
ورود نیروهای اطلاعاتی انگلیس و امریکا به لیبی با هدف شناسایی هویت عناصر محوری جبهه مخالفان دولت قذافی و تعلل و تناقضهای مکرر مقامات امریکایی نشان میدهد که جهان غرب برای شناسایی فضای جدید در کشورهای شمال افریقا و خاورمیانه هیچ وقعی به مردم و مطالبات نمیگذارد. ورود نیروهای امارات و عربستان به بحرین به فاصله 48 ساعت پس از سفر وزیر دفاع امریکا به بحرین، کمک 90 میلیون دلاری امریکا به دولت انتقالی مصر و اعلام علی عبدالله صالح در یمن مبنی بر اینکه «امریکا با کنارهگیری من از قدرت مخالف است» نشان میدهد که امریکا دو شرط اساسی را برای همراهی یا مقابله با قیامهای مردمی در دستور کار قرار داده است. پیادهسازی این دو شرط زمانی برای امریکا تسهیل شد که قیامهای مردمی زمان بردار و حالت تدریجی به خود گرفت. دو شرط امریکاییها که براساس آن صحنه را مدیریت میکنند عبارتند از:
1- عدم ورود اسلامگرایان به قدرت پس از دولتهای فعلی 2- تضمین صادرات نفت و منافع غرب در فردای حوادث امروز.
امریکاییها در قضیه لیبی زمانی خواستار رفتن قذافی شدند که یک میلیون و یکصد هزار بشکه از صدور نفت لیبی متوقف شد، اما چون ماهیت انقلابیون برای امریکا مشخص نبود با فرستادن عناصر اطلاعاتی به بنغازی درصدد بر آمدند که آنچه قرار است جایگزین شود چیست؟
اکنون امریکاییها و انگلیسیها درصدد بررسی این موضوع هستند که آیا مخالفان قذافی اسلامگرا هستند؟ تا اگر اینگونه است با رایزنی پشت پرده و گرفتن قول نفت از قذافی با اتخاذ رویه بیطرفی، اجازه دهند تا نیروهای مسلح قذافی انقلابیون را سرکوب نمایند و در عین حال امریکاییها نیز به عنوان جریان بیطرف باقی بمانند. اما اگر جریان مخالف را اسلامگرا نیابند قطعاً به جایگزین قذافی فکر خواهند کرد.
در بحرین که حاضران در مراسمات اعتراضی نسبت به کل جمعیت کشور، نسبت به کشورهای دیگر بینظیر است، پس از مشخص شدن این موضوع که روحانیت شیعی رهبری مردم را به عهده دارند، با نیروی نظامی خارجی به مقابله با آن پرداختند تا هم نفت بحرین تضمین شود و سپاه پنجم دریایی امریکا در امان بماند و هم یک انقلاب دینی– شیعی در بحرین به وقوع نپیوندد. در یمن نیز امریکاییها به این نتیجه رسیدند که جریان مخالف جوهره دینی دارد بنابراین تظاهرات میلیونی مردم را به هیچ انگاشتند و پشت سر دیکتاتور قرار گرفتند. در مصر حجم حضور مردمی آنان را غافلگیر کرد اما طولانی شدن قیام باعث گردید تا امریکاییها با جابهجایی مهرهها از التهاب بکاهند و قیام مردمی را از انقلاب به اصلاحات تقلیل دهند و با جایگزینی نظامیان به جای مبارک، توقع برخورد مردمگرایانه را نیز از حاکمیت سلب کردند بنابراین در صورت سرکوب مردم در مصر همگان میپذیرند که از حکومت نظامی موقت توقعی جز این نمیرود. ورود هیلاری کلینتون به مصر و حضور نمادین در میدان التحریر و اعلام کمک 90 میلیون دلاری به دولت موقت نشان میدهد که امریکاییها از این روند راضی هستند. علاوه بر آن تغییرات قانون اساسی که با مشارکت بسیار پایین مردم مصر (18 میلیون از 45 میلیون نفر واجد شرایط) به تصویب رسید، توسط امریکاییها مدیریت شد تا اصلی درباره اسلام در آن گنجانده نشود و تغییر قانون اساسی حول محور کاهش مدت ریاست جمهوری خلاصه شد.
بنابراین قیامهای مردمی در جهان اسلام به روشهای مداخله نظامی، کمک مالی، جابهجایی مهرهها تاکنون توسط امریکاییها و غرب مدیریت شده است و هنوز در هیچ یک از کشورهای مذکور انقلاب به ماهو انقلاب رخ نداده است. اما نکتهای که امریکا و غرب بدان توجه ندارند،عریان شدن شعار دروغین دموکراسی و سیاست یک بام و دو هوا در برخورد با مردم است. نوع مواجهه امریکا و غرب با حوادث چند ماه گذشته خود عاملی است برای تولید احساسات ضد امریکایی در خاورمیانه و اثبات دروغین بودن مردم سالاری، بنابراین شرط امریکاییها امروز پیش نیاز هرگونه مطالبه در خاورمیانه است که قیامها نباید اسلامی باشد و منافع امریکا و غرب نباید مخدوش است با این دو شرط امریکاییها همراه و همسو میشوند.