
سران ملتهای غربی و در رأس آن سردمداران کاخ سفید که این روزها نگرانی خود را از تحولات منطقه خاورمیانه و خیزشهای مردمی درکشورهای عربی ابراز و تمام توان و تلاش خود را برای آرام ساختن مردم و جلوگیری از تداوم قیام مردم بسیج کردهاند، همان حامیان فتنه رنگی و اغتشاشگران پس از انتخابات سال گذشته در ایران هستند که وقیحانه به بهانه حمایت از حقوق معترضان و دفاع از آزادی و حقوق بشر از هیچگونه تلاشی برای تداوم آشوبها فروگذار نبودند. به عنوان مثال در حالی که در حال حاضر فیسبوک به بهانه جلوگیری از خشونت، مردم مصر را از بهرهبرداری از این شبکه مجازی محروم میسازد، در فتنه رنگی ایران حتی تعمیرات خود را به عقب انداخته بود تا هیچ اختلالی برای ارتباطگیری شبکه مجازی فتنهگران پیش نیاید و این تصمیم ریشه در جلسات مشترک مسئولان این شبکهها با وزیر خارجه امریکا خانم کلینتون داشت که با انقلاب توئیتری نامیدن اغتشاشات در ایران، حساسیت امریکا را به سرنوشت اغتشاشات به این گروه از عوامل جنگ نرم گوشزد میکرد یا شاید ناشی از دستور پنتاگون به این مجموعههای به ظاهر آزاد اما مرتبط با سیاستهای میلیتاریستی کاخ سفید بودکه اعلام داشته بود:«این رسانههای اجتماعی یک دارایی راهبردی عظیم برای امریکا به حساب میآیند» بماند که دبیر سفارت انگلیس شخصاً سبزپوش شده و در اغتشاشات خیابانی به نفع فتنهگران رنگی در تهران به خیابان آمده بود، اما در مصر برای ایجاد وحشت در میان تظاهرکنندگان کامیونت پلاک سیاسی سفارت امریکا با وحشیگری تمام خود را به جمعیت زده و تعداد زیادی از آنان را زیر گرفته و کشته و زخمی میکند. به نظر میرسد این قبیل رفتارهای دوگانه علاوه بر ماهیت ریاکارانه مدعیان دموکراسی و حقوق بشر، بیشتر به تفاوت ماهیت اغتشاشات در ایران و اعتراضات در کشورهایی چون مصر و تونس برمیگردد که برخی از معرفهای این تفاوت ماهیتی عبارتند از:
1- در اعتراضات مصر و تونس بیشترین اعتراض به وابستگی رژیمهای حاکم بر غرب و امریکاست و بنابراین پرچم امریکا و اسرائیل به آتش کشیده میشود، ولی در اغتشاشات تهران به سیاستهای ضدغرب و امریکاستیز و ضداسرائیلی حمله میشد که سردادن شعار انحرافی مرگ بر روسیه و ضربدر کشیدن روی شعارهای مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل مصادیق آن بود.
2- جمعیت معترض در خیزش مردمی فعلی در کشورهای اسلامی، گرایش دینی و اسلامی خود را با شاخصههایی چون نماز جماعت و پوشش اسلامی و احترام به نهادهای دینی به نمایش میگذارد، اما در اغتشاشات سال گذشته تهران نه تنها خبری از این رفتارهای دینی نبود بلکه سبزها در روز قدس و ماه مبارک رمضان با به همراه داشتن بطریهای آب معدنی و روزهخواری به خیابان آمده و مساجد و نمازگزاران از دست آنان در امان نماندند و حرمت ماه محرم و روز عاشورا هم از سوی آنان در هم شکسته شد.
3- معترضان قیامهای مردمی فعلی به دنبال کنار زدن رژیمهای سکولار و غربگرای حاکم هستند و فتنهگران و آشوبطلبان سال گذشته در تهران برای تغییر حکومت دینی و حاکمیت یک جریان سکولار و غربگرا در تلاش بودند. از این رو مجموعهای از شاخصهها و مصرفها فتنه سال گذشته تهران را یک انقلاب مخملی به نفع حاکمیت جریان غربگرا و خیزشهای مردمی فعلی در کشورهای عربی – اسلامی را انقلابی به نام خدا و برای حاکمیت سیاست دینی و استقلال از وابستگی به غرب معرفی مینماید که راز رفتارهای دوگانه مدعیان حقوق بشر و دموکراسی با این دو پدیده را برملا میسازد.