
وزارت آموزش و پرورش، یک سال و نیم پیش برای تأسيس دانشگاهی به نام «دانشگاه پیامبر اعظم»(ص) کلی هزینه کرد. هدف از راهاندازی این دانشگاه، تربیت فرهنگیان و نیروی متخصص نظام تعلیم و تربیت کشور بود. در حقیقت، تأسیس این دانشگاه، پایانی بود بر حیات مراکز تربیت معلم.
هنوز یکسال بیشتر از راهاندازی دانشگاه پیامبر اعظم (ص) نگذشته است که وزارت آموزش و پرورش، فعالیت آن را متوقف و دانشگاه جدیدی را به نام دانشگاه فرهنگیان تأسیس کرده است! این اقدام، مخالفت بسیاری از کارشناسان آموزشی و نمایندگان مجلس را در پی داشته است. اما به نظرم، مخالفان اشتباه میکنند چون:
۱- اصولاً تعطیل کردن زود به زود مراکز علمی و دانشگاهها و تأسیس دانشگاههای جدید، سبب تحولات عمیق و پیشرفتهای بسیار خواهد بود. همین دانشگاه تهران خودمان، برای متحول شدن باید تعطیل شود و دانشگاهی دیگر به جایش بیاید. بعد، دانشگاه جدید هم زود تعطیل شود و یک دانشگاه تازه باز شود. اصلاً هیجان موجود در این باز و بسته کردن، خودش یک پیشرفت است!
۲- دانشگاه هم مثل لباس است و زود به زود باید نو و جدیدش را بخریم! با این تفاوت که هزینه خریدن لباس مثل هزینه راهاندازی دانشگاه، میلیاردی نیست. تفاوت دیگر اینکه، برای خریدن لباس، خیلی زیاد زمان صرف کنیم ۳ یا ۴ ساعت است، اما برای ساختن و راهاندازی یک دانشگاه، صرف یک سال زمان، روی شاخش است.
۳- من هم اگر مسئول بودم و مبالغ زیادی به عنوان اعتبار زیر دستم بود همین کار را میکردم. بالاخره این پول باید خرج شود دیگر! امروز یک دانشگاه تأسیس میکردم. شب میخوابیدم فردایش که بیدار میشدم میگفتم: «از این دانشگاه خَشَم نَوَیاد! یَکی دِیه بَسازید»!
البته لهجه برخی مدیران طور دیگری است: «میدونین... من از این دانشگاه خوشم نمیاد... یه جوریه... حس خوبی بهش ندارم... یکی دیگشو بسازین». بعد وقتی دستورم اجرا میشد ژست میگرفتم وکلی ذوق میکردم که این همه حرفم برو دارد.
۴- احتمالاً این دسته از مدیران، دانشگاهها را با پنجشنبههای مدارس یکی گرفتهاند و فکر کردهاند چون پنجشنبههای مدارس را تعطیل کردهاند باید این دانشگاه را هم بالکل تعطیل کنند! تعطیلی واقعاً شیرینه! بعدش هم از ذوق سرشار شدهاند و خواندهاند: «فیتیله، این دانشگاه تعطیله!»
۵- آخرش این سَرَک، سر ما را به باد میدهد!