
امام خمینی(ره) از بدو شکلگیری نهضت انقلابی مردم ایران در رهایی از غرب فرمودند: یکی از اضلاع سهگانه مطالبات انقلاب، نابودی اسرائیل است. سالهای بعد هر جایی فرصتی فراهم میشد امام امت بر این مهم اصرار میکردند که انقلابیون فراموش نکنند اهداف انقلاب اسلامی در سطح بینالمللی قابل پرداخت است و باید انقلاب را با تمام آرمانهای بلندش به اقصی نقاط جهان و نه تنها در بین مسلمانان که در میان تمامی اقشار آزادگان جهان منتشر کرد.
با همین حرکتها و رویشهای جدید در نهضت صدور انقلاب و بیداری اسلامی بود که عدهای اندک اندیش سیاسی همچون ابراهیم یزدی سالهای بعد کوشش کردند تا چنین القا کنند که ایده صدور انقلاب اسلامی یک ایده اصالتا چپ گرایانه است تا شاید به این وسیله از حریم امن دوستان غربیشان که دچار تنشهای روانی میشد دفاع کنند. با همه این خاک پاشیدنها بر چهره ماه و خورشید عاقبت ایده صدور انقلاب اسلامی جهانی شد و هم اکنون خاورمیانه را همچون نوزادی سوار بر گهوارهای سیار و شتابان به پیش میبرد. دراین مسیر اغلب کشورها و قدرتهایی که در خاورمیانه نقش ایفا میکنند تنها یک بیننده هستند و نقش چندانی را در رو بنا ایفا نمیکنند.
از سفرهای متعدد اروپاییها و مقامات امریکا به منطقه تا رایزنیهای فشرده مقامات رژیم اشغالگر قدس و حتی تهدید به حملات نظامی و تحریمهای جانکاه، هیچ یک توان ایستادن در برابر این رستاخیز بزرگ مدنی را ندارند. آنچه در خاورمیانه اتفاق افتاده است، شکلگیری یک جامعه مدنی پویای منطقهای است که هیچ دخالت خارجی را بر نمیتابد. نوعی از اتحاد و انسجام بیبدیل که غرب را سرگردان کرده و هرچه بیشتر نقش نرم افزاری و محتوایی جمهوری اسلامی را اولویت بخشیده است. مهمترین موضوعی که پیش روی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران درحال حاضر وجود دارد نحوه مدیریت فرآیندی و خاص این روند بسیار شتابان است. اگر در طول و عرض این حوادث مسئولان و نهادهای مردمی کشور بتوانند ایده انقلاب را با آموزههای بلند رهبری معظم انقلاب اسلامی و ایدههای اصیل امام خمینی وسعت ببخشند و به سر منزل مقصود هدایت کنند، بدون تردید آینده در منطقه بهمراتب بیشتر ازآنچه امروز وجود دارد نصیب جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
در حال حاضر سرعت عمل و دقت در برقراری ارتباط مؤثر با بخشهای زنده در جهان عرب باید بهعنوان یک اولویت در تمامی برنامهریزیهای کشور مورد توجه قرار بگیرد. پس از رویدادهای انتخاباتی سال 1388 ایران و امید بستن فراوان غرب به سقوط توهمی جمهوری اسلامی ایران، همزمان روییدن انقلاب اسلامی از اقصی نقاط خاورمیانه و افریقا نشان داد ایده جهانی حکومت اسلامی نه تنها قابل مهار نیست بلکه برخورد با این پدیده منجر به دامنهدار شدن هرچه بیشتر آن میشود.
شاید این عبارت درست باشد که آنقدر غرب و مشخصاً امریکاییها سرگرم جمهوری اسلامی شدند که همه منطقه را از دست دادند.
درچنین شرایطی توجه هر چه بیشتر به تحلیل بردن قوای دیپلماسی فلج و بیمار رژیم صهیونیستی از اهمیت و اولویت بسیار بالایی برخوردار است. درحال حاضر رژیم صهیونیستی کابوس فروپاشی را بهصورت ملموسی هر شب و هر روز تجربه میکند و تازه مسئولان اسرائیلی متوجه شدهاند که از بین رفتن این رژیم نه تنها یک آرمان توسعه طلبانه نبوده است، بلکه یک جبر تاریخی غیر قابل گریز به شمار میآید.
عاقلان در سرزمینهای اشغالی از هم اکنون بار سفر را بستهاند و به تابعیتهای اولیه خود باز میگردند. اینکه ادامه یافتن این روند حتی اگر منجر به روی کار آمدن دولتهای همراه با جمهوری اسلامی ایران نشود نیز محتمل است، اما نباید از این مهم چشم پوشید که تنها و تنها ادامه یافتن این شرایط میتواند اسرائیل را حداقل به وضعیت 40 سال قبل خود و به سر بردن در کانون بحرانهای منطقهای دچار کند. از سویی دیگر سرایت یافتن انقلابهای عربی به حوزه خلیج فارس از اهمیتی به مراتب بیشتر برخوردار است. به این دلیل که ماهیت و ضرورت وجود رژیم صهیونیستی تا حدود بسیار زیادی وابسته به امنیت نفت در خاورمیانه است، امنیتی که آبراههای مهم سوئز و تنگه هرمز بهشدت برآن اثر گذار خواهد بود.
کابوس گرانتر شدن نفت و افزایش شدید قیمت این کالای حیاتی از یکسو و همزمانی آن با دوران بیماری اقتصادی غرب موضوعی است که غربیها را وادار کرده است تا به هر قیمت ممکن به فکر مدیریت بحران در کشورهای عربی باشند. اینجاست که امریکاییها باید درک کنند ایران جزیره ثبات و نیرومند منطقهای است که نادیده انگاشتن نقش آن و ایراد فشار برآن با ابزارهای حقیری همچون اسرائیل تنها یک فانتزی تخیلی در سیاست خارجی است و برآیند مطلوبی را برآنان به همراه نخواهد داشت. مسیر تحولات خاورمیانه از ایران عبور میکند و این قدرت هژمون منطقهای است که تعیینکننده چهره بعدی خاورمیانه و کشورهای حوزه خلیج فارس است.