
معصومه طاهري | مطابق با رسم هرساله، تلويزيون در ايام نوروزي تلاش و تکاپوي زيادي دارد و چه بسا از مدتها قبل به استقبال بهار رفت تا اوقات خوشي را براي مخاطبان مشکلپسند خود فراهم آورد؛ در اين ميان از مهمترين برنامههاي تعطيلات عيد نوروز، برنامه وقت سال تحويل و گذار از سال قبل به سال جديد است که شبکههاي مختلف تلويزيوني همواره به آن توجه خاصي دارند به همين خاطر هم اين برنامهها بايد به غير از مفرح و شاد بودن، رنگ و بوي ديني و مذهبي داشته باشد، زيرا در روايات ديني نيز به تشابه رستاخيز طبيعت با قيامت بسيار اشاره شده است، ولي متأسفانه شبکههاي تلويزيوني در ساعات تحويل سال تنها با آوردن يک بازيگر و خواننده و دنبال کردن زندگي آنها به گمان خود اوقات خوشي را براي بينندگان ايجاد کردند؛ انتظار ميرفت دعاي فرج قبل از دعاي سال تحويل پخش شود اما رسانه ملي از آن گذري گذشت؛ درحاليکه لحظه تحويل سال بهترين زمان براي دعاي جمعي فرج است تا همه دستهاي نيازشان را به همراهي رسانه ملي بالا ببرند و زمزمه ظهور کنند.
به نظر ميرسد دستاندرکاران رسانه ملي از طراحي هدفمند و متنوع برنامههاي تلويزيوني بازماندند و با ايجاد فضايي شبيه شبكههاي ماهوارهاي، لحظه تحويل سال را براي بينندگان گذراندند. با توجه به آمار و ارقامي كه سال گذشته فقط براي حضور دو خواننده معروف در تلويزيون، صداوسيما به آنها پرداخت كرده بود اين بار هم برنامههاي سال تحويل شبكههاي مختلف، خرج هنگفتي را براي صداوسيما تراشيدند.
آنچه مسلم است برنامههاي تلويزيوني در کشور اسلاميمان، نياز به بازنگري و بازآفريني جدي دارند؛ چراکه به زعم کارشناسان رسانه و ارتباطات، خلاقيت حلقه گمشده چنين برنامههايي است ولي فقدان نوآوري در بسياري از برنامههاي سيما که در سال گذشته نيز ديده شده است به طور حتم باعث ريزش مخاطبان آن خواهد شد، زيرا برنامههاي تلويزيوني نيازمند به روزرساني هستند و نميتوان با نگاهي کهنه و سطحينگرانه مخاطبان امروز رسانه را راضي کرد. بررسي و ارزيابي برنامههاي تلويزيوني از سوي کارشناسان و برطرفکردن نقصهاي موجود به طور حتم در بهبود کيفي برنامههاي صدا و سيما تأثير بسزايي خواهد داشت مشروط بر آنکه دستاندرکاران اين رسانه تلاش نکنند با گرفتن گزارشهاي مردمي هدفمند بر ضعفهاي خود سرپوش بگذارند.
البته بايد به رسانه ملي هم تا حدودي حق داد، با توجه به نقدهايي كه اين روزها در سايتها و نشريات در رابطه با فيلمهاي روز خارجي و بازتاب پخش آن در صداوسيما كه بيشتربه دنبال جذب مخاطب است صورت ميگيرد، مسئولان اين رسانه براي جلوگيري از اتهام نسبت به پخش فيلمهاي مختلف ترديد داشته باشند اما بعضي از رفتارهاي صداوسيما همچون حضور مجريان مسئلهدار در مهمترين واقعه سال؛ يعني سال تحويل در جاي خود ترديدزاست.
رقباي رسانه ملي
شکي نيست که تلويزيون بزرگترين ابزار سرگرميسازي آن هم نه فقط در ايران، بلکه تمام کشورهاي دنياست و به عنوان اولين مرجع مردم براي سپري کردن اوقات فراغت محسوب ميشود چنانکه دسترسي به آن سادهترين کار ممکن براي مخاطبان در سطوح مختلف بوده است. امروز در دهکده مک لوهان، باتوجه به گسترش روزافزون رسانههاي تصويري و بخصوص شبکههاي متعدد فارسي زبان معاند با جمهوري اسلامي، رسانهملي کار دشوارتري را پيشرو دارد؛ چراکه تنها مرجع مورد وثوق مردم تلويزيون و شبکههاي داخلي آن نيست و شبکههاي فارسي زبان همواره تلاش ميکنند خود را به عنوان رقباي جدي براي رسانه ملي کشورمان مطرح کنند. لذا در اين شرايط و با در نظرگرفتن گستردگي چنين شبکههاي مجهز و پيشرفتهاي کارمديران رسانه ملي و برنامهسازان آن دشوارتر و سختتر شده است که طبيعتاً ديگر نميتواند با اکتفا به برنامههاي سطحي و کليشهاي دهه هفتاد مخاطب را پاي تلويزيون نگه دارد.
با اين حال مجموعههاي به اصطلاح کميکي چون «خنده بازار» که در ايام نوروز از شبکه سه پخش ميشد بهجاي فراغت و ايجاد لحظهاي مفرح تنها براي مسخره كردن و هزليات بود به گونهاي که بيشتر به رفع تکليف شبکه ميماند تا سرگرمي سازي و نقد رسانهاي يا سريالهاي شبانه مثل هرسال کليشهاي از سوژههاي تکراري دهه ۶۰ و ۷۰ به صورتي که گويي نويسنده و فيلمنامهنويس اصلاً به خود زحمت نداده تا سوژه و موضوع جالب توجهي را برگزيند و چون کار با محتواي رسانه ملي و بودجه دولتي بوده دقتي درکيفيت محتوا نشده بود فيلمهاي سينمايي هم هرچند بيشتر ايراني بودند اما عمدتاً بسيار كيفيت نازلي داشتند. شايد تنها ابتكار عمل ايرج طهماسب در مجموعه «كلاهقرمزي» و انيميشن موفق و جذاب«شكرستان» از بهترين برنامههاي تلويزيون درايام عيد نوروز بود كه مخاطبان را از كوچك تا بزرگ پاي تلويزيون مينشاند و از ته دل ميخنداند.
عدم توجه به لايههاي معنوي نوروز
پرواضح است بازنمايي تلويزيوني نوروز در دهه چهارم انقلاب اسلامي، بدون در نظر گرفتن افزايش سالانه غلظت انقلابي و شيعي عيد نوروز، تكاپويي ناكام و ناقص خواهد بود، چراکه تقليل نوروز به باستانگرايي صرف ايراني و غفلت از لايههاي معنوي و جهاني آنكه به هويت فراملي انقلاب اسلامي گره خورده است، از مظاهر اصلي عقيم گذاشتن نوروز و بيخاصيت كردن آن است. نوروز ديگر يك «شادي كور»و زماني براي فراغت از اوقات جدي و واقعي زندگي نيست بلكه جشنوارهاي بسيار جدي براي گراميداشت هويت انقلابي يك ملت ريشهدار و متمدن و نمايشگاهي براي عرضه جهاني الگوي تعالي بخش نشاطورزي است كه امكان تماشاي پيوندهاي بديعي از پيشرفت ملي و سرور ديني را در قاب كشوري بزرگ فراهم ميآورد.
شكوه نوروزي ملت ايران بهترين فرصت براي پمپاژ اعتماد به نفس ملي و ورزيدگي روحي ايشان براي آغاز يكسال پر از مقاومت و مجاهدت است آن هم در سالي که بنا به تأکيد رهبر معظم انقلاب سال به تبعيت از سال جهاد اقتصادي«توليد ملي و حمايت از سرمايه ايراني» نام گرفته است، انتظار ميرود دستاندرکاران اين رسانه فراگير و ملي، بيشتر از قبل تلاش داشته باشند و در ارائه خدمات به مخاطبان دقت کنند و تنها به رفع تکليف و پرکردن آنتن پخش فکر نينديشند، بلکه رسانه ملي با مجاهدت و جديت در راه اطلاع رساني و گذران فراغت مردم برنامهريزي مشخصي داشته باشد تا انشاءالله در پايان سال ۹۱با اندوختهاي پُر به استقبال سال بعد برود بنابراين تلويزيون ملي ايران اسلامي، هم بايد بيش از ديگران قدر نوروز بداند و هم بيش از همه بداند كه ملتزم بودن به اين قدرشناسي قبل از اينكه برخاسته از عرق ملي و باستانگرايي او باشد، تعهدي انقلابي، ديني و درعين حال هنجاري و رسانهاي است.