کد خبر: 468262
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۴
گزارش «جوان» از مرد همسركشي كه به اعدام محكوم شد؛

به گزارش خبرنگار «جوان»، دهقاني نماينده دادستان كرج مقابل هيئت قضايي شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز ايستاد و گفت: سحرگاه ۱۷ دي ماه دو سال پيش مرد جواني همسرش را به درمانگاهي در حسين‌آباد كرج رساند و براي نجات جان او از پزشكان كمك خواست. احمد به پزشكان گفت: همسرم زيور - ۲۹ساله- لحظاتي قبل از پله‌هاي خانه‌مان به پايين سقوط كرد و از هوش رفت. پزشكان بعد از معاينه زيور متوجه شدند او لحظاتي قبل از رسيدن به بيمارستان فوت كرده است. 

آنها بعد از معاينه جسد متوجه آثار كبودي در نقاط مختلف بدن وي شدند و مأموران پليس را از ماجرا باخبر كردند. تيم جنايي در نخستين گام احمد را به عنوان مظنون به قتل همسرش مورد بازجويي قرار داد اما وي بار ديگر ادعاي اول خودش را تكرار كرد و گفت همسرش بعد از سقوط از بالاي پله بي‌هوش شده است. 

گزارش پزشكي قانوني درباره دليل مرگ زيور تحقيقات تيم جنايي را وارد مرحله ديگري كرد. اين گزارش نشان مي‌داد زيور بر اثر اصابت جسم سخت به سرش به قتل رسيده است. بنابراين احمد به قتل همسرش اقرار كرد. نماينده دادستان احمد را گناهكار دانست و براي او درخواست مجازات قانوني كرد. 

بعد از اينكه اولياي دم درخواست قصاص كردند، قاضي رنجبر متهم را به جايگاه دعوت كرد. او اتهام خودش را قبول كرد و گفت: ۱۱ سال پيش با زيور ازدواج كردم. ما دو دختر يك ساله و سه ساله داشتيم و زندگي‌مان خوب بود تا اينكه معتاد شدم و به خاطر خريد و فروش مواد دستگير شدم و به زندان افتادم. 

همسرم براي بازگرداندن من به زندگي و حفظ آبروي خانوادگي‌مان تلاش مي‌كرد اما من قدر زحمت‌هاي او را ندانستم و به جاي كار كردن به وضع باجناق‌هايم كه زندگي خوبي داشتند، حسادت مي‌كردم و همسرم را كتك مي‌زدم. متهم در توضيح شب حادثه گفت: همسرم چند روزي بود كه به حالت قهر به خانه پدرش رفته بود. با ميانجيگري بزرگ‌تر‌ها بار ديگر به خانه برگشت اما دوباره بر سر موضوع هميشگي با او دعوا كردم. وقتي دعوايمان بالا گرفت با لوله جاروبرقي چند ضربه به سرش زدم. همان لحظه دختر سه‌ساله‌ام شروع به گريه كردن كرد. 

براي آرام كردنش او را به اتاقش بردم. نيمه‌هاي شب دخترم از خواب بيدار شد و گفت تشنه است. به آشپزخانه رفتم تا برايش يك ليوان آب بياورم. همان لحظه ديدم همسرم در حالي كه مشغول شيردادن به كودك يك ساله‌مان بود، وسط پذيرايي از هوش رفته است. چند بار او را صدا زدم اما جواب نداد. ترسيدم و با عجله او را به درمانگاه بردم. متهم گفت: همسرم زن فداكاري بود كه من قدر زحمت‌هايش را ندانستم. من از خانواده‌اش درخواست گذشت دارم. 

سپس وكيل متهم در جايگاه ايستاد و از موكل خود دفاع كرد. قاضي رنجبر بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم با اعضاي دادگاه وارد شور شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار