به گزارش ابصارنیوز، سخنان روز ۲۱ بهمن امسال هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی که در آن مواضعی غیرشفاف اتخاذ کرده بود، در بین اخبار گم شد، مواضعی که پیش از این یکبار در دوران انتخابات بیان شد و آتشهای برافروخته نمایان شد، روز گذشته نیز در پی سخنان هاشمی همان قضایا دوباره تکرار شد.
هاشمی رفسنجانی، در این مصاحبه ابتدا سخنانی را به صورت سربسته درباره قانون اساسی و آنچه «مردم ناراضی» نامید بیان میکند.
وی گفته است: متاسفانه مشکلات داریم. از نظر اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی اسلامی. و خیلی چیزها را نمیتوانیم بگوییم اسلامی است. از لحاظ مردم هم بالاخره بخشی از مردم ناراضی هستند. به هر دلیلی. حالا یا حقشان باشد یا نباشد. باید بهتر از این، مردم را در صحنه نگه داریم. قانون اساسی هم باید بهتر از این مراعات بشود.
رئیس مجلس خبرگان در ادامه مصاحبه خود روشن میکند که منظورش از «قشر ناراضی» همان جریان فتنه ۸۸ است. با این حال او از آنان دعوت کرده است که بدون هیچ شرطی به عرصه سیاسی کشور برگردند.
هاشمی حتی گفته است که وقتی فتنه گران به عرصه سیاسی کشور برگشتند نباید گذشته آنان و اقداماتی که علیه نظام و همسو با دشمن انجام دادهاند به روی آنها آورد: «من به این قشر ناراضی توصیهام این است که بیائید در صحنه. انقلاب مال آنها هم هست. همه بیایند. حتی آنهایی هم که در انقلاب نبودند، سهمی هم نداشتند بیایند. این کشور مال آنها هم هست. ما میخواهیم همه بیایند. ما الان آلترناتیوی برای وضع موجود نداریم. همین را باید حفظ بکنیم. با اصلاحات. با ترمیمهایی که لازم است انجام بدهیم. این طرف هم بعدها این را به رخ آنها نکشند که برای ما آمدند. همه به عنوان وظیفه ملی و انقلابی و اسلامی بیایند. راهپیمایی ۲۲ بهمن متعلق به همه مردم ایران است. همین که به رخشان بکشند، دیدید اینجوری شد، دیدید آن طور شد، همین ممکن است موجب ریزش نیروها بشود. شرط حضور مردم این است که شماتتها را کنار بگذارند.»
این قسمت از سخنان هاشمی رفسنجانی قابل تامل و تحلیل است، غیر شفاف بودن مواضع هاشمی از آنجایی است که همچون گذشته هم به دفاع از فتنه گران پرداخته و خواستار بازگشت آنها شده، هم برای بازگشت آنها در حالی که از خواسته مردم با خبر است هیچ شرطی را قبول نکرده و در نهایت عنوان کرده است که هیچ آلترناتیوی در حال حاضر وجود ندارد و باید با این وضع سر کرد تا اصلاحاتی صورت گیرد.
آلترناتیوی که آقای هاشمی از آن سخن گفته است در لغت و در اصطلاحات سیاسی یعنی بیرقیب بودن، بیرقیب بودن در حوزه سیاسی و حکومت، از نظر لغوی هم یعنی جانشین یا رقیب.
این مواضع چه مفهومی میتواند داشته باشد، قطعا هاشمی کدهایی در سراسر مصاحبه خود داده است، منظور وی از نبودن آلترناتیوی در حال حاضر به دولت متوجه نمیشود، بلکه منظور از این سخنان، نظام را مخاطب خود قرار داده است.
پاسخ به این سوال که منظور هاشمی از «عدم وجود آلترناتیو» در وضع موجود چیست روشنگر برخی مسایل است.
بعد از حوادث و اغتشاشات سال گذشته، رهبر معظم انقلاب بارها از فتنه یاد کردند، و از مسئولان و خواص خواستند تا به روشنگری در این باره اقدام کنند و آن را کالبد شکافی کنند، گذشته از آنچه برخی افراد همچون آقای صفارهرندی وزیر سابق ارشاد دولت نهم، یا علیرضا زاکانی رئیس ستاد انتخاباتی آقای قالیباف در انتخابات ۸۴، که به ادعادی روشنگری در مساجد و دانشگاهها و برخی محافل و مجامع دیگر حضور مییابند و به جای کالبدشکافی فتنه، به تخریب علیه دولت میپردازند، هنوز خیلی از مسئولان به درک این موضوع نایل نیامدهاند.
بعد از شکست قاطع فتنه گران در سال گذشته، شبکههای ناچیز زیرزمینی این عوامل استکبار شروع به فعالیت کرد تا دیروز دوباره خود را نمایان کرد، این مورد را باید در کنار سخنان هاشمی قرار داد که از «مردم ناراضی» سخن به میان آورده بود.
منظور هاشمی در این سخنان چه میتواند باشد جز اینکه، این مردمی (یا همان بازوهای اجرایی اسرائیل و آمریکا) که هاشمی آنها را ناراضی میخواند، هم اکنون حضور دارند، اما امکان بروز نارضایتی خود را ندارند، لذا در شرایطی که آلترناتیوی (جایگزینی) برای این وضع موجود نیست، باید این شبکههای زیر زمینی به کار خود ادامه دهند تا روز بروز نارضایتی فراهم آید.
اصرار هاشمی از سال گذشته تا به حال بر وجود مردم! ناراضی، یعنی اینکه وی قرار است این وضع موجود را در اغتشاشگرانی که هاشمی آنها را مردم میخواند، حفظ کند و به محض آنکه متوجه شود یک آلترناتیو به وجود آمده است این شبکههای زیر زمینی خود را علنی کنند.
علیرغم آنکه هاشمی تاکید میکند این جریان به نظام بازگردد و پیش شرطی هم برای ورود آنها به نظام وجود نداشته باشد، روز گذشته دوباره شاهد اغتشاش این جماعت محارب بودیم، در حالی که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هیچگاه حتی یک کلمه در مورد این افراد سخنی به میان نیاورده و ترجیح داده تا در میان روزه سکوت خود در مورد این جریان، غیرمستقیم کدهایی برای ادامه فعالیت آنها نیز بدهد.
اگر این نیست، بهتر است رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هر چه زودتر در مواضعی علنی و شفاف از این جماعت اعلام برائت کند، چیزی که پس از گذشت بیش از یک سال از حوادث سال پیش هنوز اتفاق نیافتاده است.
بازی قدرت برخی خواص (چه مردود شدهها و چه مردود نشدهها) و پرداختن به تخریب دولت، در میان توصیههای مقام معظم رهبری مبنی بر کالبدشکافی فتنه، چنان این خواص مسکوت را به ورطه قدرت بازی انداخته، که فراموش کردهاند سال گذشته چه اتفاقی افتاد و از خاطر بردهاند که رهبر انقلاب یک تنه در این مدت نگذاشتند اتفاقات براندازانه جریان نفاق از یادها برود.
کسانی که نسبت به این قضایا تاسف نخورند و ناراحت نشوند و خواصی که اعلام برائت نکنند باید به درون خودشان رجوع کنند تا ببیند چه کردهاند که از آماده شدن زمینه سازی برای ظهور حضرت روی گردان هستند، کسانی که از ایجاد بحران در حکومت اسلامی حمایت میکنند و یا در برابر آن سکوت میکنند، در برابر ظهور ایستادهاند.
چرا که تمام کشورهای منطقه امروز چشمشان به ملت و حکومت ایران برای الگوگیری است، و چون این مدل را موفق دیدهاند با تاسی از آن، علیه حاکمان مستبد و مستکبر خود شوریدند، حال کسانی که اینگونه وجه این حکومت و مدل را تخریب میکنند، باید جوابگو باشند که چرا لشکر عمرسعد را پر میکنند.