
در میان حوادث و تحولات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، حادثه روز 25 بهمنماه را میتوان به عنوان نقطه اوج هماهنگی سران داخلی فتنه با بیگانگان تلقی کرد، چراکه در این روز قدرتهای استکباری با هدایت عوامل جاسوسی خود برای صدور بیانیه درخواست تجمع و انتخاب زمان و مکان آن و پوشش گسترده رسانهای و پس از آن حمایت آشکار و علنی در قبل و بعد از تجمع میخواستند به زعم خود با مدلسازی حوادث در ایران، مسائل مصر و تونس را تحتالشعاع قرار دهند.
پس از اوجگیری نهضتهای انقلابی مردم مصر، تونس و. . . امریکاییها و صهیونیستها به شدت در منطقه دچار بحران و سردرگمی شده بودند. این نگرانی اگر چه از یک بعد معطوف به ناتوانی در حفظ عوامل دستنشانده در کشورهای منطقه بود، اما نگرانی اصلی آنها اوجگیری حرکتهای انقلابی بود که همگی آنها نشان از الگوگیری از انقلاب اسلامی ایران داشت و این امر و پیامدهای آن میتوانست بزرگترین تهدید برای منافع نظام سلطه باشد.
بر این اساس سران استکبار که در جلوگیری از روند فروپاشی نظامهای مصر و تونس ناکام مانده بودند، مهمترین تلاششان، مهار جهتگیریهای انقلابی و اسلامی در منطقه بود و از منظر آنها مهمترین گام مشغولسازی و درگیرسازی ایران اسلامی به عنوان نقطه کانونی تحولات منطقه و انحراف اذهان عمومی از مصر به سمت ایران بود، به همین دلیل و به رغم وجود مستندات اطلاعاتی، مواضع آشکار امریکاییها در حمایت قبل و بعد از این فتنه جای تردیدی بر این هماهنگی باقی نمیگذارد.
پس از فراخوان سخنگوی کاخ سفید در آستانه 25 بهمن و پوشش گسترده تبلیغاتی شبکههای مختلف قدرتهای استکباری (بیبیسی، سیانان و...) در حالیکه هنوز معدود مزدوران فتنه در کوچه پسکوچههای غرب تهران در حال فرار بودند، کلینتون وزیر خارجه امریکا در شام روز 25 بهمن پشت دوربین خبرنگاران قرار گرفته و حمایت امریکا را از آرمانهای آنها اعلام کرده و میگوید:«آنچه ما امروز درایران شاهد هستیم، نشانه شجاعت مردم ایران است. »
رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان امریکا نیز بعد از تجمع محدود فتنهگران با صدور بیانیهای ضمن حمایت از آنها، اقدامات گذشته امریکا از فتنهگران را کافی ندانسته و تأکید میکند: یکی از راههایی که ما از طریق آن میتوانیم و باید از مردم ایران حمایت کنیم، این است که از تمام راهها و ابزار موجود برای تحریم ایران استفاده کنیم.
اما سخنان دانیل ایالون معاون وزیرخارجه رژیم صهیونیستی، ارتباط و اهداف سران استکبار با سران داخلی فتنه را بیشتر روشن میکند، آنگاه که میگوید: ما باید فرصتهای تاریخی ایران را در منطقه بسوزانیم.
در عرصه داخلی نیز به رغم اینکه سران فتنه با هدایت بیگانگان گام در این مسیر گذاشته و به زعم خود با انتخاب مناسبترین زمان برای تحتالشعاع قرار دادن حضور شکوهمند مردم ایران در صحنه در روز 22 بهمن که با فرار دیکتاتور مصر نیز همزمان بود، کوشیدند با دروغسازی برای کسب مجوز یا اینکه براساس قانون اساسی نیاز به کسب مجوز نیست یا اینکه اگر زیاد به خیابان میآییم کسی جرأت برخورد ندارد، فریبخوردگانی را به خیابانها بکشانند که البته در این عرصه ناکام ماندند، ولی همین فضای ایجاد شده سبب شد که دستگاه تبلیغاتی غرب بتواند از آن بهرهبرداری کند، به گونهای که از بعدازظهر روز 25 بهمن رسانههای استکبار کوشیدند با تشابهسازی حوادث تهران با مصر موضوع مصر را تحتالشعاع قرار دهند اما از تهران چون عکس و تصویری نداشتند و تجمع مهمی هم اتفاق نیفتاده بود به ناچار از تصاویر آرشیوی استفاده کردند.
اما به رغم ناکامی آنها در فراخوان مردم، با توجه به سرمایهگذاری قدرتهای استکباری، پدیده 25 بهمن حاوی درسهای مهمی نیز بود که میتوان به آنها اشاره کرد:
1- حادثه 25 بهمن نشان داد مدیریت فتنه بعد از انتخابات در دست دشمنان انقلاب اسلامی است و سران داخلی مزدوران شناخته شده امریکا و رژیم صهیونیستی هستند.
2- حادثه 25 بهمن نشان داد به رغم انتظار سران فتنه و عوامل داخلی، بدنه اجتماعی آنها به شدت ریزش کرده و پایگاه اجتماعی خود را از دست دادهاند.
3- حادثه 25 بهمن نشان داد بهرغم انتظار سران داخلی فتنه و حامیان آنها، منافع ملی، موفقیت ایران در منطقه، آسایش و آرامش جامعه و. . . برای آنها هیچ اهمیتی ندارد و تنها نکتهای که بررسی آنها مهم است، ارضای هواهای نفسانی خود و چهرههای پنهان حامیشان است تا بتوانند با قدرتنمایی از نظام امتیاز بگیرند.
4- عملکرد هوشمندانه نیروهای انتظامی در مواجهه با این حادثه و هماهنگی میان دستگاهها نشان داد تاریخ مصرف سوءاستفاده فتنهگران از معدود عوامل سرسپرده دشمن برای بهرهگیری از اینگونه تجملات به پایان رسیده است.
5- اما نکته مهم و قابل تقدیر هوشمندی مردم ایران در مواجهه با حادثه است، بهرغم اینکه فتنهگران از تمامی ظرفیتها و دروغپراکنیها برای کشاندن مردم به صحنه به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس استفاده کرده بودند، اما ادبار اجتماعی به آنها نشان داد ماهیت فتنهگران برای کسانی که ممکن بود به دلایل بعضی نارضایتیها و آسیبهای اجتماعی به صحنه بیایند، روشن شد و آنها دیگر قادر نیستند به زعم خود با اتکا بر آرای اجتماعی برای دشمنان نظام فرصتسازی کنند.
6- این حادثه اما مسئولیت دولتمردان را در رسیدگی به مردم و حل مشکلات و آسیبهای موجود اجتماعی سنگینتر میکند، اگرچه زحمات و خدمات آنها در سالهای اخیر خود در اقبال مردم به سمت نظام مؤثر بوده است.
7- این حادثه نشان داد تعلل در برخورد با سران فتنه جایز نیست زیرا اکنون دیگر مزدوری آنها برای بیگانگان آشکار شده و تداوم عملکرد آنها حتی از اقدامات صدام بعثی برای نظام هزینههای بیشتری را به همراه دارد.