حادثه روز جمعه 19 فروردین ماه پادگان اشرف در بغداد که به کشته و مجروح شدن تعدادی از منافقین انجامید، به اعتقاد برخی از کارشناسان سیاسی ترفند دیگری از سران نفاق بود تا به بهانه آن کشورهای غربی را برای پذیرش اعضای این گروهک درمانده و در حال تلاش متقاعد کنند، خصوصاً آنکه پس از حادثه و مصوبه دولت عراق مبنی بر اخراج منافقین تا پایان سال جاری میلادی، سران نفاق از نمایندگان سازمان ملل خواستهاند تا زمینه خروج آنها از عراق و رفتنشان را به یکی از کشورهای اروپایی یا امریکا فراهم کنند.مروری بر سرنوشت حقارتآمیز گروهک منافقین طی 30 سال مقابله با نظام اسلامی و مقایسه آن با سرنوشت دیگر گروهکها و جریاناتی که به ویژه در سالهای اخیر مقابله با نظام اسلامی را با حمایت بیگانگان راهبرد اصلی خود قرار دادند، بیانگر این واقعیت است که مقابلهکنندگان با نظام اسلامی سرنوشت مشترکی دارند خصوصاً آنکه اکنون برای جلب حمایت بیگانگان با هم رقابت دارند. در سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی آنگاه که منافقین با توهم «پایگاه اجتماعی» و با اتکا به «آرای» بنیصدر رئیس جمهور مخلوع راهبرد مقابله با نظام اسلامی را برگزیدند و وحشیانهترین اقدامات تروریستی را در کف خیابانهای تهران در روز سیام خرداد ماه سال 60 و پس از آن علیه مردم مسلمان ایران روا داشتند، امریکاییها و اروپاییها از همان زمان این گروهک را به عنوان یکی از گروههای «اپوزیسیون» اصلی برای مقابله با نظام اسلامی برگزیدند و طی سالهای اخیر با حمایتهای مختلف کوشیدند ظرفیت آنها را برای مقابله با نظام اسلامی حفظ کنند و نگهداری آنها در پادگان اشرف نیز با همین هدف و البته برای تثبیت موجودیت این گروهک بود.اما روند تحولات اخیر و به ویژه پس از حادثه 30 خرداد 88 که این بار در پوشش جنگ نرم و اقدامات دموکراسیخواهانه، غرب سرمایه خود را روی طیف جدیدی از فعالان ایرانی برای مقابله با نظام اسلامی متمرکز کرد، رقابت پنهانی میان طیفهای مختلف اپوزیسیون برای انتخاب به عنوان، «اپوزیسیون» مورد حمایت غرب وجود داشت اگر چه همراهی آنها در تمام فرازهای تحرکات سیاسی سالهای اخیر به ویژه حوادث روز عاشورای سال 88 یا 25 بهمن سال 89 کاملاً آشکار بود.هفته قبل از درگیری منافقین با ارتش عراق، منافقین با تشکیل همایشی در برلین و با دعوت از سیاستمداران اروپایی و امریکایی تلاش داشتند تا فضایی ایجاد کنند که وزارت خارجه امریکا منافقین را از فهرست موسوم به گروهکهای تروریستی خارج کند. در این همایش ژنرال شلتون از رؤسای پیشین ستاد مشترک نیروهای مسلح امریکا ضمن توصیه بر خروج منافقین از این فهرست، تأکید میکند که «یک جنبش مقاومت به رهبری سازمان منافقین باید جایگزین رژیم کنونی ایران شود.»اما برگزاری این همایش، نگرانی شدید عوامل فتنه سبز در لندن را برانگیخت، به گونهای که کدیور و اکبر گنجی از گردانندگان این فتنه در لندن با نگرانی از انتخاب این سازمان به عنوان اپوزیسیون مورد اعتماد امریکا به هراس افتاده و موضعگیری کردند. کدیور در تاریخ 15/1/90 در سایت جرس مینویسد: «هیلاری کلینتون با انتخاب دشواری در قبال ایران مواجه شده است، گروهی در میان ایرانیان خارج از کشور سعی کردهاند که کرسی جنبش دموکراسیخواهی ایران را به خود اختصاص دهند و این موجب نگرانی رهبران سبز شده است. نمونه چنین گروهی سازمان مجاهدین خلق است که توسط دولت امریکا به عنوان سازمان تروریستی شناخته میشود. این سازمان فاقد پایگاه سیاسی و با حمایت مردمی قابل اعتنا در داخل ایران است.» پس از این واکنش سران فتنه سبز در خارج از کشور نسبت به احتمال انتخاب منافقین به عنوان اپوزیسیون مورد اعتماد امریکا، سایت گویانیوز در مطلبی با اشاره به اقدامات و همراهی منافقین و عوامل فتنه در دو سال گذشته مینویسد: «آیا حضور مجاهدین خلق در عراق و حمایت آنان از صدام میتواند دلایل قانعکنندهای برای فقدان پایگاه سیاسی این سازمان در داخل ایران قلمداد شود، اگر چنین است آقای کدیور و احمد صدری و لابیگردانان جنبش سبز نیز باید به تدریج فاتحه جنبش سبز مورد نظرشان را بخوانند، چراکه عناصر «اتاق فکر» جنبش سبز و شورای هماهنگی راه سبز امید و بسیاری دیگر که خود را رهبر و نماینده این جنبش میپندارند بر سر سفره به زعم (امام) خمینی (ره) بدتر از صدام یعنی «شیطانبزرگ» نشستهاند و از حمایتهای مالی و معنوی «شیطان بزرگ و اقمارش» انگلیس و هلند برخوردار و ارتزاق مالی و معنوی میکنند.»طی هفتههای اخیر و پس از انعکاس پیام نوروزی اوباما خطاب به مردم ایران (؟!) در حمایت از فتنه سبز که به اذعان وال استریت ژورنال قویترین پشتیبانی وی از اپوزیسیون و جوانان ایرانی تا به امروز بود و سخنان بلر نخستوزیر پیشین انگلیس مبنی بر اینکه تغییر نظام ایران برای غرب هدفی فوقالعاده مهم و انقلابی است و مضاف بر آنها محکوم کردن اقدام دولت عراق توسط گیتس وزیر دفاع امریکا پس از حادثه پادگان اشرف، آنچه که بیش از گذشته ریشه اصلی نگرانی غرب و تمسک آنها به طنابهای پوسیده منافقین قدیم و جدید است، همانا اعتبار و صلابت نظام اسلامی است که به ویژه پس از گسترش تفکر انقلاب اسلامی در منطقه به کابوسی برای کشورهای نظام سلطه و پادوهای منطقهای آنها بدل شده است و به همین دلیل است که علاوه بر منافقین قدیم، منافقین جدید نیز به دریوزگی برای جلب حمایت بیشتر از بیگانگان دچار شدهاند.