
اين موضوع سبب شده است تا اتاقهاي فكر صهيوني در مراكز مهم تصميمسازي و تصميم گيري غرب، تنها راه چاره مهار خيزشهاي اسلامي منطقه را در حذف شاخصه ضد صهيونيستي بدانند و از اين طريق پروژه مصادره از طريق تغيير شاخصها را دنبال كنند.
طي چند هفته گذشته، طرح صهيونيستي «تشكيل كشور مستقل فلسطين» يكي از مهمترين سوژههاي خبري رسانههاي بين المللي بوده است. اين طرح كه بنا بر شواهد موجود، استراتژيستهاي نومحافظه كار موسسه «امريكن اينترپرايز» آن را نوشتهاند ، بنا بر دلايلي چند كه مورد اشاره قرار ميگيرد، در راستاي مهار خيزش اسلامي منطقه و مصادره انقلابهاي اسلامي خاورميانه و شمال آفريقا قابل ارزيابي است:
۱- سناريوي به رسمیت شناخته شدن کشور مستقل فلسطینی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در طول چند هفته اخير، با هدايت جريان رسانهاي وابسته به صهونيستها سعي داشته است چنين وانمود كند كه بيش از ۱۳۰ كشور جهان، از جمله دولتهاي عربي و مسلمان! طرفدار اين طرح و تنها امريكا و اسرائيل مخالف آن هستند. اما واقعيت اين است كه موضوع ادعايي و تشكيل كشور مستقل فلسطيني، تنها ظاهر قضيه و به عبارتي روي صحنه طرح مذكور است و در پشت صحنه، رژيم صهيونيستي و امريكا كه نويسندگان اين طرح هستند، با نقشآفريني مهرههاي خوشخدمتي چون آل سعود و «محمود عباس»- ابومازن- به دنبال انهدام و محو فلسطين از جغرافياي سياسي و ايدئولوژيكي كشورهاي مسلمان هستند.
واقعيت اين است كه طرح دو دولت در فلسطين و عضويت دولت فلسطيني در سازمان ملل متحد، در شرایط کنونی به تشکیل کشور فلسطینی منتهی نخواهد شد، زيرا پیش از این، بارها در قطعنامههای مختلفی به موضوع کشور فلسطینی اشاره شده، اما این کشور به دليل مخالفت اسرائيل و ايالات متحده ایجاد نشده است. از سوي ديگر، نکته خطرناکتر تفسیر این طرح، آن است كه در صورت تشکیل فلسطین در مرزهای ۱۹۶۷ و چنانچه این طرح بدون هیچگونه توافق درباره سرزمینهای سال ۱۹۴۸ صورت گیرد، عملاً ۷۸ درصد از خاك فلسطين را براي هميشه به رژيم صهيونيستي تقديم ميكند و در خوشبينانهترين حالت، كشوري با تنها ۲۲ درصد از کل سرزمین فلسطین تشكيل ميشود.
۲- اگر طي چند هفته اخير، تغيير ظاهري و به عبارت بهتر رياكارانه مواضع برخي دوستان و همپيمانان ايالات متحده و رژيم صهيونيستي را در حمايت از طرح به اصطلاح «تشكيل كشور مستقل فلسطين» دنبال نماييم، به نكاتي قابل تامل بر ميخوريم. به عنوان مثال، شاهزاده «ترکی الفیصل» سفیر و رئیس اسبق سازمان اطلاعاتی عربستان و يكي از عناصر سعودي در استخدام موسسه «آمريكن اينترپرايز»، در اقدامي ظاهري و رياكارانه به امریکا هشدار میدهد که مخالفتهای این کشور با تلاشهای مقامات فلسطینی! درسازمان ملل موجب خواهد شد که پادشاهی عربستان سعودی در روابط خود با امریکا تجدید نظر کند.
همچنين رسانههاي وابسته به اردوگاه غرب نظير واشنگتن پست، نيويورك تايمز، نوول آبزرواتور، BBCو تفسير خبري CNN نيز همزمان با اين سخنان رياكارانه مقامات آل سعود، پروژه مشترك رسانهاي را دنبال كردهاند. به عنوان نمونه «ژان دانيل» مديرمسئول و سردبير نشريه هفتگي فرانسوي Nouvel Observateur، شخصي كه طي افزون بر ۴۰ سال نويسندگي و فعاليتهاي مطبوعاتي خود، هيچگاه قلم عليه اسرائيل و صهيونيستها به دست نگرفته است و به دليل مدافع سينهچاك بودن براي رژيم اشغالگر قدس، در فضاي رسانهاي به «سگ جنگي اسرائيل» مشهور است در مقالهاي در اين هفته نامه مشهور و پرتيراژ مينويسد: «مخالفت امريكا و اسرائيل با طرح تشكيل دولت مستقل فلسطيني نشانه شيادي، تزوير و فريبكاري آنهاست!»
مواضع فوق كه بدان اشاره شد به خوبي نشان ميدهد كه سناريوي طرح موسوم به «تشكيل كشور مستقل فلسطين» توسط چه كساني نوشته شده و به اجرا درآمده است. همانطور كه مقام معظم رهبري فرموده اند هدف از اين طرحها، پديد آوردن دو دلي در فلسطينيان و به طمع انداختن افراد بيايمان و دنيا طلبِ آنان و زمينگير كردن حركت مقاومت اسلامي بوده است و بس و پادزهر همه اين بازيهاي خيانتآميز تاكنون، روحيه مقاومت در گروههاي اسلامي و ملت فلسطين بوده است.
۳- خوشبختانه بهرغم سكوت تلخ و مواضع ضعيف و كمرنگ دستگاه ديپلماسي كشور در خصوص طرح صهيونيستي «تشكيل كشور مستقل فلسطيني»، مواضع محكم و روشن رهبر بصير انقلاب اسلامي در اجلاس پنجم «حمايت از انتفاضه مردم فلسطين» و تاكيد بر اين نكته راهبردي كه « فلسطين، فلسطينِ «از نهر تا بحر» است، نه حتي يك وجب كمتر»، فضاي بحث و موضع رسمي نظام جمهوري اسلامي پيرامون موضوع فلسطين را خصوصاً براي آن دسته از ديپلماتهايي كه تاكنون ساز همراهي و يا نهايتاً خاموشي با طرح «تشكيل كشور مستقل فلسطين» را مينواختند، روشن كرد.
پس از مواضع محكم و روشن آقا در خصوص موضع جمهوري اسلامي پيرامون طرح رياكارانه غرب، رسانههاي غربي كوشيدند تا اينگونه وانمود كنند كه ايران مخالف تشكيل دولت فلسطين است. در اين خصوص بايد گفت جمهوري اسلامي ايران، به گواهي رهبران منتخب فلسطيني، همواره حامی تشکیل دولت فلسطینی بوده و به هیچ وجه مخالف تشکیل دولت مستقل يا کشور فلسطین نیست. آنچه ايران با آن مخالف است، واگذاری اراضی فلسطینی به اسرائیل و واگذاری سرزمینهای سال ۱۹۶۷ است که در صورت عملياتي شدن، تنها ۲۲ درصد از کل سرزمین فلسطین را تشکیل میدهد و همانطور كه رهبر معظم انقلاب نيز فرمودند: «هر طرحي كه بخواهد فلسطين را تقسيم كند، يكسره مردود است. طرح دو دولت كه لباس حق به جانبِ پذيرش دولت فلسطين به عضويت سازمان ملل را بر آن پوشاندهاند، چيزي جز تن دادن به خواسته صهيونيستها يعني پذيرش دولت صهيونيستي در سرزمين فلسطين نيست. »
۴- بازتاب بينالمللي سخنان حضرت آيت الله خامنهاي در كشورهاي مختلف، به خصوص در كشورهاي اسلامي و فلسطين نشان داد كه يكبار ديگر نقشه شوم غرب كه سعي داشت با نقاشي تصويري ظاهري به نام فلسطين، فلسطين را از جغرافياي سياسي جهان محو كند، نقش بر آب شده است. سخنان «خالد مشعل» رئیس دفتر سیاسی حماس در حاشیه پنجمین دوره اجلاس حمایت از انتفاضه فلسطین در تهران خود تاييدي بر اين مدعاست. وي با اشاره به جمله كليدي رهبر معظم انقلاب در خصوص موضوع فلسطين و «از بحر تا نهر، نه یک وجب کمتر» گفت: «ایران نشان داده است که یکی از پایگاههای مهم حمایت از مردم فلسطین است و پیشنهاد رهبر و سید ما خامنهای همان آرمان عدالتخواه فلسطین است ... این در واقع همان آرمان اصلی فلسطینیان است که سالهای زیادی است که ما رنج مقاومت را به خاطر آن تحمل کردهایم و برای آن از جان و مال خود گذشتهایم.»
۱۵ سال پيش، استراتژيستهاي نومحافظه كار موسسه «آمريكن اينترپرايز» نظير «ديك چني»، «دونالد رامسفلد»، «اليوت آبرامز» و «جان بولتون» طرحي «پروژهاي براي قرن امريكايي جديد» موسوم به PNAC را تدوين كرده بودند كه قرار بود در قرن بيست و يكم، امپراتوري امريكا را جهاني كند.
خوشبختانه قرن بيست و يكم، برخلاف آنچه اتاقهاي فكر صهيوني در ايالات متحده در پي آن بودند، نه تنها با تلاشهاي نافرجام، سياسي، اقتصادي و حتي نظامي امريكا، به قرن امريكايي جديد تبديل نشده است، بلكه به گفته خود نظريهپردازان امريكايي، با چرخشي ۱۸۰ درجهاي به «قرن خميني» تبديل شده است. اين موضوع و اين تعبير ديگر يك شعار صرف سياسي نيست. تحولات اخير در خاورميانه بزرگ اسلامي و شمال آفريقا و چشمانداز قيام اعتراضي شهروندان اروپايي و امريكايي، حقيقتي است كه گذشت زمان ابعاد گستردهتري از آن را مشخص ميسازد.