
به هرحال بودهاند و هستند برخي كه سعي دارند از فضاي آرام فرهنگي نيز التهاب لازم را وجود آورده و اميال و اغراضي متأسفانه نابخرد را به اين گونه فضاها هم تزريق كنند. همچنان كه بحث امروز و ديروز نيست كه چرا برخي ناشران بالطبع با دور هم جمعكردن جمعي از نويسندگان شايد مسئلهدار(به لحاظ فكري و بيخيال از تكنيك نويسندگي) در فكر توهمات خود بسر ميبرند. به دايره محتوا كه كاري ندارند و تنها سعي در جذب مخاطب بيشتر با هر روشي دارند؛ حال اين قلم زدن ميتواند در داستاننويسي باشد يا نشر و بسط برخي عرفانهاي ساختگي آششلهقلمكاري كه سر و تهاش مشخص نيست از كجا آمده و قرار است به كجا برود. و البته چه جايي بهتر از اين خيل عظيم مخاطباني كه تنها به فكر خريد كتاب در سوداي نمايشگاه كتابند.
خوشبختانه گفتهها و از همه مهمتر اقدامات به موقع متوليان فرهنگي كشور، به نحوي آب پاكي را روي دست اين قشر ريخته؛ از راه ندادن برخي ناشران (كه بايد پيش از اينها و حتي در دورههاي قبل در مقام حداقل سؤال قرار ميگرفتند) تا خط و نشانهاي بجاي اين چند روزه، اميدواري به پا پس كشيدن عدهاي بيدغدغه و عاري از فرهنگي
ديني ـ بومي را موجب ميشود. از امثال سينما كه امروز در مقام درمان است تا پيشگيري، بگذريم(كه نياز به ترميمي اساسي دارد)بلكه بايد متوجه بستر فراگيرتري همچون «كتاب» بود كه پيش از بيماري چارهاي به التيام آن كرد. رخنه برخي مضامين در كتابهاي ناشران مسئلهدار گرچه مورد اشاره امروز نبوده اما همين امروز و حداقل پيش از اين نوع رويدادهاي فرهنگي بايد فكري به حالش كرد. گرچه اميدواريم برخورد جدي باشد نه تنها در حد حرف و حديث!
استفاده از نامهاي جعلي در نقشهها و حتي در عناوين آثار، ورود به برخي عرفانهاي تصنعي و بيمنشأ در كتابها و توزيع آن در نمايشگاههاي كتاب سالهاي گذشته نيز اتفاق افتادهاند و جاي توجيهي براي مسئولان نيست و خب نشان از كمكاري آنان دارند. جالب اينكه چنين مواردي گاه در مورد آثار داخلي هم ديده شده، چه رسد به آثار حوزه بينالملل!
بنابراين اين نوع مسائل از يك سو درج قوانين و البته عملياتي كردن آنان را دارد و از سوي ديگر نظارت منسجمتري را در اين حوزه بازار پرتشويش و مريض كتاب خواهان است. هرچه هست، اين نوع زنگ خطر به صدا درآوردن كه حتي ميتواند قلع و قمع تك انتشارات خاص و مغرض را هم در پي داشته باشد، تزريق روحيهاي براي نويسندگان و ناشران بادغدغه مِن جمله بخش خصوصي باشد. فرهنگي كه مدعي وفاق بر ارزشهاي خاص محتوايي است (در نقطه مقابل سكولار و امثال ئيسمهاي غربي) مطمئناً تا ضرر ندهد به مقصد نميرسد.