بيستم فروردين سالروز فناوري هستهاي ملي است كه مقارن با سالروز قطع رابطه امريكا با ايران نيز ميباشد. به جرأت ميتوان گفت ماحصل اين روز از مسير قطع رابطهاي ميگذرد كه بيست و هشت سال قبل از آن اتفاق افتاد. بدون ترديد بايد گفت كه اگر دوري از امريكاي جهانخوار نبود، چنين هنري از دست و تفكر جوانان ايران ظهور و بروز نميكرد. روز بيست فروردين جلوهاي از جهاد علمي بود. اين روز مصداق و مظهر عمل مجاهدتآميز در راستاي شكوفايي زيرساختهاي علمي كشور محسوب ميشود.انرژي هستهاي بومي مصداق عملي توليد ثروت از دانش است و دقيقاً همين نقطه محل اتصال و هم پوشي جهاد علمي و جهاد اقتصادي است. به تعبير ديگر جهاد علمي مقدمه و پيشنياز جهاد اقتصادي است. جهاد اقتصادي آن نيست كه از ذخاير خدادادي زير زمين استخراج و ارتزاق كنيم، جهاد اقتصادي آن است كه از تفكر و دانش و نوآوري و خلاقيت و كارآفريني توليد ثروت كنيم. از عدم به هستي نائل شويم و با دانش ملي و بومي ثروت را توليد و درست مصرف كنيم. استقلال اقتصادي طبيعتاً از مسير تلاش جهادگونه اقتصادي حاصل ميشود. اگر پيمودن اين راه به صورت ميانبر باشد، قطعاً رنگ جهادگونه آن پررنگتر خواهد بود اما اگر توليد تفكر و عمل قبل از آن انجام نگرفته باشد جهاد اقتصادي در حوزههايي مثل صرفهجويي محصور خواهد شد و در همه ابعاد به تكامل نخواهد رسيد. نخبگان ملت با گذشت چهار سال از شروع چشمانداز بيست ساله كشور ثابت كردند كه شاخصهاي علمي پيشرفت را فراتر از زمان پيشبيني شده طي نمودهاند و در منطقه به رتبه اول توليد علم دست يافتهاند. ملت ايران يك درصد جمعيت جهان را شامل ميشود اما 11 درصد علم جهان را توليد ميكند. اما در حوزه اقتصادي اينگونه نيست. آسيب اين فرآيند در كجاست كه توليد علم كشور به توليد ثروت منتهي نميشود؟ بنابراين جهاد علمي ميتواند ضمن پيوند با جهاد اقتصادي الگوي آن نيز به حساب آيد. تجربه جهش علمي بايد به حوزه اقتصاد منتقل شود تا اين مهم نيز در قامت بلند ايران خودنمايي كند.امروزه ثروتمندترين كشورهاي جهان و پايدارترين اقتصادها در جوامعي رخ مينمايد كه توانستهاند بين توليد علم و توليد ثروت همخواني و همبستگي و همسويي برقرار كنند كه اگر غير از اين باشد رشد علمي در فضايي بدون نقشه جامع علمي اتفاق افتاده است و بروز خلاقيتها و ابداعات در آزمايشگاهها و ذهنها مغفول خواهد ماند. بنابراين در سال جهاد اقتصادي راهبردهايي مثل ارتباط دانشگاه و صنعت، ارتباطات تحقيقات صنعتي و توليدات استراتژيك بايد به صورت عميق و هدفمند برقرار شود. كارآفريني مهمترين بعد جهاد علمي است كه بدون پيوند با حوزه علم به تكامل توليد و تكاثر ثروت نخواهد رسيد.از نظر رواني – اجتماعي توليد علم يك ارزش مطلق در جامعه ايران محسوب ميشود، عالم محترم شمرده ميشود و قدر و منزلت وي قابل فهم و تكريم آن واجب است. اين ارزش بايد به حوزه اقتصاد نيز منتقل شود. از جهت رواني و ذهني توليدگر را محترم ميشماريم. اما اگر درآمد قابل توجهي به دست آورد، وي را مسئلهدار ميبينيم. اين نگرش بايد اصلاح شود تا جهاد اقتصادي نيز به عنوان يك مجاهدت قلمداد گردد. بنابراين فرهنگسازي نيز يكي از پيشنيازهاي جهاد اقتصادي است و بايد همزمان با جهاد اقتصادي تئوريزه و ترويج گردد. فرهنگ صرفهجويي، فرهنگ كارآفريني، فرهنگ توليد و... همگي با متدهاي علمي به دست ميآيد. بنابراين ميطلبد كه محور جهاد اقتصادي نيز مردان و زنان عرصه جهاد علمي باشد تا بتوانيم از دانش، ثروت توليد و با تنبلي ناشي از ارتزاق از ذخاير خدادادي مبارزه كنيم. براي ملموس شدن جهاد اقتصادي لازم است در چاههاي نفت قدري تنگتر شود و در يك فرآيند تدريجي بسته شود. در غير اين صورت، پيوند بين توليد علم و اقتصاد بومي اتفاق نيفتاده و دانش ما به محصول نرسيده است.