
ايزد مهرآفرين | انيميشن كوتاه «نوازنده» به كارگرداني كيانوش عابدي چندي پيش جايزه فيلم اول هفتمين جشنواره پويانمايي تهران و تنديس طلايي اين جشنواره را به خاطر فيلمنامهاي جذاب و روان و فضا سازياي چشم نواز از آن خود كرد. كيانوش عابدي كارگردان جوان اصفهاني علاوه بر اين، برنده جايزه جشنواره فجر(1388)، برنده جايزه جشنواره رشد، (????) و همچنين نامزد بهترين پويانمايي در جشنواره كودك همدان، (????)، (نامزد بهترين انيميت در جشنواره جشن خانه سينما، (????) شده است. به گفته عابدي، اين انيميشن به صورت ساده بيان شده و تكنيك آن به گونهاي است كه با وجود اينكه طراحيها به صورت سه بعدي است، ولي سه بعدي بودن آن نمودي ندارد. موسيقي به سرعت در ذهن ميماند و طراحي فضا و كاراكترها دلچسب است. يكي از ايراداتي كه به انيميشن ايران وارد است توليد بيش از حد كارهاي جشنوارهاي است. خيلي ازآثار انيماتورهاي ايراني درفستيوالهاي مختلف جهاني حضور پيدا ميكنند و جوايز معتبري هم ازآن خود ميكنند. اما در واقع هيچ خبري از اكران و نمايش اين آثار در داخل كشور نيست و مخاطب عام اين انيميشنها را هيچ وقت نميبيند. تحليل و نظر شما به عنوان كسي كه تجربه حضور و برگزيده شدن در چنين فستيوالهايي را داشتهايد، چيست؟ اين دو سؤال است و دو جواب هم دارد. اول اينكه چرا كارهاي جشنوارهاي ما موفق است و در سطح دنيا هم بيشتر ديده ميشود. اين يك جواب قديمي دارد كه در نوع خود هنوز تازگي دارد. آن هم اين است كه براي توليد آثار بزرگ و سينمايي انيميشن سرمايههاي بزرگ و كلاني احتياج است و متأسفانه انيميشن ما از نظر مالي هميشه مشكل دارد و حتي در پروژههاي مختلفي كه با حمايت ارگانهاي دولتي هم ساخته ميشود انيماتور و گروه سازنده با كمبود مالي دست و پنجه نرم ميكنند. اما ساخت كار كوتاه دلي است. يعني يك كارگردان با چند عوامل و انيماتور دور هم جمع ميشوند و معمولاً با هزينهاي شخصي كاري را ميسازنند كه در آن قدرت و تكنيك شان را نشان دهند. كيفيت انيميشنهاي جشنوارهاي بيشتر است چون انيماتور وقت بيشتري ميگذارد و هم در تكنيك و هم در محتوا آزادانهتر عمل ميكند. در كارهاي سريال و سينمايي چون بودجه لازم موجود نيست كه اين همه وقت بگذارند طبيعتاً كيفيت كار افت پيدا ميكند. انيميشن خانواده كوچكي دارد. اكثر بچههايي كه من ميشناسم در كنار سريال و فيلمهاي بلند، فيلم كوتاه هم ميسازند. خودم تا به حال بيش از 10 سريال ساختم و هميشه به موازات اين كارها ساخت انيميشنهاي كوتاه را هم ادامه دادم براي اينكه نشان بدهم قدرت و تكنيكم در چه حدي است. بخش دوم سؤالتان اينكه چرا كارهاي جشنوارهاي در داخل ديده نميشود اين هم جواب تكراري دارد. عدم مديريت و نداشتن يك سياست مشخص در حوزه انيميشن علت آن است. بهترين جا براي نمايش و پخش اين آثار، تلويزيون است ولي متأسفانه هنوز در تلويزيون «باكسي» وجود ندارد كه بخواهد اين آثار را پخش كند. با وجود اينكه خيلي از اين فيلمها مثل كارهايي كه در كانون پرورش فكري كودكان ساخته شده، كار كودك است ولي برنامه ريزي و سازو كاري در اين خصوص نه از طرف مديران انيميشن وجود دارد نه از طرف تلويزيون.
مراكز مختلفي مثل مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و مركز صبا وجود دارد كه انيميشن توليد ميكنند ولي در واقع هيچ كدام از اين مراكز نتوانسته قدرت و برنامهريزي مشخصي براي انيميشن داشته باشد. صبا هم كه متولي اصلي انيميشن است تا به امروز نتوانسته آن چنان كه بايد و شايد در فضاي انيميشن ايران تاثيرگذار باشد. به نظر شما چرا وضعيت انيميشن ايران با وجود اين همه مركز توليد كننده مطلوب نيست؟ در واقع وقتي نزديك به 15 سال پيش مركز صبا درون تلويزيون شكل گرفت. مأموريت و سياستش هم اين بود كه به عنوان نهادي باشد براي توليد و پيشرفت انيميشن كه ديگر شبكهها سليقهاي و مجزا كار توليد نكنند. ولي گذشت زمان نشان داد كه صبا نتوانست در اين سياست گذاري موفق باشد. كما اينكه الان يكي دو سالي است كه صحبت از حذف مركز صبا شنيده ميشود و ميخواهند سريالهاي انيميشن را در شبكه دو (شبكه كودك) تعريف كنند. به نظرم اصلي ترين دليلش هم وجود همه اين مراكز ريز و درشت با سياستهاي خاص و متفاوت است. اگر انيميشن يك نهاد و مستقل و قوي داشته باشد بي شك موفقتر خواهد بود.
نقش دفاتر و كارگاههاي توليدي انيميشن را چطور ميبينيد؟اغلب اين دفاتر مقطعي كار توليد ميكنند چون پشتوانه مالي ضعيفي دارند.مثلاً كسي ميآيد و قرارداد يك پروژه را ميبندد و نيرو جمع ميكند و شروع به كار ميكند، حالا اين پروژه يك ساله تمام ميشود. وقتي اين كار تمام شد متأسفانه پشتش ديگر كاري نيست. تداوم در اين كارگاهها نيست به دليل اينكه وضعيت عرضه و تقاضا در انيميشن ايران درست نيست. به همين دليل انيماتورها هميشه مشكل مالي دارند.
در خبرها هم آمده بود كه از اول فروردين امسال 20 تا از اين شركتها تعطيل شدند. بله، درست است. متأسفانه با عوض شدن مديريت صبا كه معمولاً هرساله عوض ميشود بازهم قيمتهاي انيميشن را 15 درصد كم كردند و كار كردن در فضاي موجود ديگر فايدهاي ندارد. واقعيت اين است كه در اين سالها انيميشن از نظر قيمتي روبه رشد نبوده بلكه كاهش قيمت هم داشته است.
دليل اين كار چيست؟رك بگويم در اين 11 سالي كه كار انيميشن ميكنم هرسال مدير صبا عوض شده است. كساني كه در مديريت انيميشن هستند، اساساً از انيميشن چيزي نميدانند و تا ميخواهند بفهمند كه انيميشن چيست و چطوري ساخته ميشود، عوض ميشوند. چون بعضي از اين مديران فكر ميكنند انيميشن مثل خم رنگرزي است و كار را از آن طرف ميدهي به كامپيوتر و از اين طرف ميآيد بيرون.
فضاي انيميشن بلند ما چه زماني مثل انيميشن كوتاه ميشود؟وقتي اسم انيميشن بلند ميآيد وسط، دو نكته خيلي نمود پيدا ميكند. يكي برنامهريزي و مديريت و دومي سرمايه و بودجه. به جرأت ميتوانم بگويم اگر اينها باشند بچههاي هنرمند ما تواناييهاي زيادي دارند كه انيميشنهاي خيلي با كيفيتي بسازند.
آينده انيميشن ايران را چطور ميبينيد؟بستگي دارد كه خوشبينانه به قضيه نگاه كنيد با بدبينانه. روندي كه من ميبينم جالب نيست. انيميشن ايران به يك انقلاب احتياج دارد. بايد يك متولي بيايد و اين كار را انجام بدهد. كاري كه مثلاً چند سال پيش در هند شروع شد. هنديها با سرمايه داخلي و خارجي كارهايي را شروع كردند و امروز به يكي از قطبهاي توليد انيميشن تبديل شدند. اين انقلاب در خيلي از كشورها رخ داده است. البته خيلي هم بدبينانه است كه بگويم انيميشن ايران هيچ پيشرفتي نداشته، ولي ظرفيت و تواناييهاي انيميشن ما خيلي بيشتر از اين حرفهاست. انيميشن ما خيلي شبيه به فوتبالمان شده. هرسال ميگوييم از امسال، ولي كاري صورت نميگيرد. مثل فوتبال در انيميشن هم پول زياد است، ولي چون مديريت نيست پيشرفتي حاصل نميشود.
برسيم به كار خودتان. شما با انيميشن نوازنده موفقيتهاي زيادي به دست آورديد. كمي از چگونكي ساخت و تكنيك اين كار بگوييد. تكنيك كارتلفيق سه بعدي و دو بعدي است. يعني كاراكترها سه بعدي بودند با پينت دوبعدي. براي اينكه كاراكتر سه بعدي روي زمينه دو بعدي خوب شود خود زمينهها را هم با قلم فلزي كار كرديم كه به زمينه بچسبد و دو دست نباشد. نزديك به يك سال هم ساختش طول كشيد. داستان فيلم هم در مورد نوازنده است كه به آن چيري كه دارد، قانع نيست. اگر نوازنده را نمادي بگيريم براي معنويت و كسي كه معنويت را دارد راضي نيست و دنبال چيزي ديگري است و كسي هم كه ثروت و ماديت دارد به دنبال يك چيز معنوي است.
هزينه توليد اين كار چقدر شده است؟10 ميليون تومان. اين رقم كمي است ولي چون ما در كنار اين كار سريال براي صبا ميساختيم، توانستيم اين كار را توليد كنيم.
الان كاري در دست توليد داريد؟بله، سريال 52 قسمتي به نام زرد مشكي كه بر اساس رماني از عموزاده خليلي كه چاپ كانون است و براي بچههاست در دست دارم. 36 قسمت آن آماده شده و بقيه كار هم تا مهر به اتمام ميرسد و احتمالاً در زمستان پخش ميشود. يك كار كوتاه هم به اسم بيبازگشت در دست دارم.