کد خبر: 455720
تاریخ انتشار: ۱۲ آذر ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۹
اسماعيل اميني
بنابراين، زياد تحت تأثير موج‌هايي كه در آن روزگار بوده قرار نمي‌گيرد. در آن ايام بحث عرفان و تصوف و همچنين مباحث كلامي و فلسفي خيلي داغ بوده است.
سعدي چون دانش‌آموخته نظاميه است طبعاً احساس مي‌شود كه بايد روي اين موج‌ها بنشيند، ولي او به خاطر دنياديدگي و هوشمندي‌اي كه دارد تابعِ موج‌ها نشده بلكه‌ به عنوان منتقد، كاستي‌هاي رفتار انساني را در هر قالبي كه هست متذكر مي‌شود، از اين منظر كار وي بسيار جالب است، زيرا مجادلات و تعصبات را جدي نگرفته به آدمي كمال انساني خود را يادآوري مي‌كند.
لبخند سعدي توجه مخاطب را به اين نكته جلب مي‌كند كه طنز همين است كه در آثار بزرگان ديده مي‌شود. در روزگار اخير، به هر نوشته‌‌اي كه خنده ايجاد كند طنز گفته مي‌شود. امروزه‌ به گونه‌هاي مطايبه، فكاهه، لطيفه و شوخي در مجموع طنز گفته مي‌شود. اما اين كتاب مي‌خواهد بگويد كه طنز شاخه‌اي از ادبيات است كه جديت دارد. امروزه طنز را در مقابل جد قرار مي‌دهند، در حالي كه طنز جديت هم دارد. در ميان آثار بزرگان ادبيات ما كه زياد به طنزپردازي مشهور نيستند، خصوصاً مولانا، عطار، سنايي نمونه‌هاي بسيار خوبي از طنز ديده مي‌شود كه با تعاريف رايج طنز در دوران اخير تفاوت ماهوي دارد.
احساس شخصي من اين است كه در مورد غزل‌هاي سعدي به مانند غزل‌هاي حافظ كنكاش نشده است. در غزل‌هاي سعدي موارد بسيار خوبي از طنز وجود دارد كه كمتر به آن پرداخته شده است همچنين به صورت مستقل و مجلد كاري در اين زمينه انجام نشده است.
از سوي ديگر به نظر من طنز اعتراض نيست، شايد طنز سياسي اين‌گونه باشد. طنز بيشتر نشان دادن و تذكر دادن است. انسان ميان رفتار و گفتارش ميان ادعا و عمل داراي تناقض‌هايي است كه اين تناقض‌ها را سعي مي‌كند پنهان كند. طنزپرداز سعي مي‌كند اين پرده فريب را كنار بزند. مي‌خواهد وضعيت موجود را با آن وضعيتي كه فرد يا افراد ادعا مي‌كنند به تصوير بكشاند.
زبان سعدي بسيار به زبان امروز نزديك است. سعدي با زباني حرف مي‌زند كه تا به امروز زنده است و مي‌توان گفت ما امروز به زباني كه سعدي به كار برده سخن مي‌گوييم. نكته‌اي كه ديده شده اين است، كساني كه درباره طنز در آثار سعدي به تحليل پرداخته‌اند، چون به درستي متوجه طنزهاي او نشده‌اند، ايرادهاي غير معقول از او گرفته‌اند.
مي‌گويند سخن او يك شيوه تسليم پذيري است، در حالي كه اين شيوه سخن و حكايت گفتن سعدي، حاكم را به سخره گرفتن است و حكايت از استبداد و سلطه خود محوري اوست. سعدي معتقد است رابطه‌اي كه بين عاشق و معشوق برقرار است با رابطه حاكم و زيردستان بسيار فرق مي‌كند. سعدي اين نگاه را به سخره گرفته است كه حاكمان فكر مي‌كنند كه زيردستان عاشق آنها هستند و آنها درجايگاه معشوق قرار دارند و هر نازي كه آنها كنند زيردستان بايد خريدارش باشند. سعدي مي‌گويد نگاه عاشق- معشوق نبايد تسري پيدا كند به رابطه حاكمان و مردم، زيرا رابطه حاكم و مردم بايد براساس منطق باشد.
نقل از سايت «سوره مهر» با اندكي تلخيص
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار