
احمد كاظمزاده: طرح ۶ مادهاي كوفي عنان فرستاده مشترك سازمان ملل و اتحاديه عرب در امور حل بحران سوريه پنجشنبه گذشته به مرحله اجرا گذاشته شد و با وجود اينكه عنان براي اجراي اين طرح تقريبا با نمايندگان همه بازيگران دخيل در بحران سوريه ديدار و گفتوگو كرده بود اما اجراي اولين مرحله اين طرح يعني برقراري آتشبس ازهمان نخستين ساعات اجراي طرح با چالش و مانع مواجه شد به گونهاي كه سازمان ملل مجبور به اعزام نيروهاي ناظر آتشبس به سوريه شد.
اولين گروه از اين ناظران دوشنبه وارد سوريه شدند و بناست به تدريج تعداد آنها به حدود ۲۵۰ نفر برسد. حوزه مسئوليت و اختيارات آنها در قطعنامهاي كه روز شنبه در شوراي امنيت به تصويب رسيد مشخص شده است.
دولت سوريه با اطمينان به اينكه مخالفان اين كشور همچنان از سوي كشورهاي خارجي تجهيز و تسليح ميشوند با اين اميد ناظران را پذيرفته كه آنها نيز همانند ناظران عرب گزارشي در تأييد امتناع مخالفان و حاميان آنها از تعهدات خود در قبال برقراري آتشبس ارائه دهند.
درمقابل مخالفان داخلي و خارجي دولت سوريه نيز انتظار دارند ناظران سازمان ملل ادعاها و تبليغات موجود درخصوص كشتار بيهدف مخالفان سوريه و نقض حقوق بشردوستانه از سوي دولت دمشق را مورد تأييد قرار دهند.
هر يك از طرفهاي درگير يعني دولت و مخالفان سوريه يكديگر را به نقض آتشبس متهم ميكنند و با انداختن توپ بازي به زمين حريف ميخواهند آن را مسئول شكست طرح عنان معرفي كنند.
مخالفان مدعياند دولت سوريه برخلاف طرح عنان نيروهاي نظامي و سلاحهاي سنگين ارتش را به طور كامل از شهرها خارج نكرده است و همچنان به حملات عليه مخالفان ادامه ميدهد.
در مقابل دولت سوريه با اين ذهنيت كه امكان دارد برقراري آتشبس همانند دوره اعزام ناظران عرب امكان دارد به فرصتي براي تقويت و تسليح مخالفان تبديل شود، هرگونه تحرك مخالفان را تحت نظر دارد و به شدت با آن مخالفت ميكند.
مضاف بر اينكه دولت سوريه پيش از اين نيز اعلام كرده بود كه در قبال تحركات و حملات تروريستها ساكت نخواهد نشست و اقدامات آنها را بيپاسخ نخواهد گذاشت.
يكي از معيارهاي تشخيص در اين زمينه اظهارات طرفها درباره پايبندي به آتشبس و به طور كلي طرح كوفي عنان است. با اين معيار ميتوان گفت كه ميزان اظهاراتي كه دولت سوريه و حاميان آن در داخل و خارج درخصوص لزوم اجراي طرح عنان و برقراري آتشبس كردهاند به مراتب بيشتر از اظهاراتي است كه در طرف مقابل ابراز شده است.
به گونهاي كه به استثناي چند مورد معدود كه به اظهارات اعضاي شوراي مخالفان درخصوص لزوم اجراي طرح عنان مربوط ميشود، هيچ اظهارنظر جدي نميتوان از سوي حاميان خارجي شوراي انتقالي سوريه درتأييد اين طرح و لزوم اجراي آن پيدا كرد و اظهارنظرهاي آنها عمدتاً با اما و اگر همراه بوده است.
در تازهترينترين اظهارات امير قطر شانس اجراي طرح عنان را تنها ۳ درصد ارزيابي كرده است و اين خود نشان ميدهد كه آنها خود را براي مرحله بعد از طرح عنان آماده ميكنند.
از ديگر معيارهاي تشخيص دراين زمينه رفتارهاي عملي است و اگر باز با اين معيار عملكرد طرفهاي درگير و حاميان آنها درخصوص طرح عنان و اجراي اولين مرحله آن يعني برقراري آتشبس مورد بررسي و سنجش قرار گيرد، باز اين نتيجه گرفته ميشود كه ميزان پايبندي دولت سوريه و همپيمانان آن از اين طرح به مراتب بيشتر از طرف مقابل بوده است.
در اين مدت هيچ اقدامي از سوي دولت سوريه و حاميان و همپيمانان آن رخ نداده است كه برخلاف طرح عنان بوده باشد اما برعكس موارد زيادي را ميتوان در تأييد اين طرح از سوي اين بازيگران ذكر كرد كه از جمله آنها ميتوان به تحركات دولت سوريه و حاميان آن از جمله روسيه در جهت اجراي طرح عنان اشاره كرد.
سفر وليد معلم وزير امور خارجه سوريه به روسيه و چين يا تحركات روسيه در شوراي امنيت براي تصويب قطعنامه اعزام ناظران آتشبس به عنوان ضامن اجراي آتشبس كاملاً در راستاي اجراي دقيق و كامل طرح عنان بوده است.
در مقابل شاخصهاي زيادي را ميتوان در اتخاذ اقدام ضد طرح عنان از سوي مخالفان دولت سوريه و حاميان غربي و عربي آنها ذكر كرد كه از جمله آنها ميتوان به برگزاري نشست استانبول در شناسايي شوراي ملي و حمايتهاي همه جانبه از آنها اشاره كرد كه كاملاً برخلاف طرح عنان بوده و به همين علت كوفي عنان نيز از شركت در آن خودداري كرد. همچنين ميتوان از تطابق منافع به عنوان ديگر معيارهاي تشخيص درخصوص ميزان التزام طرفهاي درگير به آتشبس و طرح عنان ذكر كرد و اگر از اين منظر به موضوع نگاه شود باز مشخص ميشود كه منافع دولت سوريه و حاميان و همپيمانان آن بيش از منافع طرفهاي مقابل با اجراي طرح عنان گره خورده است چراكه طرح عنان بر حفظ دولت موجود تأكيد دارد حال آنكه طرفهاي مقابل با توجه به اينكه طرحهاي پشت سرشان را شكست خورده ميبينند هيچ نفعي براي خود درحفظ دولت سوريه و اجراي طرح عنان و برقراري آتشبس متصور نيستند و به طرح عنان و برقراري آتشبس نه هدف بلكه به عنوان ابزار نگاه ميكنند و درصدد فرصتسازي از آن براي جبران طرحها و برنامههاي شكست خورده خود در سوريه هستند.
از آنچه گفته شد مشخص ميشود كه موانع جدي سر راه اجراي طرح عنان و برقراري آتشبس به عنوان نخستين مرحله آن وجود دارد و مهمترين علت آن اين است كه مخالفان دولت سوريه و به خصوص حاميان غربي و به ويژه عربي آنها هيچ اعتقادي به اجراي اين طرح براي تامين منافع خود ندارند و به آن نه به عنوان يك هدف بلكه به مثابه ابزاري براي براندازي نرم دولت سوريه نگاه ميكنند اما از سوي ديگر از آنجا كه طرح عنان جايگزيني جز جنگ داخلي ندارد و ايجاد چنين جنگي ميتواند پيامدهاي منطقهاي و بينالمللي در پي داشته باشد لذا ترس از وقوع يك چنين شرايطي موجب ميشود تلاش هايي براي اجراي طرح عنان صورت گيرد.