونهاي كه زيباييشناسي بصري بر جنبه روايي داستان مسلط بود. زاويه دوربين و قاببندي تصاوير و استفاده از تصاوير مات از ديگر مولفههاي اين ساختار و فرم بصري بود كه معادلي در نمونههاي تلويزيوني پيش از خود نداشت. اما زماني كه اين زيباييهاي بصري با داستان پركشش و جاذبهاي همراه نبود، نتوانست همراهي مخاطب را به دنبال داشته باشد. ضعف روايي سريال باعث شده بود كه بينندگان پس از گذشت ۱۵ تا ۲۰ قسمت از سريال هنوز پي به روابط شخصيتهاي داستان نبرده باشند. پس از آن هم كه قصه سريال خودي نشان داد، معلوم شد كه داستان همان داستان قديمي مادر گمشده و خواهر و برادر بيخبر از وجود هم است كه در قسمت پاياني فيلم و پيدا شدن خواهر و برادرهاي گمشده به نوعي پايانبندي فيلمهاي هندي را در ذهن تداعي ميكرد. البته عوامل فيلم در گفتوگوهايشان مخاطبان فيلم خود را خاص ميناميدند و منتقدان را به عام بودن محكوم ميكردند. بايد پرسيد كه آيا مديوم تلويزيون، آن هم شبكه يك براي پخش فيلمي كه از شنبه تا پنج شنبه هر شب ساعت ۱۰ روي آنتن ميرود و از دورافتادهترين نقاط كشور تا شهر تهران بيننده دارد، جاي پخش فيلمهاي با مخاطب خاص است؟ البته بماند كه مخاطبان خاص هم آنچنان از فيلم رضايت نداشتند و تعريف و تمجيد چشمگيري از اين فيلم اظهار نداشتند. خلاصه سريال حيراني پس از ۳۱ قسمت به كار خود پايان داد بدون اينكه بتواند مخاطب را با خود همراه كند و سلايق بينندگان را برآورده سازد. البته زيبايي بصري فيلم يكي از مهمترين مؤلفههاي ارزشگذاري فيلم بود اما آيا صرف زيبايي بصري براي سريالي كه مخاطبي به اين گستردگي دارد، كافي است؟