کد خبر: 454659
تاریخ انتشار: ۲۸ آبان ۱۳۹۰ - ۱۵:۰۳
 اما در صحنه عمل، نگاه گزينشي و يك بام و دو هوا به زودي اين صلاحيت را به چالش مي‌طلبد. ايران و عربستان را كه به ظاهر رفتار هر دو خاستگاه اسلامي دارد، بنگريد. عربستان مركز و وطن تروريست‌هايي است كه طبق ادعاي امريكايي‌ها، برج‌هاي دوقلو را در نيويورك منفجر كردند. در عربستان زن در حد يك حيوان تلقي مي‌شود و مسئله‌اي به نام مشاركت و انتخابات به مثابه افسانه است. امريكا به صورت دقيق مي‌داند كه پول و اسلحه عربستان در افغانستان، پاكستان، سوريه و لبنان و يمن چه مي‌كند. آيا تاكنون كسي شنيده است كه مسئولين امريكايي يا اروپايي، عربستان را ناقض حقوق بشر و حامي تروريسم بدانند؟ آيا تاكنون قطعنامه‌اي عليه عربستان صادر شده است كه چرا حقوق زن و دموكراسي در اين كشور رعايت نمي‌شود؟ با اين مقدمه با چه معادله‌اي مي‌توان رويارويي ايران و غرب را تبيين و توجيه كرد؟ رويارويي ايران و امريكا از همان زمستان ۱۳۵۷ شروع شد، فروردين ۵۹ تحريم شديم، ارديبهشت ۱۳۵۹ به طبس حمله شد، تيرماه ۱۳۵۹ كودتاي نوژه طراحي شد و ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ جنگ هشت ساله تحميل شد. آيا ما در سال اول انقلاب به دنبال انرژي يا به تعبير آنان به دنبال سلاح هسته‌اي بوديم؟ آيا آن روز از تروريسم حمايت كرده بوديم (مثلاً از حزب‌الله و حماس كه امريكايي‌ها آنان را تروريسم مي‌نامند حمايت كرديم؟). آيا حقوق بشر در ايران رعايت نشده بود؟ خير! در آن سال‌ها همه گروه‌هاي كمونيست و ماركسيست و مائوئيست و التقاط نيز در ايران آزاد بودند. بنابراين دو دليل عمده‌اي كه در بالا آورده شد (مثال عربستان و رويارويي از بدو پيروزي انقلاب اسلامي) نشان مي‌دهد كه بزرگ‌ترين ساده‌انديشي آن است كه احساس كنيم با پايين كشيدن فتيله مسئله هسته‌اي و حتي رها كردن حمايت رسانه‌اي و معنوي از حماس و حزب‌الله و جهاد اسلامي، مسئله ما و غرب حل مي‌شود.
تقابل امروز ما با غرب يك تقابل بنيادين است كه ريشه در دو دستگاه معرفت‌شناسي متفاوت دارد. عينك‌هايي كه خدا، جهان و انسان، يعني كل هستي را به صورت متفاوت مي‌بينند و اين دو نگاه به صورت ذاتي منافع همديگر را تهديد مي‌كنند. اگر مسئله را در اين سطح تحليل نماييم اينجا ديگر ما مدافع و آنان مهاجم نيستند، همانگونه كه ما به مباني و آرمان‌هاي آنان حمله مي‌كنيم، آنان نيز اينگونه‌اند. اصولاً انقلاب اسلامي براي اين چالش‌خواني به وجود آمده است. فراموش نكرده‌ايم كه امام راحل مي‌فرمود: «ما در صدد خشكانيدن ريشه‌هاي فاسد سرمايه‌داري، كمونيسم و صهيونيسم در جهان هستيم.» و بر مبناي همين رويارويي ذاتي است كه امام راحل مي‌فرمود:‌ ما چه بخواهيم و چه نخواهيم استكبار و صهيونيست‌ها در تعقيبمان خواهند بود تا حيثيت مكتبي‌مان را لكه‌دار نمايند. بنابراين اگر قرار است آنان در هر صورت ما را تعقيب نمايند چه لزومي دارد كه ما در موضع دفاع و صرفاً حافظ سنگرهاي خود باشيم. به همين دليل امام مي‌فرمود: « اسلام سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد»، چرا كه خود را در موضع هجوم مي‌ديد و باز مي‌فرمود: «چه جنگ باشد و چه نباشد بزرگ‌ترين ساده‌انديشي اين است كه گمان كنيم جهانخواران ما را رها خواهند كرد».
همانگونه كه امام (ره) پيش بيني كرده بود. امروز ۲۳ سال از خاتمه جنگ مي‌گذرد و نه تنها جهانخواران ما را رها نكرده‌اند كه به دنبال فتح سنگرهاي جديدتري از ما بوده‌اند. البته ما نيز جبهه منطقه‌اي و مردمي و بين‌المللي خود را گسترش داده‌ايم و تندشدن عصبانيت آنان از كار آمدي و عمق‌يابي مباني ماست. بنابراين لازم است كه نخبگان سياسي و علمي– فرهنگي و اجتماعي ايران عزيز نهضتي را به راه‌ اندازند و براي مردم ايران و جهان يك بار ديگر اين تقابل مبنايي را ترسيم نمايند كه‌ مسئله هسته‌اي و ... فقط صورت تقابل است و سيرت آن هويت و ماهيت حقيقي انقلاب اسلامي است كه جهانخواران چپ و راست را به چالش كشيده است و امروز دوران افول ۴۰۰ ساله غرب فرا رسيده است.
امروز زايمان در جهان اسلام و غرب به صورت همزمان شروع شده است و بحمدالله ايدئولوژي انقلاب اسلامي اين مامايي را انجام مي‌دهد. مسئله هسته‌اي دستگيره‌اي براي عرفي‌‌سازي و هنجارسازي تقابل است، چرا كه آنان نمي‌توانند به صورت مستقيم در مقابل خواسته ملتي كه اراده كرده است مستقل زندگي كند بايستند. اين تقابل كه با فهم درون ديني ما تقابل حق و باطل است، از آدم تا ختم زندگي وجود دارد و به تعبير امام راحل تا كفر و شرك هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم. امام مي‌فرمود در اين مبارزه كساني تا آخر با ما هستند كه درد محرومين و مستضعفين را چشيده باشند.بنابراين امروز انقلاب اسلامي مشغول همان مبارزه‌اي است كه از بدو پيروزي انقلاب اسلامي شروع شده، هيچ چيز تغيير نكرده است و مسئله‌اي جديد رخ نداده است. اگر پرونده هسته‌اي را به صورت كامل پاره كنيم مشكل ما و غرب حل خواهد شد؟ قطعاً آرمان غرب و صهيونيسم نبود نظام جمهوري اسلامي است. هر آنچه غير آن بهانه مي‌كنند، پرسه زدن در حاشيه براي پيدا كردن زمان حضور در متن است، بنابراين پاياني براي مبارزه متصور نخواهد بود. اين مأموريت الهي پس از ۴۰۰ سال بدمستي غرب به انقلاب ما سپرده شده است تا خدا را سر جاي خود و بنده را سر جاي خود نشانيم و تحريف در فلسفه حيات، زندگي و تاريخ را جبران نماييم. مسئله هسته‌اي يكي از رزمگاهاي عيني اين مبارزه است. ما نبايد سطح مبارزه را تنزل يافته ببينيم يا آن را تنزل يافته بخواهيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار