
شکست فاحش غرب در طراحی حوادث خیابانی در تهران که در روزهای 25 بهمن و اول اسفند بدان امید بسته بود باعث شد آنان با بازخوانی تحولات و تحرکات 18 ماه گذشته بدین نتیجه برسند که براندازی نظام جمهوری اسلامی فقط با راهبرد نظامی امکانپذیر است و رسانه رسمی دولت انگلیس بعد از اول اسفند صریحاً به این مسئله اشاره کرد. تغییر مستمر راهبردهای غرب در تقابل با انقلاب اسلامی تاکنون مراحل مختلفی را طی کرده است که تصمیم جدید را باید «دوران بازگشت» یا ارتجاع در راهبرد قلمداد کرد. راهبرد نظامی یا سخت حدفاصل سالهای 1358 تا 1365 در دستور کار قدرتهای غربی قرار داشت. راهبرد دوم راهبرد تغییر رفتار بود که با هدف همسو کردن جهتگیریهای نظام جمهوری اسلامی با اهداف غرب در جهان صورت گرفت. مقارن با حاکمیت تجدیدنظرطلبان «استحاله از درون» با محوریت «استحاله قانونی» در دستور قرار گرفت. بعد از سال 1384 و حاکمیت دولت اصولگرا «راهبرد مهار» در دستور کار قرار گرفت. در مرحله پنجم براندازی نرم از طریق سازماندهی شبکهای و مجازی به میدان آورده شده در روزهای اخیر که قیام ملتهای عربی جهان غرب را به سردرگمی مطلق واداشته است، به یک مطالبه احمقانه و جالب روی آوردند. در حالی که امریکا و همپیمانانش از جمله صهیونیستها نگران فروپاشی دولت مصر بودند، از دولت ایران میخواستند اجازه دهد مردم در تهران (بر اساس درخواست موسوی و کروبی) در حمایت از مردم مصر راهپیمایی نمایند. این مطالبه و مدعای مضحک همانقدر ریاگونه بود که مطالبه سران فتنه آلوده به حقهبازی و سوءاستفاده بود.
وقتی انگیزههای منافقین و فتنهگران در پرتو حماسههای مردمی رو به افول میرود، اتاقهای فکر غرب و فتنه در جستوجوی محمل و بستر دیگری میگردند، حتی اگر این بستر را پیدا نکنند، آن را میسازند. نمونه آن تغییر تاریخ تولد موسوی از اسفند به مهر بود تا بتوانند به بهانه آن عکسی از درون دانشگاههای ایران روی فیسبوک و... بگذارند. قیام مردم مصر بستر دیگری بود تا انگیزه فتنهگران که بین دم خروس که حمایت سران فتنه از طرح سازش در فلسطین بود و قسم حضرت عباس که حمایت از قیام مردم مصر بود، گیر نمایند و در این نمایشنامه تاریک و روشن مورد سوءاستفاده مجدد غرب و صهیونیستها قرار گیرد. ورژن دوم بسترسازی جدید برای گرامیداشت دو دانشجویی بود که خود کشته بودند و خود به دنبال سوءاستفاده از هفتمین روز عروج آنان علیه نظام بودند. عصر روز اول اسفند به خیابانهای میانی تهران رفته بودم، گویی گوش ملت ایران به خاطر تکرار دروغها و سرکاریها پر شده بود. ترافیک عصرگاهی سبکتر از ترافیک ظهر بود و هیجان بند آمده دشمن به جای تبدیل شدن به خنده، به خونریزی معده تبدیل شد. تغییر راهبرد دولت انگلیس به نظامیگری و اعتراف BBC به اینکه عصر روز اول اسفند در تهران خبری نبودنشان از ناامیدی نهایی غرب از سران فتنه دارد. موسوی و کروبی امروز نقش استفراغ را برای غرب دارد و قطعاً آنچه استفراغ شد مجدد خورده نمیشود. تصور امریکاییها مبنی بر اینکه تلافی قاهره و منامه را در تهران باید درآورد به خوابی رؤیاناشدنی تبدیل شد. یکی از اعضای انجمن به اصطلاح اسلامی دانشگاه صنعت نفت آباده قبل از 25 بهمن گفته بود: اگر نتوانستیم در کف خیابانها عکس و فیلم تهیه کنیم، این کار را در یک اتاق انجام میدهیم. بنابراین فرجههای پیشبینی شده رسانههای غربی برای پخش تصاویر و فیلمهای خیابانهای تهران خالی ماند و مجبور گردیدند از تصاویر آرشیوی استفاده کنند و همه جهانیان دیدند که تصاویر پخش شده درباره 25 بهمن و زمستان تهران،با پیراهن آستین کوتاه و تیشرت بود، بنابراین از حوادث گذشته تنها دستاوردی که نصیب غرب شد، حصر خانگی سران فتنه بود. اتخاذ مجدد طرحهای نظامی توسط غرب به خاطر اوج شکنندگی گسترش انقلاب اسلامی است و بعید نیست که آنان این روش احمقانه را در دستور کار قرار دهند، زیرا از کنار یگان پنجم دریایی امریکا در بحرین و از مرکز شهر منامه نیم میلیون جمعیت حاضر صدا میزنند «لبیک یا حسین»، اکنون پایگاه دریایی امریکا در منامه خیمهگاه یزید است، اما تفکری که در میدان لؤلؤ میپیچید، عطر انقلاب اسلامی است. امروز اوج جنگ ارادهها و تدبیرهاست.